اکونومیست: امیدواریهای زودهنگام ترامپ برای خاورمیانه جدید

به اعتقاد اکونومیست، دو خاورمیانه موازی وجود دارد. یکی از این خاورمیانهها، قلمرو دیپلماسی امیدوارکننده ترامپ است.
به گزارش «انرژی امروز» اکونومیست نوشت: آمریکا و ایران در حال برنامهریزی برای مذاکره برای اجرای یادداشت تفاهمی هستند که در ۱۷ ژوئن امضا شد. ونس خواهان ایجاد یک خط تلفن مستقیم است که از طریق آن پنتاگون بتواند با سپاه صحبت کند. اسرائیل و لبنان هم اولین توافق دیپلماتیک رسمی خود را در ۴۳ سال گذشته امضا کردهاند.
اما خاورمیانه واقعی هم وجود دارد. ایران هنوز به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز حمله میکند و با آمریکا و متحدانش تبادل آتش میکند. اسرائیل هنوز لبنان را بمباران و جنوب آن را اشغال کرده و حزبالله تهدید به یک جنگ داخلی جدید میکند.
امروزه این دو خاورمیانه کنار هم هستند: هم درگیریهای لفظی بیشتر و هم جنگهای لفظی بیشتر خواهد بود. دیپلماسی پیشرفت کمی داشته است.
آخرین بار ایران در ۲۵ ژوئن به یک کشتی کانتینری با پرچم سنگاپور، Ever Lovely، حمله کرد، روز بعد، آمریکا اهداف نظامی در جنوب ایران را بمباران کرد، بعد ایران موشکها و پهپادهایی را به بحرین و کویت شلیک کرد. بعد آمریکاییها اعلام کردند که جنگ تمام شده و کشتیها میتوانند «آزادانه» از طریق تنگه «حرکت کنند».
بخش اول ادعای آمریکا احتمالا درست است. حملات تلافیجویانه از نظر اندازه و دامنه محدود بودند؛ نقض آتشبس بود، اما نقضی جزئی.
بخش دوم اما مشکوک است. با مسدود شدن خطوط کشتیرانی معمول از طریق هرمز توسط مینها، کشتیها باید یکی از دو مسیر جایگزین را انتخاب کنند. ایران خواستار استفاده از گذرگاه شمالی از طریق آبهای سرزمینی خود است که مستلزم هماهنگی با سپاه است. اما عمان و سازمان بینالمللی دریانوردی، تلاشی برای عبود ۶۰۰ کشتی سرگردان از خلیج فارس را آغاز کردهاند.
اگرچه تفاهمنامه خواستار بازگشایی هرمز ظرف ۳۰ روز بود، ایران مصمم است که کنترل خود را حفظ کند. مسیر جنوبی این کنترل را تهدید میکند. یک خط تلفن ویژه نمیتوانست از درگیری جلوگیری کند: وقتی آمریکا و ایران اهداف ناسازگاری در هرمز دارند، سر چه چیز باید بحث کرد.
بازارهای نفت نسبت به این حادثه بیتفاوت بودند. اما به گفته شرکت تحلیل کشتیرانی ویندوارد، حداقل ۶۲ کشتی روز قبل از حمله به کشتی Ever Lovely از تنگه عبور کردند. این تعداد در ۳۰ ژوئن به ۴۲ کشتی کاهش یافت و بیشتر آنها از مسیر شمالی استفاده کردند.
در آن سر دنیا روی کاغذ توافق اسرائیل و لبنان بلندپروازانه به نظر میرسد. این توافق دولت لبنان را به خلع سلاح حزبالله متعهد میکند. اگر این اتفاق بیفتد، ارتش اسرائیل از سرزمینهای اشغالی خود در جنوب لبنان، عقبنشینی مرحلهای انجام خواهد داد. اما ایران خواستار آتشبس و خروج کامل اسرائیل است. جواب آمریکا منفیست اما زبان آن آنقدر مبهم است که هر دو ادعا را تایید کند.
از دیدگاه اورشلیم، این توافق سه مشکل فوری را حل میکند. اول، دو جنگ را از هم جدا میکند: اقدامات اسرائیل در لبنان توسط این توافقنامه اداره خواهد شد، نه تفاهمنامه ایران و آمریکا. دوم، عقبنشینی برخی از نیروها فشار بر ارتش اسرائیل را کاهش میدهد. سوم، به بنیامین نتانیاهو در انتخابات امسال کمک میکند. این توافقنامه مهلتی برای خروج اسرائیل تعیین نمیکند؛ این روند شاید سالها طول بکشد.
در لبنان منتقدان توافق میگویند فقدان جدول زمانی به این معنی است که ممکن است به مشروعیت بخشیدن به یک اشغال طولانی دیگر توسط اسرائیل منجر شود. و دولت لبنان را هم از «اقدامات خصمانه یا نامطلوب» علیه اسرائیل منع میکند، امتیازی قابل توجه از سوی یک کشور مستقل.
طرفداران توافق اما میگویند مذاکرات مستقیم با اسرائیل به تعویق افتاده و باید به ایران اجازه داده شود به نمایندگی از یک گروه شبهنظامی میانجیگری کند که این نیز نقض حاکمیت لبنان است. همه در مورد اجرای کامل این توافق تردید دارند.
پس از امضای این توافق نماینده حزبالله در مجلس، هشدار داد که دولت لبنان نمیتواند آن را اجرا کند «مگر اینکه با حمایت آمریکا به استقبال جنگ داخلی بروند». چنین تهدیدهایی در کشوری که از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰ درگیر یک درگیری فرقهای ویرانگر بوده، وحشتناک است.
این موارد میتواند مذاکرات بین آمریکا و ایران را به تعویق بیندازد. ایران میگوید تا زمانی که تفاهمنامه به طور کامل از جمله در لبنان اجرا نشود، هیچ مذاکره مستقیمی نمیتواند وجود داشته باشد.
هنگام امضای تفاهمنامه، مقامات آمریکایی از دوران جدیدی در روابط بین آمریکا و ایران بسیار خوشحال بودند. دو هفته بعد از آن اوضاع بسیار شبیه به دوران پیشین است.



