صفبندیها درباره شرکت ملی حفاری
این روزها صندلی ملی حفاری داغترین بحثها را در طالقانی تهران برانگیخته است. روزهای آینده مشخص میکند زور کدام طیف به انتصاب میچربد.
15آذرماه نوشتیم که حیدر بهمنی اول دی ماه موعد تمدید بازنشستگیاش سر میاید و 65 سالگی را تمام میکند و رفتنی است. خبر منتفی شدن خصوصی سازی ملی حفاری هم که برای چندمین بار به تعویق میافتد هم با همان خبر اطلاع رسانی شد. حیدر بهمنی مظهر و نماد حفاری ایرانی است. حفاری ایرانی اگر افتخاری دارد حیدر بهمنی سهم زیادی از آن دارد، اگر هم ضعف و نارسایی داشته باشد باز بهمنی سهمی زیادی در آن دارد. هویت ملی حفاری با اسم حیدر بهمنی طوری ممزوج شده است که میتوان مرحوم هاشمی و دانشگاه آزاد را مثال زد.
رابطه زنگنه و بهمنی همیشه در هالهای خاکستری بوده است. در دور اول وزارت نفت زنگنه حیدر بهمنی بعد از مخالفتهایش با تغیر ساختار مناطق نفت خیز به لندن فرستاده شد که به تعبیر خودش، تبعید از حوزه اصلی کار و فعالیت بود. در دوران احمدی نژآد او دوباره به ملی حفاری برگشت. در چند جا و به صراحت گفته است که اوج فعالیتهای ملی حفاری در دوران احمدی نژآد بود. ولی این روزها میگوید که آن دوران دوران خوبی نبود و با من هم برخورد شد. مهمترین مساله ای که در شرکت ملی حفاری مطرح است و پی گیری میشود مساله خصوصی سازی این شرکت است. این تصمیم بر خلاف تبلیغات این روزها، فقط خواست این دوران و این وزارت نبوده است. در دوران نوذری هم واگذاری ملی حفاری تقریباً نهایی شد و به انتخابات 88 خورد و به حاشیه رفت. بعد از آن هم میر کاظمی ارادهای در این زمینه از خود نشان نداد. از همان مطالعه دوران نوذری تقسیم شرکت ملی حفاری به سه شرکت درآمد و مختص این روزها نیست. کنسل شدن این روزهای خصوصی سازی ملی حفاری به خاطر یک تحلیل امنیتی و استراتژیک بود. شرکت ملی حفاری در دروان تحریمهای ظالمانه علیه کشور، کسب وکار این حوزه را گرم نگه داشته و حفاری تعطیل نشده بود. خب اگر قرار باشد غرب دوباره رفتارش با ایران را عوض کند و به تحریم روی آورد باید یک شرکت ملی در اختیار وزارت نف وحاکمیت باشد که کسب وکار این حوزه تعطیل نشود. این خدمات ملی حفاری که با رویکرهای بهمنی پیوند خورده است البته بی نقد و ایراد نیست. منتقدان بهمنی معتقدند روش او در اداره این شرکت دو اشکال اساسی دارد. اولاً با پایین دادن قیمت در مناقصهها عملاً زمینه رقابت را از بین میبرد. این قیمت پایین دادن نه به معنای انجام کار با قیمت پایین است بلکه فقط گرفتن کار با قیمت پایین است و بعد از گرفتن کار با بهانهها و روشهای مختلف از کارفرما اضافه پرداخت میگیرند. کارفرما هم به دلیل اینکه ملی حفاری شرکتی دولت است راحتتر هم در مناقصه او را برنده میکند و هم به اضافه پرداختهایش روی خوش نشان میدهد. نقد مهم دیگری که به بهمنی وارد است، قوم گرایی و درواقع لرگرایی اش در مدیریرت شرکت است. این یک نقد است که حیدر بهمنی در استخدام و کار دادن و توجهات مدیریتی ملاحظات قومی را در نظر میگیرد که در خوزستان با ساختار چند قومیتی و رقابتهای زیر پوستی بین لرها وعربها این رفتار میتواند چالش آفرین باشد.
زمزمه کنار رفتن بهمنی که بالا گرفته است برخی نیروهای با نفوذ به تکاپو افتادن برای ابقای حیدر بهمنی. از مهمترین این اشخاص سیف الله جشن ساز است. رویکرد جشن ساز در جلب حمایت برای آقا حیدر پر رنگ کردن تقابل زنگنه و بهمنی است. تحلیلی که او ساخته است این است که زنگنه چون میخواهد ملی حفاری را خصوصی کند حیدر مانع است و میخواهد او را بردارد. این تحلیل در قالب یک گزارش در رسانهها هم بازتاب یافت. جریان موازی برای رقابت با بهمنی و کسب مدیریت ملی حفاری را حسنوند رییس کمیسیون انرژی هدایت میکند. او و بهروز نعمتی و تاجگردون چندی پیش با زنگنه جلسهای داشتند و از او خواستند حافظی مدیرعامل سابق فلات قاره را مدیرعامل ملی حفاری کند. در واقع از یک طرف جشن ساز برای ابقای بهمنی تلاش میکند و از طرفی هم حسنوند برای انتصاب حافظی. جنوبیها هم در مرکز و هسته این لابی گری ها هستند. البته یک گزینه تازه هم درآمده است و آن مجتهدی مدیر عامل پیرا حفاری است. در واقع جنوبیها از حیدر و جشن ساز فاصله گرفتند و از او حمایت نمیکنند. روزهای آینده مشخص میکند زور کدام طیف به انتصاب میچربد. شاید هم برای مدتی جایگزینی بهمنی کنسل شود که در واقع جشن ساز برنده شده است. این روزها صندلی ملی حفاری داغترین بحثها را در طالقانی تهران برانگیخته است. راستی به یک خبر هم بد نیست توجه کنیم. برای آتش خاموش کردن پلاسکو ظاهراً از ملی حفاری کمک خواسته شده است. شرکتی که آتش اختلافات را روشن کرده است برای خاموش کردن آتش قلب تهران میاید. عجیب است….