ردپای تجهیزات غیراستاندارد در حوادث نفتی
ردپای تجهیزات با استانداردهای پایین و نامتناسب را که به دلیل تحریمها جایگزین کالاهای اصل و باکیفیت شدهاند، در حوادث ماههای اخیر در صنعت نفت را نمیتوان از نظر دور داشت.
حوادث صنعت نفت طی یک سال اخیر توجه بسیاری را به خود معطوف کرد. البته برخی از این حوادث در حدی نبود که در شرایط معمول بتواند بازتاب رسانهای داشته باشد و صرفاً به دلیل گسترش شبکههای مجازی و دسترسی آسان اغلب مردم به رسانههای موبایلی، کوچکترین حادثه در صنعت نفت نیز بازتاب پیدا میکرد. کمااینکه در سالهایی که خیلی هم دور نیست، حوادث بزرگ صنعت نفت چندان مورد توجه رسانهها قرار نمیگرفت و به دلیل فقدان شبکههای اجتماعی، مغفول واقع میشد. مصداق بارزش، دو حادثه در پتروشیمی بندرامام در زمان دولت قبل بود. چند روز پس از حادثه پلاسکو، تصاویر آتش نشانانی که در پتروشیمی بندرامام دست جان باختند دست به دست میشد، اما در زمان بروز حادثه، دولت وقت و وزارت نفت، روی این حادثه سرپوش گذاشتند و نه گلایهای از عدم حضور وزیر وقت در محل حادثه بود و نه درخواستی از طریق شبکههای اجتماعی برای پیگری این حادثه توسط دولت و شهید نامیده شدن جان باختگان آن حادثه.
صرفنظر از برخورد دوگانه با این حوادث در زمان دو دولت که علاوه بر نگرش سیاسی به این حوادث، ضریب نفوذ و تاثیرگذاری بالای شبکههای اجتماعی را هم نشان میدهد، نکتهای که در مورد حوادث یک سال اخیر در صنعت نفت و صنایع وابسته بویژه گاز و پتروشیمی مغفول مانده، نقش تجهیزات و کالاهای فاقد استاندارد مناسب در این حوادث است.
در زمان تحریمهای سنگین بر ضد جمهوری اسلامی ایران که بیش از هر حوزهای صنعت نفت را نشانه گرفته بود، هرچند مسوولان وفت اجرایی کشور آن را کاغذپاره و فاقد تأثیر میخواندند، اما تاثیرات آن تحریمها، همان زمان هم مشخص بود و با تغییر دولت و به تبع آن لغو تحریمها، آثار ناگوار آن بیش از پیش هم آشکار شده است. در آن دوره تحریمها موجب شد ایران نتواند تجهیزات و کالاهای موردنیاز صنعت نفت را، چه در فازهای در حال تکمیل پارس جنوبی و چه در صنایعی که نیاز به تعمیرات اساسی و تغییر تجهیزات داشتند وارد کند. ورود کالاها و تجهیزات اصل از اروپا و آمریکا ممنوع بود و اگر قصد واردات این تجهیزات را داشتیم یا باید از طریق واسطه و به چند برابر قیمت اصلی به کشور میآمد که آن هم در لحظات آخر، اغلب با موانع پیشبینی نشده مواجه میشد که مدیران وقت حتماً به یاد دارند. تجهیزات به خلیج فارس که میرسید، دلالها راه خود را به سمت دوبی یا شارجه کج میکردند و به بهانه خطر دور زدن تحریم، پول بیشتری علاوه بر پول چند برابری تأمین کالا طلب میکردند تا تجهیزات را به بنادر ایران برسانند که این هزینههای سنگین به اصطلاح دور زدن تحریمها از جیب مردم ایران پرداخت میشد. اما هزینههای سنگین موجب میشد که مسوولان وقت به تأمین کالاها و تجهیزات از طریق منابع آسیایی بویژه چینیها روی آورند تا تجهیزات مشابه را با قیمت کمتری وارد کنند و بیش از این شاهد تأخیر در راه اندازی پروژهها یا تأخیر در اورهال نباشند.
اما آثار این تجهیزات و کالاها که ظاهراً استاندارد بودند اما تفاوت اساسی با تجهیزات اصلی داشتند خیلی زود خود را نشان داد. به عنوان نمونه هر متخصصی در صنعت نفت میداند که برخی تجهیزات زیمنس آلمان یا بویلرها و … مشابه چینی ندارد و اگر داشته باشد، نمیتواند پاسخگوی نیازها باشد. چنین موردی در مورد سایر کالاها و تجهیزاتی که در داخل ایران امکان تولید ندارند هم صدق میکند.
یک منبع آگاه در این زمینه به کانال تلگرامی از نفت چه خبر گفت که به دلیل نامناسب بودن برخی تجهیزات و کالاهایی که در زمان تحریم برای نصب در تاسیسات پارس جنوبی خریداری شده بود، با صرف وقت و هزینههای بالا در حال تغییر و جایگزین کردن آن با تجهیزات اصلی هستیم تا نه تنها شاهد بروز حوادث مشابه در تاسیسات جدید نباشیم، بلکه مدت زمان کارکرد تجهیزات افزایش یابد.
او مسئولیت بررسی دلایل اصلی بروز حوادث در صنعت نفت و صنایع وابسته را با نهادهای مسئول در وزارت نفت دانست اما در عین حال گفت: ارتباط برخی از حوادث سال جاری در صنعت نفت با تجهیزات و کالاهای غیراستاندارد، تأیید شده است.
بنابراین ردپای تجهیزات دارای استانداردهای پایین و نامتناسب را که به دلیل تحریمها جایگزین کالاهای اصل و باکیفیت شدهاند، در حوادث ماههای اخیر در صنعت نفت را نمیتوان از نظر دور داشت. اما شاید برخی مصلحت اندیشیهای سیاسی در قبال تحریمها که حالا با روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا دوباره جان گرفته، شفافسازی در این مورد را در سایه قرار دهد. هرچند که فعالان صنعت نفت و مهندسان و مدیران پروژهها تفاوت تأمین کالا و تجهیزات و کیفیت آنها را در دوران تحریم و پس از آن به خوبی درک میکنند.