احمدینژاد حاصل قیمت بالای نفت بود
در پی اقدامات اخیر محمود احمدینژاد و یاران او از جمله بستنشینی در حرم شاه عبدالعظیم حسنی، دور تازه تحلیلها در فضای سیاسی درباره چگونگی ظهور تیم هدایت دولتهای نهم و دهم شکل گرفته است.
به گزارش انرژی امروز، در این میان عباس عبدی، فعال سیاسی و تحلیلگر شاخص اصلاحطلب، در گفتگویی به ریشههای نفتی احمدینژاد اشاره کرد و گفت: دولت احمدینژاد و هیات دولت آن را میتوانید ناشی از قیمت بالای بشکههای نفت ببینید. درآمدهای نفتی وقتی به ۵۰-۶۰ تا ۱۰۰ دلار رسید طبیعی است که چنین سیاستمدارانی هم از دل این شرایط بیرون میآید.
وی افزود: در گذشته بارها متذکر میشدم اما بسیاری توجهی به سیاستهای ناشی از قیمت بالای نفت نکردند. کل سیاستّهای دولت قبل مبتنی بر درآمدهای نفتی است چه توزیع یارانه، چه مسکن مهر چه نحوه برخورد با جهان خارج و … ناشی از افزایش درآمدهای نفتی است. هنگامی که از سال ۹۰ این افزایش درآمدها متوقف شد و با تحریم مواجه شدیم؛ این سیاستها هم متوقف ماند و حتی این گروه سعی کردند در جهت عکس سیاستهای قبلی حرکت کند.
عبدی ادامه داد: بنابراین، این گفتمان- البته اگر بتوان نام گفتمان بر آن نهاد- در درجه اول محصول افزایش شدید رانت و درآمدهای نفتی ایران بود. البته شاید این سوال مطرح شود که چرا این شرایط در کشورهای دیگر بجز ونزوئلا به وجود نیامد. به هر حال زمینههای مختلفی وجود دارد از جمله زمینههای داخلی و زمینههای بینالمللی که فغلا مجال بحث آنها نیست. در زمینه بینالمللی هم شاهد هستیم که فضای مجازی باعث شد سیاستمداران عوامفریب بتوانند نفس بکشند و بالاتر بیایند. سیاست تا حدی تودهای به معنای منفی آن شدهاست. این نوع سیاستورزان هم میتوانند در این شرایط از این نمد برای خود کلاهی بدوزند.
وی با تاکید بر اینکه «خاستگاه سیاسی احمدینژاد بخشی محصول افزایش درآمد نفتی است؛ ولی این به تنهایی کفایت نمیکند»، تصریح کرد: بخشی دیگر محصول وجود گروههایی است که از طریق توزیع رانت نفت به ندای آنان لبیک بگویند. این گروه نیروهای حاشیهای جامعه هستند که نه در بطن سنت به معنای دقیق آن هستند و نه به مدرنیته جذب شدهاند؛ نیروهای میانهای که هم میتوانند در حاشیه جامعه باشند و هم میتوانند در حاشیه شهر یا اقتصاد و حتی سیاست باشند.
وی افزود: متن اقتصاد، سیاست و فرهنگ در ایران آنقدر قوی نیست که نیروهای حاشیهای به معنای دقیق کلمه حاشیعای و ضعیف باشند. آن زمان وضعیت به شکلی درآمد که حاشیه بر متن غلبه کرد و این نیروها از دل حاشیه به متن جدیدی آمدهاند. بنابراین اقیانوسی که این ماهیگیر میتواند از آن ماهی بگیرد اقیانوس حاشیهنشینی در هر حوزهای است. در واقع میتوان گفت خاستگاه اصلی این جریان اینگونه است که توضیح دادهشد.
عبدی تصریح کرد: معمولا با افزایش درآمدهای نفتی قدرت لازم برای فعلیت یافتن پیدا میکند و میتواند. فراموش نکنیم با افزایش درآمدهای نفتی حتی نیروهای غیرحاشیهای هم که در سیاست هستند سعی میکنند که نیروهای حاشیهای را به استخدام خود در آورند در واقع این درآمدها تولید کننده احمدینژادیسم است اما احمدینژاد خودش هم تا حدود زیادی از حاشیه بود که بالا آمد.
این تحلیلگر سیاسی درباره موقعیت کنونی احمدینژاد گفت: احمدینژاد در ساخت سیاسی و رسمی کشور جایگاه مهمی ندارد. همه کسانی هم که تا پیش از این با او رابطه خوبی داشتند حالا متوجه شدهاند که این رابطه میتواند چه عوارضی داشتهباشد. در جامعهای امروز ایران او میتواند همیشه به صورت یک ظرفیت در نظر گرفته شود، در صورتی که نیروهای حاشیهای قوی بشوند و نیروهای متن ضعیف. نیروهایی مثل احمدینژاد میتوانند جذب کنند حاشیه علیه متن باشند. بنابراین، فارغ از شخص احمدینژاد افراد دیگری میتوانند این ظرفیت را داشتهباشند و احمدینژاد دوم یا سوم باشند ضمن آن که خود احمدینژاد هم همچنان این ظرفیت را دارا است.