مهار آتش پایان کار نیست…
سعید ساویز، کارشناس نفت، و الینا باقری، رییس برنامهریزی حفاری شرکت نفت و گاز پارس
آخرین مراحل پاکسازی محوطه چاه 147 رگ سفید و در نتیجه آن، مستقیم شدن شعله با موفقیت به پایان رسید. انجام این کار خطیر زیر یک شعله عظیم وگرمای وصفناشدنی این امکان را بوجود میآورد که پس از مستقیم شدن شعله شرایط قراردادن استینگر بر روی آن فراهم شود و اگر فوران گیر و شیلنگهای هیدرولیکش سالم باشد و یا حتی مسیر تزریق سیال هنوز در دسترس باشد؛ میتوان از بالا شعله و فوران را کنترل کرد.
حرف زدن در مورد نقشه کنترل از بالا یا همان Top Kill ساده است؛ اما فقط کافی است در دل شب سری به محل چاه بزنید تا گرما و شعله فراوان و صدای مهیبی را احساس کنید؛ آتشی که بیشتر آدم را یاد تنوره دیوان شاهنامه میاندازد. تا به امروز چندین هفته است که بچههای جنوب و ملی حفاری از مدیرعامل تا مهندس و حفارو راننده و آتشنشان با صورتهای دودزده در تلاشند تا پشت این شعله مهیب را به خاک بمالند و بر روی این تشک هیج ایرانی نبازد. همزمان دکلهای 93 و 94 نیز چندی است در منطقه مستقر شده و کار حفاری چاههای Relief well در حال انجام است تا اگر روش Top kill کارگر نشد؛ از پایین و به اصطلاح Bottom kill فوران کنترل شود.
اما بیایید فرض کنیم که کار مهار چاه و اطفای این حریق به پایان برسد، چه کارهایی باید صورت گیرد تا وقوع رخدادهایی از این دست به حداقل برسد؟ در دنیا وقتی حوادثی از این دست رخ میدهد؛ چه اقداماتی در ادامه صورت میپذیرد؟ آیا پس از وقوع حادثه خلیج مکزیک تغییراتی در قوانین و مقررات ایمنی و دستورات عملکرد حفاری در دنیا بوجود آمده است؟ پس از حادثه نفتشهر چه تغییراتی در قوانین و دستورالعملهای حفاری در ایران بوجود آمد؟ آیا حتی گزارش حادثه آن رسانهای شد؟ آیا تاریخچه حوادث پیشین در منطقه رگ سفید موجود است و در صورت وجود، آیا پیش از جانمایی دکل بررسی شده بود؟
مادامی که فقدان یک سیستم پایش مستمر باعث شود تا کنترل و پایش فرآیندها از حفاری گرفته تا بهرهبرداری و پالایش به توانایی و تجربه افراد متکی باشد؛ انتظار خطای انسانی و قصور امری کاملا محتمل خواهد بود. حتی اگر با تجربهترین افراد که دارای تحصیلات بالایی هستند بدون وجود سیستمی مدون مسئولیت کنترل فرآیندهای خطیری مانند آنچه در صنعت نفت در جریان است را بپذیرند، همواره امکان خطا و اشتباه و بروز حادثه وجود خواهد داشت و این امری اجتنابناپذیر است.
مدیریت ریسک و مدیریت بحران
پیشرفت علم مدیریت، دو شاخه مهم از این علم را به دنیای صنعت معرفی کرده که نقش مهمی در کاهش مسئولیت افراد در پایش و تصمیم گیری داشته و سعی شده تا اثر خطای انسانی در سرنوشت فرآیندها به حداقل رسانیده شود.
مدیریت ریسک و مدیریت بحران دو بازوی نوین و همسان علم مدیریت است که امروزه حتی درکشورهای توسعهیافته بهعنوان مباحث جدید در صنعت مطرح میشود و به گونهای میتوان گفت که مشاغل مربوط به آن حتی در پیشرفتهترین کشورها بهعنوان پدیدههایی تازهوارد در باکس منابع انسانی مطرح شده است. محیط متلاطم بازار کسب و کار و عدم قطعیتهای فراوان موجب شده در سالهای اخیر، روند جدیدی در شکلگیری سمتهایی با عناوین جدید مدیران ریسک و تیم مدیریت ریسک در سازمانهای پیشرو شکل بگیرد و بدین سبب مدارک حرفهای مورد با ریسک نیز با اقبال خوبی مواجه شدهاند. به صورتی که در دو سال گذشته جهش بزرگی در دارندگان مدارک حرفهای ریسک در دنیا صورت گرفته است. در واقع، ریسک تنها حوزه دانشی است که به صورت افقی و عمودی در سازمان وجود دارد به این معنا که در تمامی وجوه سازمانی از پروژه، طرح و پورتفولیو و همچنین در تمامی چرخه حیات یک محصول از شروع تا پایان آن مورد توجه و بررسی قرار میگیرد.
حال باید به این سوال پاسخ داده شود که مدیریت ریسک با این اهمیت به چه معناست و فاصله ما در درک و اجراییسازی این مفهوم با دنیا چه میزان است؟ مدیریت ریسک از منظر علمی به معنای شناسایی، ارزیابی، اولویت بندی وقایع محتمل که بر یک یا چند هدف پروژه یا سازمان اثر گذارند.
از همین تعریف ابتدایی میتوان به عمق تفاوت نگاهها به منظر مدیریت ریسک در محیط بینالملل و ایران پی برد. روح حاکم بر آنچه در تعاریف جهانی از ریسک و مدیریت ریسک ذکر میشود، تماما پیشگیرانه است؛ اما در ایران نگاه به این مقوله منفعلانه بوده و گاه ریسک را به معنای اتفاق حادثشده ناگوار تلقی میکنند. در صورتی که مدیریت ریسک یک فرآیند همیشگی و مکرر است که به منظور جلوگیری اتفاق میافتد و مهمتر آنکه تمامی ذینفعان باید در آن مشارکت داشته باشند. بعد از این تعریف باید پرسید که چند درصد از پروژههای ما حتی فرآیند اول مدیریت ریسک یعنی شناسایی را انجام داده و حداقل بانک دادهای از ریسکها را دارند. پاسخ به این سوال مسلما عمق توجه ما به این مقوله را مشخص مینماید.
اما آنچه تا به حال ذکر شد مدیریت پیشگیرانه است؛ اما وقتی ریسکی اتفاق افتاد و به یک واقعه تبدیل شد، چه باید کرد؟ در این زمان است که مفهومی به نام مدیریت بحران وارد گود میشود. جالب اینجاست که چنانچه کلمات مدیریت ریسک و مدیریت بحران را به فارسی در گوگل جستجو کنید؛ تعداد نتایج مدیریت بحران از مدیریت ریسک به مراتب بالاتر است. اما اگر همین کلمات را به انگلیسی سرچ کنیم نتیجه کاملا برعکس بوده و به طرز غیرقابل مقایسهای تعداد نتایج مدیریت ریسک بالاتر از مدیریت بحران است.ا همین یک قلم کافی است تا نگاه به آنچه حادث میشود را توضیح دهد.
مدیریت بحران را نیز بلد نیستیم
واقعیت دردناکتر از اینها، آنجاست که ما حتی مدیریت بحران را نیز بلد نیستیم و بسیار منفعلانه با آن برخورد میکنیم در صورتی که در دنیا ضمن اینکه میپذیرند که ممکن است قابلیت کنترل و مدیریت همه ریسکها را نداشته باشند، این پذیرش را به صورت فعال انجام میدهند به این معنی که چنانچه این اتفاق افتاد برای رفع آن و یا کاهش اثرات آن از پیش تمهیداتی را میاندیشند، آن را شبیهسازی کرده و راههای مهار آن را سناریونویسی و الزامات آن را نیز فراهم میآورند. حال اما در ایران پذیرش وقایع نیز منفعلانه و هر چه باداباد است.
بحث در خصوص مدیریت ریسک و مدیریت بحران خصوصا در صنعت حفاری اگر چه بحث نوینی در دنیاست؛ اما حتی برای بیان مبانی نیز نیاز به کارگاههای چند روزه دارد و قطعا در این نوشتار نخواهد گنجید. اما هدف از بیان مطلب تنها باز کردن بابی نو در صنعت پرمخاطره حفاری ایران است؛ بدین منوال که از این پس به خاطر بسپاریم که تا زمانی که سامانه مدیریت ریسک و مدیریت بحران به روش صحیح در صنعت حفاری مستقر نشود، نمیتوان احتمال وقوع حوادثی مانند رگ سفید و نفتشهر را به حداقل رسانید.