ایمنسازی و بازگشت بهکار، خواسته اصلی کارگران معدن یورت

هرچند حادثه دلخراش یورت افکار عمومی را آنهم در بحبوحه انتخابات به خود معطوف کرد و علی ربیعی را به میان کارگران خشمگین کشاند، اما باید گفت این پایان کار معدن یورت نبود.
فیضالله کاکوئی، کارفرمای این معدن، گفته است به دنبال ازکارافتادن موتور دیزل این معدن، کارگران توسط یک دستگاه باتری قصد روشن کردن موتور دیزل کشنده لوکوموتیو را داشتند که بهمحض برقراری اتصال با جرقه ایجادشده تونل منفجر میشود. هرچند ظاهراً گفتهشده است خطای انسانی عامل این انفجار بوده است اما درواقع نبود سیستم مانیتورینگ و عدم ایمنسازی معدن این حادثه تلخ را رقمزده است. با همه این احوال، باوجود همه خطرات و ناامنیها اما کارگران این معدن تقاضا دارند بهکار خود بازگردند. معدن یورت محل کسب درآمد صداها معدنچی است که اگر شغل دیگری داشتند قطعاً بهکار دشوار معدن تن نمیدادند. بنابراین تنها راه ایمنسازی معدن است.
علیرضا محجوب، رییس فراکسیون کارگری مجلس، هم در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی «انرژی امروز» تأکید دارد که معدن یورت باید هرچه سریعتر ایمنسازی شده و کارگران بهکار خود بازگردند.
محجوب بابیان اینکه در مورد معدن زمستانی یورت آزادشهر گلستان در حال حاضر مهمترین نگرانی ما تعطیلی و عدم تعیین تکلیف حقوق صدها خانواده است، گفت: «درآمد هزاران نفر به فعالیت این معدن وابسته است. ما تذکر هم دادیم و درخواست بازگشایی این معدن را داشتیم. البته ما اعتقادداریم که باید پایش امنیت این معدن انجام شود. معدن زغالسنگ چون با مسئله گاز متان روبهرو است، باید مانیتورینگ شوند تا بتوان از امنیت آن اطمینان حاصل کرد. باید به هزینه دولت یا پیمانکار ایمنسازی انجام شود. چون همانطور که میدانید مالکیت معدن به کسی واگذار نمیشود. درواقع حق بهرهبرداری داده میشود و ایمنسازی باید جزو الزامات بهرهبرداری باشد. ما امیدوار هستیم که هر چه زودتر امکانات مربوط به مانیتورینگ در این معدن مستقر شود.»
دبیر کل «خانه کارگر» با تأکید بر اینکه تعطیل کردن معدن راهکار نیست، گفت:«راهکار استقرار سیستم مانیتورینگ است. در معدن ما با گاز خطرناک متان روبهرو هستیم، یعنی همان گازی که در منازل مصرف میشود. این گاز چون در محیط بسته معدن منتشر میشود خطرناک است درحالیکه همین گاز در منازل استفاده میشود. نیروگاههای ما از همین گاز استفاده میکنند. پس وقتی از گاز متان صحبت میکنیم، صحبت از یک گاز ناشناخته نیست اما متان گازی است بدون بو، رنگ و طعم و هیچکسی وجود گاز در هوا را احساس نمیکند. دشمنی نامرئی و ضد ایمنی نامرئی شناختهشده است. ازآنجاکه در معادن نمیدانیم گاز متان از کجا نشت میکند تا آن را مانند گاز منازل بودار کنیم، باید سیستمهای حساس مانیتورینگ مرتب به ما اعداد مجاز و غیرمجاز را نشان دهد و بهمحض اینکه دیدیم غیرمجاز است باید معدن را تخلیه کرد و از آن بررسیها انجام بگیرد تا روند افزایش گاز غیرمجاز در هوا، متوقف شود. تقریباً درجاهایی که مانیتورینگ انجامگرفته، خطر به حداقل رسیده است. این کار در همه دنیا هم انجام میشود. راههای گرانقیمتی هم برای استخراج زغال از قدیم وجود داشته است که به صرفه نیست.»
محجوب با تأکید بر اینکه تحتفشار کارگران بیکار شده قرار دارند، گفت: «به وزارت صنعت و معدن هم تذکر دادیم و از وزارت صنعت و معدن درخواست بازگشایی فوری و بازگشت کارگران بهکار را داشتیم. بنابراین این امری بدیهی است. کارگران نمیتوانند از ترس ایمنی این بار به خاطر گرسنگی از زندگی ساقط شوند. بنابراین ما معتقد هستیم وظیفه دولت و وزارت صنعت، معدن و تجارت تأمین ایمنی کارگران در معدن است. کارگران آماده هستند که کار کنند اما بازگشایی معدن صورت نمیگیرد چون وظیفه اول که ایمنسازی است انجام نمیگیرد. سؤال ما این است چرا در یک معدن مهم که قلب زغال سنگ است ما اقدامی برای مانیتورینگ نکردهایم.»
اعتقاد به عدم نیاز به ثبت انجمنهای صنفی دارم
رئیس فراکسیون کارگری مجلس در مورد تقاضای سندیکای کارگری گفت: «مطابق ماده 133 قانون کار، انجمنهای صنفی دیدهشده است. در زمان تدوین قانون اساسی سندیکا در آن دیدهشده بود اما مجلس خبرگان به دلیل اینکه کلمه فارسی نبود آن را به انجمن صنفی ترجمه کرد و حتی در پرانتز از سندیکا نامبرده شده بود. ما حتی حدود 15 سال پیش با معاون وقت سازمان بینالمللی کار موافقتنامه ای بر همین اساس امضا کردیم. برخی که کارگر نیستند مایل هستند که انجمن صنفی کارگری تشکیل دهند که این شدنی نیست. در حال حاضر هم ما به برخی از انجمنها ایراداتی را وارد میدانیم چون ماهیت این انجمنها کارگری نیست. اگر مراد کسانی این است که اسم انجمنهای سیاسی را سندیکا بگذارند، شدنی نیست.»
وی در پایان گفت: «اینکه عضویت در انجمنهای کارگری سخت یا آسان است جای بحث دارد. مجلس خواهان آزادی عمل بیشتر برای انجمنهای صنفی است و من هم شخصاً اعتقاد به عدم مجوز و نبود سیستم ثبتی ندارم. مقابله نامه هم همین نکته را ترسیم میکند که اگر کسی مایل بود ثبت کند. ما ثبت را اجباری کردهایم و این لزوم ثبت موجب از میان رفتن اختیار برای مردم میشود. باید هرکسی که مایل است بتواند انجمنی را که میخواهد تأسیس کند. در مقابله نامه شماره 87 که مربوط به آزادی اتحادیهها است، صراحتاً از این عنوان یعنی «انجمنها» یادشده است. سندیکا هم نوعی انجمن تلقی شده و از اشکال انجمن است. در مقابله نامه هم که به زبانهای مختلف دنیا ترجمهشده از انجمن نامبرده شده و هرگز نگفته است سندیکا. بنابراین آنچه که آزاد است انجمنها هستند. آنچه که دیگران نباید در آن دخالت کنند انجمنها هستند. عبارت سندیکا کلمه فرانسوی همین انجمن است و نه اینکه انجمن و سندیکا تفاوت دارند. چنانچه در زبان انگلیسی از آن با عنوان «اتحادیه» یاد میکنند.»



