تلاش آمریکا برای سیطره بر بازار نفت

سعید ساویز | کارشناس حوزه انرژی
در حوزه سیاست انرژی تحلیلی وجود دارد که معتقد است قدرتهای اول به رهبری آمریکا همواره با نفوذ در کشورهای تولیدکننده نفت که غالبا جهان سومی نیز هستند سعی میکنند تولید، بازار، قیمت و حتی سرنوشت جهان را کنترل کنند.
اگر نگاهی به اعترافات و افشاگریهای بعضی از کارگزاران این جریان بیندازید درمییابید که موضوع بسیار پیچیدهتر از لابی کردن در حد خرید هر بشکه نفت به چند دلار زیر نرخ بازار است.از اقتصاددانانی مانند پرکینز که از شدت عذاب وجدان دست به نوشتن کتاب اعترافات خود زد، تا اسنودن و بقیه افرادی که در دستگاه عظیم کنترلکننده کشورهای جهان نتوانستند انسانیت خود را گم کنند و مانند رضا تفنگچی هزاردستان، جایی موضوع را فاش کردند.بگذارید از دید عدد و رقم نگاهی به تئوری کنترل جهان انرژی از سوی آمریکا بیندازیم. در ۱۹۴۰ سهم خلیج فارس از تامین سبد مصرف انرژی جهانی تنها شش درصد است. در این دوران آمریکای شمالی و حیاط خلوت ایالات متحده یعنی آمریکای جنوبی مجموعا ۹۰ درصد نفت جهان را تامین میکردند و اروپا و آفریقا از این بازار بیبهره بودند. نیاز به منابع جدید انرژی، افزایش تقاضا، تمایل استعمار انگلیس برای مکیدن شیره جان آسیا خصوصا نفت ایران باعث شد تا در ۱۹۶۰ خاورمیانه و حوزه خلیج فارس مجموعا ۳۰ درصد از نفت جهانی را تامین کند که البته در این دوران سهم آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی مجموعا ۵۵ درصد از کل نفت تولیدی جهان را شامل میشد.
در ۱۹۷۵ به یمن توسعه صنایع نفتی ایران توسط هفت خواهران و همچنین توسعه میادین نفتی در عراق، کویت و البته اقدامات آرامکو در عربستان ۴۷درصد نفت در خاورمیانه و ۱۲ درصد در آفریقا تولید میشد و سهم آمریکای شمالی و جنوبی مجموعا ۳۴ درصد از تولید کل است.
در اینجا به ملی شدن صنعت نفت در ایران و ملی شدن کانال سوئز در مصر که در دهه گذشته اتفاق افتاده بود، تحریم نفتی ۱۹۷۳ اعراب علیه غرب و چهار برابر شدن قیمت نفت را اضافه کنید. به نظر منطقی میآید اگر عنوان کنیم که دنیای غرب نسبت به خاورمیانه سرکش باید به شدت احساس خطر کرده باشد.
از دهه ۱۹۸۰ به بعد جنگ در خاورمیانه و آفریقا شدت میگیرد، جنگ ایران و عراق، جنگ عراق و کویت، جنگ خلیج فارس، جنگهای داخلی سودان، جنگهای داخلی نیجریه و بحرانهایی مانند طالبان و داعش، همگی یا ردی از مهندسی و حمایت سرویسهای اطلاعاتی غربی دارند یا مستقیما با دخالت نیروی نظامی آنها به وجود آمدند.افزایش قیمت نفت در دهه ۹۰ باعث شد با تکیه بر افزایش تقاضا، بازیگر جدیدی نیز به عرصه تولید در سطح بینالملل اضافه شود، قاره اروپا و دریای شمالش. براساس آمار این دهه، سهم خاورمیانه کمتر از ۲۷ درصد است و آفریقا ۱۰ درصد از سهم بازار را مال خود کرده است. قاره اروپا به قیمت بالا در سایه ناآرامی در خلیج فارس و قیمت بالای نفت هفت درصد تولید را به خود اختصاص داد و البته آمریکای شمالی و جنوبی نیز در این دهه توانست شیب افت سهم بازار را کندتر کرده و ۲۹ درصد بازار را در اختیار داشت.تقریبا این روند در آغاز قرن بیست و یکم دنبال شد و سهم هر یک از حوزههای تولید نفت در نقاط مختلف با اختلافات اندک حفظ شد تا اینکه پدیدهای به نام نفت شیل به دنیای انرژی معرفی شد.پیشرفت تکنولوژیکی که بهرهبرداری از این میادین را از نظر فنی ممکن ساخت، بارقه امیدی برای آمریکا شد که در این واپسین سالهای سلطنت نفت بر جهان انرژی سودای بزرگی در سر کند. برای اینکه شیل بتواند سرمایهها را به سوی خود جذب کند علاوه بر قیمت مناسب، بازار تضمین شده نیز نیاز است و به همین دلیل است که یک دولت منفعتطلب در آمریکا تصمیم گرفته با عجله تمام دنیا را دوباره قانونگذاری کند.حذف ایران و ونزوئلا اولین قدم برای ورود به بازار آسیا و تحکیم پایهها در بازار آمریکاست و بر پایه همین تحلیل باید گفت آمریکا چندان از حوادث بنادر خلیج فارس و همچنین حادثه در بقیق نگران و ناراحت نشد. حالا خبر میرسد که تحریم آمریکا علیه خطوط کشتیرانی چین ممکن است تا هزینه حملونقل را تا ۱۹ درصد افزایش دهد.آنگونه که به نظر میرسد تمامی ابزارهای موجود به کار گرفته شده است تا فاصله نفت ارزان خلیج فارس با نفت گران شیل کم و کمتر شود.
یقینا ایران و ونزوئلا آخرین این لیست نخواهند بود، تمام تولیدکنندگان اصلی و اعضای اوپک در خاورمیانه و آفریقا باید نگران این بازی شاهقلعه آمریکاییها در بازار نفت باشند. جهان صنعت



