هشت شرط شیرینسازی
ناصر کرمی | اقلیم شناس
آیا شیرینسازی آب دریا میتواند یک راه حل برای کمک به تقلیل اثر بحران آب و خشکیدگی در ایران باشد؟ شیرینسازی هم به هر حال گونهای دستکاری در نظام طبیعی هیدرولوژیک زمین است و مخاطرات و پیامدهای محیطزیستی خود را به همراه دارد. در عین حال با توجه به «شرایط خاص» بحران آب در ایران، با اما و اگرهای فراوان و در صورت لحاظ هشت شرطی که در پی میآیند میتوان خوشبینانهتر به شیرینسازی نگاه کرد. تاکید میشود شیرینسازی نباید انجام شود مگر با اعتنای مسئولانه و سختگیرانه به این هشت شرط:
۱- در جهت تقلیل فشار بر منابع آب درونسرزمینی
شیرینسازی باید راهی برای تقلیل فشار بر منابع آب درونسرزمینی باشد که مصرف اضافه بر ظرفیت اکولوژیک آنها پیامدهایی همچون خشکیدگی دشتها، فرونشست سفرههای آب زیرزمینی و بیابانزایی را به دنبال داشته است.
۲- نسخه بومی و فناوری ملی
از میان انواع روشهای شیرینسازی، باید به سراغ نسخهای رفت که اول بیشترین انطباق را با شرایط ایران داشته باشد و دوم حتیالامکان متکی به فناوریهای ملی باشد. خلاصه اینکه اگر چه مدرن باشد اما بند نافش لزوما وصل به کمپانیهای خارجی نباشد.
۳- نه برای کشاورزی!
خیلی بعید است تولید هیچ محصول کشاورزی در ایران از توجیه اقتصادی برای شیرینسازی و انتقال آب دریا برخوردار باشد. کشاورزی ایران با آب هر متر مکعب صد تومان هم زیانده است، حالا تصور کنید کشاورز مجبور باشد آب را هر مترمکعب ده هزار تومان بخرد. شیرینسازی در ایران عمدتا برای مصرف شرب توجیه دارد و اگر واقعا صنایع سودده قدرتمندی وجود داشته باشد، برای چنان صنایعی میتوان از آب شیرینسازیشده استفاده کرد، اما برای کشاورزی اصلا توجیه اقتصادی ندارد.
۴- عدم ایجاد مزیت سکونتگاهی
خلاصه اینکه شیرینسازی باید مرهمی برای زخم بیآبی سکونتگاههای تشنه موجود باشد. نه اینکه امکانی برای توسعه سکونتگاهها در مناطقی باشد که جغرافیای آن از ظرفیت اکولوژیک مناسب برای چنان توسعهای برخوردار نیست. به هوای آبی که قرار است از دریا بیاید، نروید وسط بیابان شهر جدید بسازید
۵- انرژی پایدار
مسئله اصلی در توجیه اقتصادی و محیطزیستی طرحهای شیرینسازی آب دریا هزینه انرژی است. اگر بتوان با اتکا به انرژیهای پاک و پایدار، مثلا انرژی خورشیدی، پروژه را راه انداخت عمده مشکلات و اما و اگرها قابل حل است.
۶- اجتناب از افسانه اسراییل
یک افسانه هم این است که اسراییل با شیرینسازی دریا چنین و چنان کرده است و چقدر زمین را زیر کشت برده و فلان. عمده این حرفها افسانه است. مضاف بر آنکه اسراییل یک کشور خاص است و بعید است در هیچ زمینهای بتواند الگوی کشوری دیگر باشد. آخرین کشوری که ایران کنونی میتواند به عنوان یک الگوی راهبردی به آن نگاه کند، اسراییل است. یک قلم اینکه بروید ببنید قیمت واقعی محصولات کشاورزی که اسراییل با آب حاصل از شیرینسازی دریا تولید میکند، چقدر است و آن را با قیمت تمام شده همان محصولات با بقیه جهان و به خصوص ایران مقایسه کنید.
۷- پرهیز از برونسپاری هزینه
برونسپاری اینجا معادل اکسترنالیتی است. اگر یک مجموعه صنعتی میخواهد با اتکا به شیرینسازی آب دریا کارش را پیش ببرد، باید ثابت کند که خودش میتواند هزینهاش را بپردازد. نباید اینطور باشد که بخش عمومی هزینه شیرینسازی را بدهد و یک بخش رانتی و خاص از آن استفاده کند.
به عنوان مثال گفته میشود که الان طرحی برای انتقال آب شیرینسازیشده از خلیج فارس به استان کرمان با سرمایهگذاری صنایع مس گلگهر در جریان است. صورت مسئله ساده است: صنایع مس باید تمام هزینه مرتبط را بپردازد و باید ثابت کند که حتی با احتساب قیمت آب گرانی که از ساحل خلیج فارس تا بیابانهای کرمان را طی کرده، باز هم هزینه تمام شده محصولش منطقی بوده و قابل رقابت در بازارهای جهانی است، وگرنه زمینه تازهای برای فساد سیستماتیک و طرحهای نادرست انتقال آب به وجود خواهد آمد. یک مثال دیگر برونسپاری این است که مثلا مازندران هزینه بدهد تا سمنان آب اضافی برای توسعه صنایع به دست بیاورد. نکنید لطفا!
منبع: کانال تلگرام ناصر کرمی