امضای تاریخی: پایان جنگ یا آغاز جنگ؟
استدلال مخالفان و موافقان توافق ایران و آمریکا

«هیچ توافقی با ایران جز تسلیم بیقید و شرط وجود نخواهد داشت». این جملهای بود که از دهان ترامپ خارج شده بود. حالا کارشناسان خود ایالات متحده بر این باورند که توافقی که ترامپ انجام داده، به هیچ وجه شبیه سند تسلیم نیست. این توافق نه تنها جمهوری اسلامی را دست نخورده باقی میگذارد، بلکه باعث میشود این کشور احساس قدرت کند.
به گزارش «انرژی امروز» از هفته نامه صدا، نیویورکتایمز در مطلبی در این باره نوشت: این جنگ میلیاردها دلار برای آمریکا هزینه داشته، هزاران نفر را کشته و قیمت بنزین را افزایش داده است. این جنگ رایدهندگان آمریکایی را خشمگین کرده است. این جنگ منجر به اختلاف در اردوگاه معمولا وفادار ترامپ به MAGA شده است. و پیش از انتخابات میاندورهای در ماه نوامبر، دموکراتها را قویتر کرده است.
نشریه پالیتیکو هم نوشت که کاخ سفید ترجیح میدهد کنگره، پایان جنگ ایران را به این شکل مدیریت کند: «تسویه حساب کنید و زیاد سوال نپرسید». این رویکرد، بسیاری از جمهوریخواهان کنگره را آزار میدهد، چرا که آنها از این ایده خشمگین هستند که دولت دونالد ترامپ، بدون اطلاع اکثر اعضای کنگره در مورد توافق آتشبس امضا شده توسط ترامپ در هفته گذشته، درخواست صدها میلیارد دلار بودجه نظامی جدید را دارد.
به نوشته پالیتیکو، حتی اعضای جمهوریخواه کنگره که عموما از رئیس جمهور حمایت میکنند، گفتند که به سختی میتوانند درک کنند که چرا دولت در مورد جزئیات توافق و مذاکرات هستهای که قرار است در پیش گرفته شود، شفافتر عمل نکرده است.
مایک سیمپسون نماینده آیداهو، یکی از مقامات ارشد تخصیص بودجه، به خبرنگاران گفته است: «ضرری ندارد» که این هفته از مقامات ترامپ گزارش دریافت کنم «زیرا بیشتر آنچه میشنوم همان چیزی است که از اخبار میشنوم.» حتی پیش از جلسه توجیهی، گروهی از جمهوریخواهان از متن یادداشت امضا شده توسط ترامپ خشمگین شدهاند که شامل توافق برای لغو تحریمهای ایالات متحده بر فروش نفت ایران و پیگیری طرح «بازسازی» ۳۰۰ میلیارد دلاری ایران به منظور بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به خصومتها است.
نیویورک تایمز هم بر این باور است که حالا میتوانیم حدس بزنیم چرا هیچ یک از جزئیات توافق منتشر نشد: متن اساسا فهرستی از امتیازاتیست به ایران که فعلا از طرف ایالات متحده داده شده است. هیچ اشارهای به تغییر رژیم، هیچ محدودیتی بر موشکهای بالستیک ایران یا حمایت آن از گروههای نیابتی مانند حزبالله و حوثیها نشده است. قرار است محدودیتهای برنامه هستهای ایران در مذاکرات آینده تعیین شود.
به نوشته نیویورکتایمز، در عوض وعدههای زیادی در مورد پول وجود دارد. ایران میتواند صادرات نفت را فورا از سر بگیرد. اگر مذاکرات خوب پیش برود، ایالات متحده تحریمها را لغو میکند، داراییهایی به ارزش دهها میلیارد دلار را آزاد میکند و به ایجاد یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه کمک میکند. این توافق یک آتشبس ۶۰ روزه برای مذاکرات بیشتر تعیین میکند و ممکن است جنگ دوباره شعلهور شود.
در طول چهار ماه گذشته، جنگ ایران به یک سردرد سیاسی بزرگ برای ترامپ در داخل کشور تبدیل شده است. رأیدهندگان آن را دوست نداشتند؛ میزان محبوبیت او در پایینترین حد خود قرار دارد. بسیاری در اردوگاه خودش، طرفداران MAGA، نیز از این موضوع خوششان نیامد. اما به باور نیویورکتایمز، پایان احتمالی جنگ دردسرهای خاص خود را دارد. جمهوریخواهانی که از جنگ حمایت میکردند، اکنون از این توافقنامه انتقاد میکنند؛ جنگی نامحبوب با چیزی که برای بسیاری، یک توافق نامحبوب خواهد بود، در حال پایان یافتن است.
امیلی هاردینگ، معاون رئیس جمهور در وزارت دفاع و امنیت و مدیر برنامه اطلاعات، امنیت ملی و فناوری در یادداشتی در وبسایت مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل مینویسد: ایران حتی اگر جنگ را باخته باشد، مذاکره را برده است. به اعتقاد این مقام امنیتی آمریکایی، متن کامل توافقنامه چارچوب با ایران اکنون کاملا نامتوازن است. او معتقد است: توافقنامههای قبلی در مناقشه بین دو کشور، روایتهای بسیار متفاوتی داشتند از آنچه ظاهرا حل و فصل شده بود، یک تاکتیک کلاسیک برای به گوشه راندن علنی حریف به امید گرفتن امتیازاتی که در واقع هرگز نداده بودند. این بار اما دو طرف بر سر آنچه توافق کرده بودند، به توافق رسیدند. این یک نشانه واقعی است که هر دو طرف آمادهاند تا حداقل فعلا از جنگ دست بکشند.
اما هاردینگ ادامه میدهد که خود توافقنامه به طرز وحشتناکی نامتوازن است. ایران بیشتر آنچه را که میخواهد به دست میآورد و دستآوردهای ایران قبل از اینکه مذاکرات بر سر توافق نهایی حتی شروع شود محقق میشود. ایالات متحده چیزهای بسیار کمی به دست میآورد. و اسرائیل حتی کمتر. و هنوز راههای گریز زیادی وجود دارد که ایران میتواند از طریق آنها فرار کند، یا از طریق آنها کل ماجرا میتواند از هم بپاشد.
ژئوپلیتیکال مانیتور هم در گزارشی از این توافق با اشاره به تنگه هرمز و بسته شدن آن توسط ایران نوشته است: موضوع چیزی بیش از یک بحث بر سر کشتیرانی است. این موضوع، مشکل سیاسی ایجاد شده توسط جنگ را نشان میدهد: واشنگتن قدرت خود را نشان داده است، اما هنوز نمیتواند به متحدان، بازارها یا دشمنان، توضیح روشنی از چگونگی ثبات پس از فروکش کردن گرد و غبار جنگ ارائه دهد.
این هزینه عمیقتر جنگ ایران توسط رئیسجمهور ترامپ است. مسئله صرفا این نیست که واشنگتن در دستیابی به هر هدف نظامی شکست خورده است. آسیب رساندن به قابلیتهای ایران در حالی که مسئله هستهای حل نشده باقی مانده است، تکیه بر یک توافق موقت که هر دو طرف میتوانند از آن صرف نظر کنند، و مرتبط کردن تنگه هرمز با بحران گستردهتر لبنان، دولت آمریکا را قدرتمند اما کمتر قابل پیشبینی جلوه داده است.
به نوشته این نشریه، اعتبار آمریکا به این بستگی دارد که آیا کشورهای دیگر میتوانند بر اساس تعهدات واشنگتن برنامهریزی کنند و اعتماد داشته باشند که اعمال قدرت ایالات متحده به جای مجموعهای جدید از خطرات، نظم ایجاد خواهد کرد یا خیر. مدافعان ترامپ استدلال قویای در مخالفت با این استدلال دارند که این جنگ به قابلیتهای موشکی، پهپادی، دریایی و پدافند هوایی ایران آسیب واقعی وارد کرده است. گزارش رویترز نیز این ادعاها مبنی بر عقبنشینی نیروهای متعارف ایران را تکرار میکند. علاوه بر این، این چارچوب یک دوره مذاکره ۶۰ روزه جدید را آغاز کرد و تعهد ایران را برای کاهش غلظت اورانیوم غنیشده با غلظت بالا تضمین کرد.
از این منظر، زورْ اهرم فشار ایجاد کرد و دیپلماسی این اهرم فشار را به یک راه خروج تبدیل کرد. جنگی که به مذاکره ختم شود، بهتر از جنگی است که بدون افق سیاسی ادامه یابد.



