آیا دونالد ترامپ در اعلام پایان آتش‌بس با ایران جدی است؟

اکونومیست معتقد است: به نظر می‌رسد رهبرانی که اکنون در ایران ظهور کرده‌اند، بیشتر مشتاقند تا از طریق فشار نظامی، به جای دیپلماسی، قدرت‌نمایی کرده، ترامپ را فرسوده کنند.

به گزارش «انرژی امروز» این نشریه نوشت: مراسم تششیع رهبر ایران، چندان شبیه سوگواری سنتی برای یک مرد مقدس شیعه نبود، بلکه بیشتر شبیه یک رژه پیروزی، نمایش قدرت و فریادی برای رویارویی دیگر با آمریکا بود.

طی شش روز، ایرانیان با شعار “مرگ بر آمریکا” مراسم تشییع جنازه آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، را گرامی داشتند. پرچم‌های قرمز انتقام بر فراز جمعیت به اهتزاز درآمد. عزاداران به تصاویر دونالد ترامپ سنگ پرتاب کردند و آدمک‌های رئیس جمهور آمریکا را آویزان کردند.

بعددر سومین و چهارمین روز عزاداری، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حملات پهپادی را به سه نفتکش که ادعا می‌کردند مسیر تعیین شده خود را از طریق تنگه هرمز نادیده گرفته‌اند، انجام دادند. اگر سپاه قصد تحریک ترامپ را داشتند، به نظر می‌رسید که موفق شدند.

در 7 ژوئیه، ترامپ دستور حمله به ایران را صادر کرد و معافیت تحریم‌های مربوط به صادرات نفت ایران را لغو کرد. او در اجلاس ناتو در آنکارا در ۸ جولای، حاکمان ایران را «کثافت» خطاب کرد و گفت «معامله با آنها فقط اتلاف وقت است.» و بعد گفت: که شاید آمریکا بتواند بدون توافق کار کند و دوباره «به سختی» به ایران ضربه بزند.

آمریکا در ۷ جولای شبانه و دوباره در ۸ جولای ده‌ها حمله در جنوب ایران انجام داد. با این حال، شاید سخنان ترامپ گزافه‌گویی باشد. انتظار می‌رود مذاکره‌کنندگان آمریکایی و ایرانی در ۱۱ جولای در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان، مذاکرات خود را در باره توافق نهایی برای برنامه هسته‌ای ایران از سر بگیرند. اما هر دو طرف متخاصم به نظر می‌رسند.

به نظر می‌رسد رهبرانی که اکنون در ایران ظهور کرده‌اند، بیشتر مشتاقند تا از طریق فشار نظامی، به جای دیپلماسی، قدرت‌نمایی کرده، ترامپ را فرسوده کنند.

ایران با حمله به بحرین و کویت به هر دو حمله آمریکا پاسخ داد. قیمت نفت در اوایل ۹ جولای به ۸۰ دلار در هر بشکه رسید؛ ریال ایران سقوط کرد. ناظران دوباره پیش‌بینی کردند که ایران می‌تواند درد اقتصادی بیشتری نسبت به اقتصاد جهانی تحمل کند.

محمد باقر قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد و رئیس مجلس ایران، در ۸ جولای نوشت: «ما تسلیم نمی‌شویم».

این مراسم تشییع جنازه، نگاهی اجمالی به پیکربندی جدید حاکم بر ایران و آنچه برخی از ایرانیان اکنون جمهوری دوم می‌نامند، ارائه داد. این مراسم شبیه مراسم سنتی تدفین آیت‌الله روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در سال ۱۹۸۹، نبود. پیکر او سه روز پس از مرگش، در حالی که در یک کفن سفید ساده پیچیده شده بود، با عجله به مزارش منتقل شد. در مقابل، مقامات ایران حالا ۱۲۶ روز را صرف آماده‌سازی برای مراسم تشییع جنازه رهبر خود کردند که به ادعای آنها بزرگترین تشییع جنازه دولتی در تاریخ بود. تابوت او به مدت شش روز بیش از ۲۶۰۰ کیلومتر را طی کرد و از پنج شهر و دو کشور، از جمله عراق، عبور کرد.

این مراسم همچنین تغییر در مرکز ثقل حکومت ایران را هم آشکار کرد. در این مراسم سپاه جایگاه ویژه‌ای داشتند. پرچم‌های ایران بر صحنه مسلط بودند و تابوت‌ها را پوشانده بودند. پسر و جانشین او، مجتبی خامنه‌ای، هنوز در ملاء عام ظاهر نشده است. حتی اگر او در نهایت در انظار عمومی ظاهر شود، ممکن است چیزی بیش از یک چهره نمادین نباشد. اظهارات تلویزیونی او بیشتر شبیه اطلاعیه‌های نظامی است، نه خطبه‌. به نظر می‌رسد حاکمان ایران نه تنها رهبر معظم خود، بلکه نظام روحانیتی را که او بر آن ریاست می‌کرد، دفن می‌کنند.

شهادت خامنه‌ای، گذار ایران از یک حکومت دینی به یک دولت ملی‌گرای جاه‌طلب تحت سلطه نظامیان را تسریع کرده است. به نظر می‌رسد سپاه با محدودیت‌های کمی قدرت را در دست دارد. روحانیونی که نفوذ آن را به چالش می‌کشیدند- از جمله محمد خاتمی و حسن روحانی، روسای جمهور سابق- به طور آشکار در مراسم تشییع جنازه غایب بودند.

در همین حال، سپاهیان در حال اعمال قدرت منطقه‌ای خود هستند. سپاهیان همزمان با آماده شدن علی الزیدی، نخست وزیر عراق برای مهار شبه نظامیان طرفدار ایران و در اولین سفر رسمی خود به آمریکا، مراسم تشییع جنازه آیت‌الله خامنه‌ای را در شهرهای مقدس عراق برگزار کردند و جاده‌های آن را با گروه‌های مسلح پر کردند.

حمل و نقل، غذا و اقامتگاه رایگان، همراه با احترام به موفقیت ایران در دفع یک حمله خارجی، جمعیت زیادی را به خود جلب کرد. بسیاری از عراقی‌هایی که زمانی از دخالت ایران در کشورشان متنفر بودند، اکنون آمریکا و اسرائیل را نفرین می‌کنند.

قلدری ایران علیه همسایگانش در خلیج فارس نیز از سر گرفته شده است. هیات‌هایی از عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی با وجود تحمل هزاران حمله ایران در طول جنگ، برای ابراز تسلیت به تهران سفر کردند.

اقدامات آنها بی‌نتیجه ماند: از آن زمان حملات بیشتری از سوی ایران صورت گرفته است. مقامات خلیج فارس نمی توانند کاری در مقابل عزم رهبری جدید تهران برای کنترل تنگه هرمز انجام دهند. یکی از آنها اظهار داشت که این نشان از بازگشت جاه‌طلبی‌های امپراتوری پارسی دارد.

دو نیرو هنوز می‌توانند سپاهیان ایران را مهار کنند. اولین مورد، واقعیت نظامی است. حملات اخیر آمریکا احتمال از سرگیری جدی جنگ را برجسته می‌کند.

در همین حال، به نظر می‌رسد همسایگان ایران در خلیج فارس تمایل بیشتری به حمایت از رویکرد سختگیرانه‌تر آمریکا دارند. آنها در حال فشار آوردن به شرکای خود در اروپا و چین برای افزایش فشار بر تهران هستند و در عین حال بی‌سروصدا عملیات پنهانی قبلی خود علیه ایران و تمایل خود به اقدام مجدد را برجسته می‌کنند.

مورد دوم اقتصادی است. پس از اتمام مراسم تشییع، ایران همچنان با اقتصادی شکننده و منزوی روبرو خواهد بود. شبکه‌های قاچاق که تحریم‌ها را می‌شکنند می‌توانند رژیم را حفظ کنند، اما نه برای جمعیت بزرگ آن. احتمالا بیش از ۴۰ درصد از ایرانیان در فقر زندگی می‌کنند.

بخش عمده‌ای از طبقه متوسط ​​ناپدید شده‌اند، در حالی که جنگ، پایه‌های صنعتی کشور را ویران کرده و میلیون‌ها نفر را بیکار گذاشته است. اکثر ایرانیان آرزوی بهبود اقتصادی و رهایی از تحریم‌ها را دارند نه اعمال مجدد محاصره دریایی آمریکا و جنگ بیشتر.

نوسازی ملی مستلزم سازش با دشمنان ایران است، نه بمباران و گزافه‌گویی بیشتر.

برچسب ها
مشاهده بیشتر

فاطمه لطفی

• فوق لیسانس مهندسی محیط زیست • خبرنگار تخصصی انرژی • مترجم کتابهای عطش بزرگ، تصفیه پسابهای صنعتی، تصفیه آب، استفاده مجدد از آبهای صنعتی، فرایندها و عملیات واحد در تصفیه آب و ساز و کار توسعه پاک

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن