شریانهای شکننده؛ کالبدشکافی خطوط صادرات انرژی در اطراف ایران
بررسی سود و زیان همسایگان ایران از درگیریهای فعلی در خلیج فارس

جنگ و بحران در حوزه ژئوپلیتیک خلیج فارس، همانقدر که برای نفت شیل آمریکا و برخی کشورهای دیگر، با قیمت بالای نفت در بازارهای جهانی، فرصت استخراج و فروش ایجاد کرده، برای کشورهای حوزه خلیج فارس فعلاً مایه دردسر شده است. فروش آنها تا حد زیادی پایین آمده و مشتریانشان چشمانتظار ماندهاند. این کشورها از سر ناچاری رو به لولههای کشیده شده از خلیج فارس تا دریای سرخ و خط لوله کمکی آن که از امارات به همان مسیر کشیده شده استفاده میکنند اما تا رسیدن به میزان فروش قبلی، شاید ماهها فاصله داشته باشند.
این جنگ، فارغ از ابعاد مستقیم نظامی، پیش از هر چیزی «جنگ شریانها» و آزمون تابآوری سیستمهای انتقال انرژی است. در منطقهای که شریانهای اقتصادی آن یا بر پهنههای پرتنش دریایی منطبق شدهاند یا از دل گسلهای حقوقی و امنیتی پیچیده میگذرند، بررسی هندسه صادرات انرژی همسایگان کلیدی ایران (عراق و جمهوری آذربایجان) آسیبپذیریهای ساختاری و ناتوانیِ جایگزینی این مسیرها را برملا میسازد.
عراق: بحران انسداد شمال و وابستگی کامل به گلوگاه جنوب
شاکله صادراتی نفت خام عراق، نمونهای کلاسیک از ناتوازی ساختاری و تمرکز شدید خطر بر یک نقطه منفرد است. بخش عمده صادرات این کشور از پایانههای جنوبی در بصره صورت میگیرد، در حالی که مسیر جایگزین شمالی تقریباً از مدار خارج شده است.
تمرکز خطر در جنوب: روزانه حدود ۳.۳ تا ۳.۴ میلیون بشکه (معادل نزدیک به ۹۰ درصد از کل صادرات نفت عراق) از طریق پایانههای جنوبی در استان بصره و خلیج فارس تزریق میشود.
بنبست مسیر شمال: مسیر شمالی (خط لوله جیهان ترکیه) پیش از این سهمی کمتر از ۱۰ درصد (حداکثر ۴۵۰ هزار بشکه در روز) داشت که از مارس ۲۰۲۳ به دنبال رأی دادگاه حکمیت بینالمللی پاریس (ICC) و مناقشات حقوقی-مالی میان بغداد، اربیل و آنکارا کاملاً مسدود گردید.
سه گره ساختاری در بنبست خط جیهان

کردها هم از این درگیریها کم ضرر نکردهاند. توقف صادرات ۴۰۰ تا ۴۵۰ هزار بشکهای شمال (شامل ۳۵۰ تا ۳۷۰ هزار بشکه از میادین اقلیم کردستان و ۷۵ تا ۹۰ هزار بشکه از میادین کرکوک) حاصل سه گره اصلی است:
شکاف در هزینه تولید: مبنای محاسباتی وزارت نفت فدرال در بغداد برای استخراج هر بشکه نفت حدود ۶ تا ۸ دلار است، در حالی که قراردادهای اقلیم کردستان با شرکتهای بینالمللی نفتی (IOCs) هزینهای بین ۲۴ تا ۳۰ دلار را طلب میکند.
نزاع بر سر انحصار مالی: اصرار بغداد بر واریز تمام درآمدهای نفتی به حساب شرکت دولتی «سومو» (SOMO) در برابر تمایل اربیل برای دسترسی مستقیم به ارز به منظور تصفیه بدهی شرکتهای خارجی.
ناپایداری توافقات موقت: حتی توافق موقت اواخر سال ۲۰۲۵ با میانجیگری ایالات متحده برای بازگشایی محدود (در حدود ۱۸۰ تا ۲۳۰ هزار بشکه در روز) نتوانست بر چرخه فقدان قطعیت حقوقی غلبه کند.
پاشنه آشیل استراتژیک: بغداد تلاش کرده خط لوله قدیمی و فدرال کرکوک-جیهان را (با ظرفیت تستشده ۲۵۰ تا ۳۳۰ هزار بشکه در روز) به عنوان مسیر موازی احیا کند. اما ظاهرا فراموش کرده که حقیقت ساختاری تغییری نکرده . اقتصاد سیاسی عراق تمام دارایی خود را در سبد خلیج فارس و تنگه هرمز قرار داده و هرگونه انسداد در این گلوگاه، کل سیستم حیات اقتصادی آن را فلج خواهد کرد.
جمهوری آذربایجان: چالش فرسایش میادین و کریدورهای جایگزین
در کرانه غربی خزر، جمهوری آذربایجان با چالشی متفاوت اما همارز روبهرو است: «افت طبیعی مخازن رو به پیری» و «پیدا کردن مشتریان پایدار در سایه جنگهای منطقهای».
با سقف سهمیه ۵۵۱ هزار بشکهای اوپک پلاس برای سال ۲۰۲۶، تولید واقعی نفت خام باکو به دلیل فرسایش میادین اصلی بین ۵۴۵ تا ۵۵۰ هزار بشکه در روز (و با احتساب میعانات گازی، بین ۶۵۰ تا ۶۸۰ هزار بشکه) نوسان میکند.
جغرافیای خطوط انتقال نفت آذربایجان
- خط لوله باکو-تفلیس-جیهان (BTC): شاهرگی ۱,۷۶۸ کیلومتری با ظرفیت اسمی ۱.۲ میلیون بشکه در روز که نفت سبک «آذری لایت» را به دریای مدیترانه میرساند.
- خط لوله باکو-سوپسا: مسیر گرجستان به دریای سیاه با ظرفیت ۱۵۰ هزار بشکه در روز که شدیداً متأثر از مخاطرات امنیتی دریای سیاه است.
- خط لوله باکو-نووروسیسک: مسیر قدیمی از خاک روسیه با ظرفیت ۱۰۰ هزار بشکه که نقشی حاشیهای در برنامههای باکو دارد.
مهندسی صیانت و مهار افت تولید
اپراتورهای اصلی میادین آذربایجان (BP و SOCAR) برای مبارزه با افت سالانه مجتمع «آذری-چراغ-گونشلی» (ACG)، دست به اقدامات پیچیده زیر زدهاند:
1- تزریق مداوم آب و گاز جهت حفظ فشار هیدرولیکی مخزن.
2- اجرای پروژه ۵ ساله لرزهنگاری ۴بعدی (۲۰۲۴–۲۰۲۹) در مساحت ۵۰۰ کیلومتر مربع برای رصد دقیق رفتار سیالات.
3- حفر چاههای افقی با دسترسی طولانی و ورود به لایههای گازی عمیقتر (Deep Gas) به منظور حفظ ارزش زیرساختها.
وضعیت شبکه کریدور گاز جنوبی به اروپا
[کریدور ۳,۵۰۰ کیلومتری گاز جنوبی، امکان انتقال گاز میدان «شاهدنیز» به عمق اروپا را فراهم آورده است]| نام خط لوله/طراحی | مسیر جغرافیایی | ظرفیت فعلی (سالانه) | ظرفیت نهایی |
| قفقاز جنوبی (SCP) | آذربایجان به گرجستان | 24 میلیارد متر مکعب | 250 میلیارد متر مکعب |
| تاناپ (TANAP) | سراسر خاک ترکیه | 16 میلیارد متر مکعب | 31 میلیارد متر مکب |
| تپ (TAP) | یونان/آلبانی/ایتالیا | 10 میلیارد متر مکعب | 20 میلیارد متر مکعب |
گره «ناترازی خوراک» در کریدور جنوبی
اگرچه برنامههایی برای دوبرابر کردن ظرفیت این کریدور تا سال ۲۰۲۷ تدوین شده، اما باکو با یک ناپایداری ساختاری روبهرو است؛ کمبود گاز مازاد برای تزریق. تا زمان به ثمر نشستن فازهای جدید در میادین «آبشرون»، ظرفیتهای فنی خطوط لوله بیش از تولید واقعی گاز روی زمین خواهد بود.
جمعبندی تحلیلی
تحلیل آسیبپذیریهای انرژی در پیرامون ایران نشان میدهد که هیچیک از برنامههای توسعه، قادر به محو ساختن مخاطرات ژئوپلیتیک نیستند:
- عراق با وجود آگاهی از خطر وابستگی ۹۰ درصدی به خلیج فارس، به دلیل مناقشات داخلی و حقوقی نتوانسته کریدور شمال را تحکیم کند.
- آذربایجان نیز با وجود تنوعبخشی به مسیرها، با محدودیتهای فیزیکی مخازن و ناکافی بودن گاز تزریقی مواجه است.
در صورت هرگونه بالا گرفتن درگیری در خلیج فارس، شریانهای جایگزین منطقه فاقد ظرفیت لازم برای جبران این شکست سیستماتیک خواهند بود.



