جنگ خاورمیانه، داستان رشد LNG را در هالهای از ابهام قرار میدهد

جنگ خاورمیانه باعث ایجاد اختلال بیسابقهای در جریان انرژی جهانی شده است. در حالی که نفت خام توجه زیادی را به خود جلب میکند – و به دلایل خوبی – وضعیت گاز مایع مسلماً بدتر است و شایسته توجه بیشتری است. برخی معتقدند که این جنگ میتواند چشمانداز بلندمدت این کالا را تغییر دهد.
به گزارش «انرژی امروز» از اویل پرایس، در پایان ماه ژوئن، شل پیشبینی خود را برای روند تقاضای LNG در درازمدت منتشر کرد و پیشبینی کرد که تقاضا تا سال ۲۰۵۰ به نزدیک به ۷۰۰ میلیون تن در سال خواهد رسید. این غول نفتی اعلام کرد که این رقم نسبت به تقاضای سال ۲۰۲۵، ۶۵ درصد افزایش چشمگیری خواهد داشت، “زیرا کشورها همچنان امنیت انرژی انعطافپذیر و قابل اعتماد ارائه شده توسط گاز و LNG را در اولویت قرار میدهند.”
LNG در واقع از نظر حمل و نقل، کالایی انعطافپذیر بوده است. مایعسازی، تجارت گاز طبیعی را واقعاً جهانی کرد. با این حال، جنگ، که باعث اعلام وضعیت اضطراری برای بزرگترین مرکز مایعسازی جهان در قطر شد، نشان داده است که برای هر چیزی محدودیتهایی وجود دارد و انعطافپذیری LNG نیز از این قاعده مستثنی نیست.
به دلیل جنگ، صادرات LNG از خلیج فارس به شدت کاهش یافته است. با این حال، این کاهش بسیار مورد توجه واردکنندگان انرژی قرار گرفته است و آنها آمادهاند تا با رسیدن تقاضای فصلی به اوج معمول خود در نیمکره شمالی، برای هر گاز مایعی که میتوانند دریافت کنند، هزینه بیشتری بپردازند. با این حال، این هزینه بسیار بالا رفته است. اکنون، برخی معتقدند که هزینه جنگ میتواند چشمانداز بلندمدت این سوخت فوقالعاده سرد را تغییر دهد.
از ژانویه، قیمت LNG دو برابر شده است. همانطور که پت برین، مدیر اجرایی شرکت مشاوره انرژی Gas Strategies for The National گزارش داده است، “خریدارانی که در ژانویه 10 دلار برای هر میلیون واحد حرارتی بریتانیا (MMBtu) پرداخت میکردند، برای بیشتر ماه ژوئیه 20 تا 22 دلار برای هر MMBtu پرداخت کردهاند.” گفتن اینکه این امر به تقاضا برای LNG آسیب میرساند، بیان واضحی است، و با این حال حتی پاکستان، کشوری با منابع مالی محدود، هزینه بیشتری را برای تأمین محمولههای گاز مورد نیاز در فصل اوج تقاضا پرداخت کرده است.
با این حال، نه تنها پاکستان، بلکه آسیا به طور کلی، از جمله ژاپن، دومین واردکننده بزرگ LNG در جهان، نیروگاههای زغالسنگ خود را نیز راهاندازی کردهاند. به عبارت دیگر، زغالسنگ دوباره جایگزین گاز مایع گرانقیمت شده است. اروپا به دلیل قیمتهای LNG، در پر کردن مجدد مخازن گاز خود به شدت عقب مانده است، که نمونه بارزی از تخریب تقاضای LNG توسط قیمتها است. طبق گفته Gas Strategies، همانطور که توسط The National نقل شده است، اگر جریان گاز از خلیج فارس در طول سال همچنان ضعیف باقی بماند، تقاضای جهانی برای LNG میتواند امسال نسبت به سال 2025، 8 درصد کاهش یابد.
احتمال تحقق این سناریو بسیار زیاد به نظر میرسد، زیرا حملات اخیر به کشتیهای حمل LNG در تنگه هرمز نشان میدهد که عادیسازی تجارت انرژی از طریق این گلوگاه بسیار دور از دسترس است. با توجه به اینکه مذاکرات صلح بین ایالات متحده و ایران فقط در گزارشهای رسانهای اتفاق میافتد و نه در واقعیت، میتوان با اطمینان گفت که این فشار گسترش یافته و عمیقتر خواهد شد.
همه به یک اندازه در برابر تأثیر جنگ خاورمیانه بر تقاضای کالاهای انرژی و به طور خاص تقاضای گاز آسیبپذیر نیستند. به عنوان مثال، چین خرید LNG خود را در سه ماهه دوم سال به شدت کاهش داد، اما در این سه ماهه، واردات شروع به افزایش کرده است. در پایان ماه ژوئن، کپلر گزارش داد که چین با افزایش تقاضا برای برق به دلیل افزایش دما و کاهش تولید داخلی، خرید گاز مایع خود را افزایش داده است. چین در موقعیت بهتری نسبت به دیگران، مانند اعضای اتحادیه اروپا، قرار دارد، زیرا چین هم LNG و هم گاز خط لوله را از روسیه وارد میکند. اتحادیه اروپا نیز LNG را از روسیه وارد میکند – با نرخهای بیسابقه، نه کمتر – اما قرار است این روند در آغاز سال 2027 با اجرایی شدن ممنوعیت واردات گاز از روسیه توسط اتحادیه اروپا پایان یابد.
از جنبه مثبت، این امر میتواند گاز مایع بیشتری را برای سایر خریداران مانند چین آزاد کند و تقاضا را به سمت سایر صادرکنندگان عمده LNG، به ویژه ایالات متحده و استرالیا هدایت کند. ایالات متحده در حال حاضر بزرگترین صادرکننده این کالا است و در حال حاضر در حال ایجاد ظرفیت مایعسازی جدید است. از لحاظ تئوری، این باید منجر به کاهش قیمتها شود، اما در عمل، با توجه به اینکه عرضه قطر همچنان به دلیل بسته شدن تنگه هرمز – و حملات به کشتیها در این آبراه – محدود است، اختلاف قیمت ناشی از جنگ احتمالاً صرف نظر از عرضه اضافی، قابل توجه خواهد بود.
برین از روزنامه نشنال تایمز میگوید اگرچه وضعیت عرضه کوتاهمدت محدود است، اما این وضعیت تا سال آینده تغییر خواهد کرد و تولیدکنندگان LNG را مجبور خواهد کرد که به برنامههای توسعهای فکر کنند. برین گفت تا سال ۲۰۳۰، سالانه حدود ۲۰۷ میلیون تن ظرفیت جدید LNG به بهرهبرداری خواهد رسید – اما مشخص نیست که آیا آنها خریدار آن خواهند بود یا خیر.
با این حال، میتوان استدلال کرد که خطر عدم وجود خریدار نسبتاً کم است. همانطور که در هر چرخه کالایی ثابت شده است، لحظهای که قیمتها کاهش مییابد، تقاضا افزایش مییابد. این اتفاقی است که برای نفت میافتد و با وجود هجوم برای تأمین ظرفیت تولید برق جایگزین از باد و خورشید، اتفاقی است که ناگزیر برای گاز نیز رخ خواهد داد.



