هراس کشورهای خلیج فارس از پیامدهای برگشتناپذیر بحران ایران

کارشناسان اقتصادی بر این باورند اگر تا پایان تابستان توافقی بین ایران و ایالات متحده حاصل نشود، آسیب اقتصادی بلندمدت در خاورمیانه و بین کشورهای حاشیه خلیجفارس محتمل است.
به گزارش «انرژی امروز» آنچه که به عنوان آتشبس موقت آغاز شد، اکنون تقریبا به اندازه جنگ قبل از آن دوام آورده است. آمریکا و ایران در ششمین هفته آتشبس اعلام شده در ۸ آوریل هستند.
بسیاری در خلیج فارس امیدوار بودند که این آتشبس به سرعت به جنگ و اختلال اقتصادی ناشی از آن پایان دهد. اما کشورهای حوزه خلیجفارس اکنون خود را برزخ میبینند.
جنگ با وجود درگیریها در تنگه هرمز و حملات ایران به امارات متحده عربی متوقف شده است. اما هیچ صلح پایداری وجود ندارد و بنابراین تقریبا هیچ ترافیکی از طریق تنگه وجود ندارد.
با ادامه مذاکرات، کشورهای خلیج فارس این سوال را مطرح میکنند که اگر این ماهها طول بکشد چه؟
در این زمینه اکونومیست مینویسد: شورای همکاری خلیج فارس بحران را به خوبی مدیریت کرده و دهها میلیارد دلار برای حمایت از اقتصاد خود هزینه کرده است.
مقامات مطمئن به نظر میرسند که میتوانند کمی بیشتر این اختلال را تحمل کنند و پس از پایان آن به سرعت به حالت عادی برگردند. با این حال با تبدیل شدن هفتهها به ماهها، خطر آسیبهای پایدار افزایش مییابد.
در 10 مه، ایران آخرین پیشنهاد خود را برای آتشبس دائمی ارائه داد. متن آن عمومی نیست. اما دیپلماتهای منطقه میگویند مسائل کلیدی همچنان حل نشده باقی ماندهاند.
طرفین هنوز در مورد مدت زمان توقف غنیسازی اورانیوم؛ نحوه برخورد با ذخایر اورانیوم غنیشده با خلوص بالا ایران؛ و اینکه آیا ایران مجبور به برچیدن برخی از تاسیسات هستهای خواهد شد یا خیر، به توافق نرسیدهاند.
دونالد ترامپ این پیشنهاد را «کاملا غیرقابل قبول» خواند.
به راحتی میتوان عواقب یک بنبست طولانی مدت برای آمریکا و ایران را مشاهده کرد. رانندگان در آمریکا اکنون به طور متوسط 4.52 دلار در هر گالن برای بنزین میپردازند که 52 درصد بیشتر از قبل از جنگ است.
به نوشته این نشریه، در ایران مقامات تخمین میزند که بیش از 1 میلیون نفر شغل خود را از دست دادهاند. تعیین میزان خسارت در کشورهای خلیج فارس دشوارتر است، زیرا آنها به شدت تلاش میکنند تصویری که از خود نشان میدهند عادی بودن اوضاع باشد.
آشکارترین ضربه به صنعت نفت و گاز وارد شده است که تقریبا یک چهارم تولید ناخالص داخلی منطقه و بیشتر درآمد صادراتی آن را تشکیل میدهد. صادرات نفت عربستان سعودی از زمان شروع جنگ حدود یک سوم و صادرات امارات متحده عربی به نصف کاهش یافته است.
بحرین، کویت و قطر تقریبا هیچ صادراتی نداشتهاند. امین ناصر، رئیس شرکت آرامکوی سعودی، غول نفتی دولتی سعودی، در 10 مه گفت: «اگر تجارت و کشتیرانی بیش از چند هفته از امروز محدود بماند، پیشبینی میکنیم بازار تنها در سال 2027 به حالت عادی برگردد.»
یک نفتکش حامل گاز طبیعی مایع (LNG) قطر در 10 مه موفق شد از تنگه هرمز عبور کند، که اولین نفتکش قطری بود که از زمان شروع جنگ این کار را انجام داد.
این کشتی که به سمت پاکستان در حرکت بود، مسیری را از طریق آبهای سرزمینی ایران طی کرد، جایی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) سعی در اخذ عوارض داشته است. با این حال، یک منبع آگاه از این توافق، پرداخت چنین هزینههایی را تکذیب کرد.
آنها از توافقی بین ایران و پاکستان صحبت کردند که میانجی اصلی بین آمریکا و ایران بوده است و همچنین به شدت به گاز نیاز دارد. با این حال بعید است که ایران اجازه ترانزیتهای بیشتری از این دست را بدهد.
بخش انرژی تنها بخشی نیست که به شدت به دنبال یک توافق پایدار است. سفر و گردشگری را در نظر بگیرید که بیش از 11 درصد از تولید ناخالص داخلی خلیج فارس قبل از جنگ (و سهم حتی بیشتری در امارات متحده عربی) را تشکیل میداد.
اگرچه تعداد گردشگران خلیج فارس بسیار کم شده، اما ترافیک ترانزیت، خطوط هوایی را در حال فعالیت نگه داشته است. امارات، بزرگترین شرکت هواپیمایی در این گروه، در ماه مارس و آوریل در مجموع 4.7 میلیون مسافر را جابجا کرد. این تنها حدود 50 درصد از بار معمول این شرکت هواپیمایی مستقر در دبی است اما هنوز هم بهتر از آن چیزی است که از یک شرکت هواپیمایی که مرکز آن بارها بمباران شده است، انتظار میرود.
با این حال، وقتی از فرودگاه بیرون میروید، اوضاع ناامیدکننده به نظر میرسد. هتلها به اندازهای خالی هستند که پذیرشگران میتوانند مهمانان ورودی را با ذکر نامشان خوشامد بگویند، زیرا مسافران بسیار کم هستند.
در بحرین، ارزش هزینههای کارت اعتباری در هتلها در ماه مارس ۶۴ درصد کمتر از فوریه بود. آژانس رتبهبندی مودیز، تخمین میزند که اشغال هتل در دبی در این سه ماهه تنها ۱۰ درصد خواهد بود که نسبت به ۸۰ درصد در فوریه کاهش یافته است.
دهها هزار کارگر از مشاغل بخش خدمات اخراج یا به مرخصی اجباری فرستاده شدهاند.
با وجود تعطیلی هرمز، مغازهها هنوز هم موجودی خوبی دارند. عربستان سعودی به عنوان یک شاهراه نجات ظاهر شده است، زیرا کالاها با کشتی به بنادر دریای سرخ تحویل داده میشوند و سپس از طریق زمینی به کشورهای همسایه حمل میشوند.
کمبودهای زمان جنگ به نظر بیاهمیت میآیند: گوشت گاو واگیو استرالیایی یا بوراتای ایتالیایی در رستورانها تمام شده. تنها فروشگاه مشروبات الکلی در ریاض موجودی شراب سفید خود را تمام کرده است.
اما هزینه این امر، هم برای دولتها و هم برای خردهفروشان، بسیار زیاد بوده است. کشورهای خلیج فارس تواناییهای متفاوتی برای مقابله دارند. قطریها میگویند که با وجود از دست دادن تقریبا کامل درآمد صادراتی از گاز مایع، هلیوم و سایر کالاها، میتوانند چند ماه دیگر را تحمل کنند.
بانکهای امارات متحده عربی هنوز هم از سرمایه خوبی برخوردارند. آنها پرداخت وامها را به تعویق انداخته و از هزینههای هزاران کسب و کار چشمپوشی کردهاند، که بخشی از یک بسته کمکی به ارزش بیش از ۶ میلیارد درهم (۱.۶ میلیارد دلار) است.
در مقابل، بحرین که پیش از این یک قرارداد مبادله ارزی ۵.۴ میلیارد دلاری با امارات متحده عربی امضا کرده است؛ در صورت ادامه بحران، ممکن است به کمکهای مالی بیشتری نیاز داشته باشد.
بسیاری از مقامات و مدیران به پایان تابستان به عنوان مهلت اشاره میکنند. در چند ماه آینده، گرمای سوزان به هر حال بازدیدکنندگان و ساکنان را فراری خواهد داد. تا ماه سپتامبر، مهاجران باید برگردند و شرکتها باید خود را برای میلیونها گردشگر و شرکتکنندگان در کنفرانس آماده کنند.
اگر آمریکا و ایران به توافقی برای بازگشایی تنگه و از بین بردن شبح جنگ دست نیافته باشند، رکود موقت میتواند به چیزی بسیار جدیتر تبدیل شود.



