اصلاح‌طلب عمل‌گرا با مشت آهنین

«۱۰۰ تابوت آماده کرده‌ام، ۹۹ تا برای مقامات فاسد و یکی برای خودم». این گربه را دم حجله کشتن ژو رونگجی بود که در سال 1998 نخست‌وزیر چین شد؛ فردی که پیشگام اصلاحات بازار آزاد بود و نفرت از فساد اداری، ویژگی مشترکی با شی جین‌پینگ، رهبر فعلی چین، داشت. معمار چین نوین، تزار اقتصادی، نخست‌وزیر مشت آهنین، رهبر بی‌پرده، حل‌کننده مشکلات، کاپیتان آتش‌نشانی، مدیر بحران و عیب‌یاب تنها چند نمونه از القابی‌ست که ژو به دلیل اقداماتش از آن خود کرده است. با این حال ژو که در ۱۲ اوت درگذشت، از بسیاری جهات دیگر نقطه مقابل رهبری فعلی چین بود. او را عمل‌گرا و رک‌گویی می‌شناسند که در تلاش خود برای ادغام چین با اقتصاد جهانی، ایدئولوژی را کنار گذاشت. فردی که در یک سیستم رهبری جمعی که شی بعدها آن را برچید، قدرت عظیمی داشت.

به گزارش «انرژی امروز» از هفته نامه صدا، برای چینی‌ها از دست دادن «رئیس ژو» در سن ۹۷ سالگی فقط پایان یک زندگی خارق‌العاده نبود؛ بلکه یادآوری این نکته بود که زندگی اقتصادی و سیاسی چین در ۱۴ سال گذشته از زمان به قدرت رسیدن شی چقدر تغییر کرده است.

به باور تحلیلگران این موضوع سوالات حل نشده‌ای را در مورد میراث ژو مطرح کرد. ژو را مردی می‌شناسند که چین را در سال ۲۰۰۱ به سازمان تجارت جهانی آورد و آغازگر دوره‌ای بی‌سابقه شد از رشد اقتصادی. وقتی چین به سازمان تجارت جهانی راه یافت ژو گفت که ۱۵ سال مذاکرات باعث شده است که «موهای سیاهش خاکستری شود». البته تلاش‌های او ده‌ها میلیون کارگر دولتی را بیکار کرد، به ایجاد حباب املاک کمک کرد و زمینه‌ساز برخی از تنش‌های فعلی بین چین و آمریکا شد. ژانگ ژیوی، رئیس و اقتصاددان ارشد در Pinpoint Asset Management، می‌گوید: «بسیاری از گروه‌های ذی‌نفع در چین به شدت مخالف این پیوستن بودند، اما ژو قاطعانه از آن حمایت کرد. فکر می‌کنم منصفانه است که بگوییم پیوستن به سازمان تجارت جهانی بدون حمایت قوی او اتفاق نمی‌افتاد».

پس از مرگ او شینهوا، خبرگزاری اصلی دولتی چین، فقط اعلام کرد که ژو بر اثر «بیماری» درگذشت. آگهی ترحیمی رسمی منتشر شد که او را «یک مبارز کمونیست وفادار و آزمایش‌شده در زمان و یک انقلابی، دولتمرد و رهبر برجسته پرولتاریا» توصیف می‌کرد.

اکونومیست نوشته است که او در دوران بازنشستگی، حامی سرسخت شی بوده است. اما همانطور که در کشوری مرسوم است که مرگ رهبران در گذشته باعث ناآرامی شده، در آگهی ترحیم ژو بسیاری از جزئیات بحث‌برانگیزتر دوران حرفه‌ای‌اش حذف شد از جمله تعلیق او از حزب کمونیست در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۷۰ و انتقاداتی که از سوی رهبران محافظه‌کارتر در دهه ۱۹۹۰ با آن مواجه بود.

ژو به بیانی آخرین بازمانده از «نسل سوم» رهبران چینی بود که در دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ متولد شدند و پس از به قدرت رسیدن حزب کمونیست در سال ۱۹۴۹، اغلب در رشته مهندسی تحصیل کرده بودند. او در چانگشا، در استان هونان در جنوب مرکزی، متولد شد و پس از مرگ والدینش، توسط عموهای تا حدی ثروتمندش بزرگ شد.

او که دانشجوی بااستعدادی بود، در رشته مهندسی برق از دانشگاه تسینگهوای پکن فارغ‌التحصیل و در کمیسیون برنامه‌ریزی دولتی مشغول به کار شد. اما پس از اینکه در دهه ۱۹۵۰ انگ «راست‌گرایی» خورد دو دهه را در گمنامی نسبی گذراند و پنج سال به عنوان کارگر مزرعه کار کرد. پس از مرگ مائو تسه‌تونگ در سال ۱۹۷۶، زندگی‌اش از نظر مالی بهبود یافت و فعالیت سیاسی‌اش اوج گرفت و ۱۲ سال بعد شهردار شانگهای شد. در آنجا در کنار جیانگ زمین کار می‌کرد که آن زمان رئیس حزب محلی بود،  اما پس از سرکوب نظامی اعتراضات طرفدار دموکراسی در میدان تیان‌آن‌من در سال ۱۹۸۹، به بالاترین مقام رهبری چین ارتقا یافت.

ژو به خاطر سرکوب مسالمت‌آمیز اعتراضات مشابه در شانگهای و نیز به خاطر تلاشش برای مدرن‌سازی ساحل شهر، تحسین شد. دو سال بعد به پکن احضار شد و مسئولیت مدیریت اقتصادی را، ابتدا به عنوان معاون نخست‌وزیر و سپس به عنوان نخست‌وزیر، بر عهده گرفت.

وظیفه اصلی او احیای اصلاحات طرفدار بازار بود که از سال ۱۹۸۹ متوقف شده بود. از جمله دستاوردهای اصلی او مهار تورم سالانه بیش از ۲۴ درصد بود و اصلاح سیستم مالیاتی چین برای پر کردن خزانه دولت و تشدید کنترل بر ادارات منطقه‌ای.

ژو برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی، بوروکراسی اداری را کاهش داد و بوروکرات‌های فاسد یا بی‌کفایت را از کار برکنار کرد. و گروهی از کارشناسان اقتصادی و مالی را آموزش و ارتقا داد که مدت‌ها پس از بازنشستگی او، پست‌های ارشد را در اختیار داشتند.

ژو بیشتر به خاطر خصوصی‌سازی صدها شرکت دولتی زیان‌ده و رهبری اصلاحات و مذاکراتی که چین را به سازمان تجارت جهانی رساند، می‌شناسند. این امر او را در بین رهبران تجاری و دانشگاهیان چینی محبوب کرد که طرفدار اصلاحات به نفع بازار بودند؛ اما سایر رهبران ارشد را رنجاند. با این حال از زمان بازنشستگی‌اش در سال ۲۰۰۳، هیچ نخست‌وزیر دیگری به رکورد اصلاح‌طلبی او نزدیک هم نشده است.

در واقع در سال‌های اخیر شی بسیاری از افراد تحت حمایت ژو را کنار گذاشته و برخی از اصلاحات وی را لغو و شرکت‌های خصوصی را مهار کرده و به بخش دولتی قدرت زیادی داده است.

در حال حاضر هیچ چشم‌اندازی برای انتصاب نخست‌وزیری با قدرت‌ها و شخصیتی که ژو را از دیگران متمایز کرده به دست شی وجود ندارد. در چین امروز، فقط یک رئیس می‌تواند وجود داشته باشد.

برگزاری مراسم مرگ ژو با تدابیر امنیتی شدید همراه بود، زیرا خاطرات و بحث‌هایی را در مورد تاثیر او بر چین امروز زنده کرد و مسئولان نگران این موضوع کرد که آیا عزاداری عمومی برای چنین فردی پتانسیلی دارد برای ایجاد ناآرامی دوباره؟

در این گزارش نگاهی داریم به چین دوران ژو و چینی که ژو به جانشینانش تحویل داد.

گورباچف ​​چین در کارخانه جهان

ژو رونگجی، که در سن ۹۷ سالگی درگذشت، پنجمین نخست‌وزیر جمهوری خلق چین و یکی از موثرترین مدیران و اصلاح‌طلبان اقتصادی آن پس از تاسیس این حزب در سال ۱۹۴۹ بود. در سال ۱۹۹۱، ژو به دنبال جیانگ زمین، رئیس جمهور وقت و دبیر حزب، و پس از قیام‌های ۱۹۸۹ در پکن و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به پکن احضار شد.

ژو به عنوان معاون نخست‌وزیر در شورای دولتی و رئیس بانک خلق چین (۱۹۹۳-۱۹۹۵)، در زمانی مسئولیت اقتصاد چین را بر عهده گرفت که آشفتگی عظیمی چین را فراگرفته بود و بسیاری نگران بودند که کشور بار دیگر در ورطه وحشت دوران مائو تسه‌تونگ فرو رود. اما ژو اصلاحات بحث‌برانگیز و سختی را برای اصلاح بخش دولتی بسیار ناکارآمد و نوسازی زیرساخت‌های چین اجرا کرد. در پایان این دهه، ژو ‌توانست اعلام کند که این کشور به «کارخانه جهان» تبدیل شده است، وضعیتی که از بسیاری جهات همچنان پابرجاست.

او که شخصیتی رک و قاطع بود، به شدت با فساد برخورد می‌کرد و یک بار فرماندار استان هیلونگ‌جیانگ را به دلیل عدم دستیابی به اهداف رشد، فورا اخراج کرد. این امر پایه و اساس محبوبیت او در داخل چین و احترام بالایی که در خارج از کشور برای او قائل بودند، قرار گرفت. به نظر می‌رسید که ژو به تصویر ایده‌آل یک رهبر چینی با عزت اخلاقی نزدیک شده است.

ژو خصوصیاتی داشت که او را در میان سیاستمداران سطح بالای دوره خود ممتاز می‌کرد. وی در تلاش بود تا با عموم مردم ارتباط برقرار کرده و با آنها به عنوان یک فرد برابر صحبت کند و از طرفی حاضر نبود تشریفات مرسوم مقامات چینی را رعایت کند. در مصاحبه‌ای با روزنامه حزب، پیپلز دیلی، در سال ۱۹۹۸ اظهار داشت: «من ۱۰۰ تابوت اینجا آماده کرده‌ام، ۹۹ تا برای مقامات فاسد و یکی برای خودم. همین جمله بود که باعث شد به او لقب «رئیس» داده شود.

مهم‌ترین دستاورد ژو به عنوان نخست‌وزیر، تضمین ورود چین به سازمان تجارت جهانی (WTO) بود. مذاکراتی که در سال ۱۹۸۶ به عنوان مذاکرات ورود به توافقنامه عمومی تعرفه‌ها و مالیات‌ها (Gatt) آغاز شده بود، بیش از یک دهه به طول انجامید و شامل مجموعه‌ای شگفت از توافق‌نامه‌ها با اتحادیه اروپا، ایالات متحده و ده‌ها کشور دیگر بود.

در سال ۱۹۹۹، توافق با ایالات متحده، که بحث‌برانگیزترین و مهم‌ترین توافق‌نامه بود، تقریبا تکمیل شد. ژو آماده سفر به واشنگتن بود و انتظار داشت این توافق‌نامه را امضا کند، اما به دلیل مشکلات داخلی پس از رسوایی مونیکا لوینسکی و بیل کلینتون در آن زمان، این توافق‌نامه را لغو کرد. ژو با اشاره به برخی از تندخویی‌ها و عصبانیت‌های معروف خود به آمریکایی‌ها، به مقامات خود گفته است که از بی‌کفایتی و فقدان دوراندیشی واشنگتن در هراس است.

توافق نهایی در سال ۲۰۰۱ امضا شد. این توافق را می‌توان نقطه عطفی در تلاش‌های چین برای مدرن‌سازی و بین‌المللی کردن اقتصاد خود دانست، که با رشد قوی و دو برابر شدن اقتصاد چین در پنج سال آینده همراه بود. ژو در سال ۲۰۰۳ بازنشسته شد و ون جیابائو، شاگردش، جایگزین او شد.

البته موفقیت‌های دوران قدرت ژو به راحتی به دست نیامدند. در دهه ۱۹۹۰، بخش دولتی که اکثر شرکت‌های کلیدی را در اختیار داشت، غرق در بدهی، ناکارآمدی و مدیریت ضعیف بود. برای درمان چنین مشکلی، کل چارچوب رفاه اجتماعی و بخش عمومی باید تغییر می‌کرد به‌طوری که تا ۶۰ میلیون کارگر اخراج شدند و برخی از آنها دیگر هرگز استخدام نشدند. از طرفی ناآرامی از ویژگی‌های قابل توجه این دوره بود تا بدان حد که یکی از مفسران آن را دوره «شور و هیجان» نامید. وضع اقتصادی چنان بود که بخش کشاورزی و تولید مجبور بود تعدیل‌های دردناکی را پشت سر گذاشت و حتی ورود به سازمان تجارت جهانی هم هیچ راه حلی برای چین به همراه نداشت. اما ژو مردی لجباز و سخت‌گیر بود: او باید اینگونه می‌بود تا با مسائلی که با آنها روبرو بود، کنار بیاید.

بخش زیادی از این سرسختی از سال‌های اولیه زندگی‌اش ناشی می‌شد. ژو که در چانگشا، مرکز استان مرکزی هونان، استان زادگاه مائو، متولد شده بود، در جوانی یتیم شد و دو برادر پدرش سرپرست او شدند. در سال ۱۹۴۹ به حزب کمونیست پیوست و در سال ۱۹۵۱ در رشته مهندسی برق از دانشگاه نخبگان چینگهوا در پکن فارغ‌التحصیل شد. دوران حرفه‌ای او در دهه ۵۰ و تا دهه ۷۰ میلادی پر فراز و نشیب بود. ژو در کمیسیون توسعه و برنامه‌ریزی دولتی (مسئول اجرای برنامه‌های ملی پنج ساله) به عنوان یک مهندس کار می‌کرد. بعدها ژو تبدیل به یک منتقد شد، منتقد ناکارآمدی سیاست‌های مائوئیستی در دوران کمپین «صد گل» در سال‌های ۱۹۵۶-۱۹۵۷ می‌دانست، دورانی که از روشنفکران و مقامات دعوت می‌شد تا نظرات خود را در مورد حزب بر زبان بیاورند اما به دلیل همان انتقادات در دادگاه‌ها محکوم می‌شدند. همین انتقادات تهمت «راست‌گرا» بودن را به او زد و مجبور شد به عنوان معلم به روستاهای چین برود. در سال ۱۹۶۲ کوتاه زمانی اعلام شد که بازپروی شده و  به کار دولت مرکزی بازگشت. اما در چین مائوئیستی انگ غیرقابل اعتماد بودن از نظر سیاسی همچنان پابرجا بود و مظنونین هرگز به طور کامل بازپروری نمی‌شدند.

در سال ۱۹۶۹، در بحبوحه انقلاب فرهنگی، که مائو آن را برای جنگ علیه آنچه «بوروکراتیسم و ​​​​گرایش‌های سرمایه‌داری» در حزب کمونیست چین می‌نامید، آغاز کرد، ژو بار دیگر به یکی از مراکزی فرستاده شد که نام غلط‌انداز «مدارس ۷ مه» را داشت، نامی که از فرمان مرکزی گرفته شده بود که هزاران نفر از این مراکز را در سراسر کشور تاسیس کرده بود. در واقع این مراکز اردوگاه‌های کار اجباری در مقیاس کوچک بودند.

او تا سال ۱۹۷۵ در این مرکز به سر برد، تا اینکه برای سومین بار به عنوان اقتصاددان برای کار در آکادمی علوم اجتماعی چین به پکن اعزام شد. دوره‌ای از سال ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۲ در کمیسیون اقتصادی دولت مشغول به‌کار شد، یعنی در آغاز دوره‌ای که به عنوان دوره اصلاحات و گشایش شناخته می‌شود. خیلی زود توانست به عنوان معاون وزیر منصوب شود. این دوره، گذار کامل او از مهندسی به اقتصاد را رقم زد. او اقتصاددانی بود که قرار بود بیشترین تاثیر را بر چین در سال‌های آینده داشته باشد.

اولین گام ژو به سوی شهرت ملی و بین‌المللی در سال ۱۹۸۷ برداشته شد، یعنی زمانی که جایگزین جیانگ زمین شد به عنوان شهردار شانگهای. شانگهای در آن زمان در آغاز مسیر رشد خارق‌العاده خود بود و ایجاد پایه و اساسی به عنوان مرکز تجاری چین را شروع کرده بود، موقعیتی که از قضا قبل از انقلاب، در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ از آن برخوردار بود. ژو در تبدیل این شهر به یکی از مناطق ویژه اقتصادی در سال ۱۹۹۰ نقش مهمی داشت و مکان‌هایی مانند شنژن، در مجاورت هنگ کنگ، و شیامن، در ساحل رو به تایوان را به هم متصل کرد.

ژو توانست شهر را با موفقیت از آسیب‌های پس از قتل عام ۴ ژوئن در میدان تیان‌آن‌من پکن در سال ۱۹۸۹ عبور دهد. شانگهای از آشفتگی و اتهامات متقابلی که این رویداد در جاهای دیگر به‌جا گذاشت در امان ماند.

ژو را اغلب «گورباچف ​​چین» می‌نامیدند، هرچند این لقبی بود که او دوست نداشت. با وجود رنج‌هایی که در گذشته متحمل شده بود، قاطعانه به حزب کمونیست و ادامه قدرت آن متعهد ماند و اصلاحات اقتصادی او با هدف اطمینان از تحقق این امر انجام شد. فرق ژو با گورباچف در این بود که او هیچ نوع اصلاحات سیاسی پیشنهاد نداد یا از آن حمایت نکرد و به میخائیل گورباچف ​​به دیده تحقیر نگاه می‌کرد، زیرا سیاست‌های او عملا منجر به سقوط حزب کمونیست شوروی و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شده بود.هدف اساسی ژو، که به آن دست یافت، اطمینان از ثبات جمهوری خلق چین و ادامه رشد اقتصادی آن بود. بعد دوران بازنشستگی خود را بدون دخالت در سیاست گذراند و فقط هر از گاهی در کنگره‌های سطح بالای حزب ظاهر می‌شد که آخرین آن در سال ۲۰۱۷ بود. آخرین تصویر او در سال ۲۰۲۰ در حالی منتشر شد که در بیمارستان بستری بود.

تاملاتی در باب یک اصلاح‌طلب

مرگ رهبران ارشد در سیاست چین، رویدادهای حساسی هستند زیرا می‌توان از آنها برای بیان انتقادات پنهان از رهبری فعلی استفاده کرد. مراسم تشییع جنازه ژو هم چنین بود اما یک عنصر حساسیت‌زای دیگر هم داشت: درست یک روز قبل، پکن صدمین سالگرد تولد جیانگ زمین، رهبر حزب کمونیست را جشن گرفت که ژو در دهه ۱۹۹۰ تحت نظر او کار می‌کرد. جیانگ در سال ۲۰۲۲ درگذشت.

کارشناسان می‌گویند که مراسم بزرگداشت جیانگ و مراسم خاکسپاری ژو، در کنار هم، نوستالژی‌های دوران خود را به یاد آورده‌اند، دورانی که شاهد برخی از مهم‌ترین تغییرات اقتصادی چین بود. نیویورک تایمز در گزارشی نوشت: همین می‌تواند باعث مقایسه‌هایی شود که حزب کمونیست چین احتمالا علاقه‌ای به یادآوری آنها ندارد، گذشته‌ای که خوش‌بینانه‌تر و هدفمندتر به نظر می‌رسید و حس فعلی که کسالت‌بار است و همراه با عدم قطعیت.

تحت رهبری شی، حزب به شدت در صنایع فناوری خاص سرمایه‌گذاری کرده و کارخانه‌هایی راه‌اندازی شده‌اند که نیمه‌هادی‌ها و خودروهای برقی را برای همه دنیا تولید می‌کنند. اما بسیاری از چینی‌های عادی چندان احساس خوبی ندارند. بحران طولانی مدت املاک، اقتصاد را به رکود کشانده و چشم‌انداز شغلی برای جوانان کاهش یافته است. حزب کنترل خود را بر شرکت‌های خصوصی تشدید کرده و به عدم قطعیت‌هایی افزوده است پیش روی کارآفرینان و سرمایه‌گذاران که زمانی عامل رشد چین بودند.

دنگ یوون، مفسر سیاسی ساکن آمریکا، تغییرات اقتصادی آن دوران را «بی‌رحمانه و ظالمانه» توصیف کرده می‌گوید: «نوستالژی دیدن دوران جیانگ و ژو می‌تواند بیش از حد خوش‌بینانه باشد.»

تغییراتی که کشور را عمیق‌تر به سمت اقتصاد بازار و سیستم تجارت جهانی سوق داد، اما به همان نسبت مشکلات اجتماعی و اقتصادی پایداری را نیز به جا گذاشت. کارخانه‌های دولتی تعطیل شدند یا به مالکیت خصوصی واگذار شدند که این خودمنجر به اخراج ده‌ها میلیون کارگر شد. با این حال به اعتقاد این چین شناس، تغییرات در آن زمان، برخلاف دوران فعلی، به مردم حس امید و حرکت می‌داد. «مشکل اکنون این است که بسیاری از مردم بیکار و اخراج شده‌اند و احساس می‌کنند که هیچ امیدی به آینده وجود ندارد. این همان ارتباطی است که مقامات و شی جین‌پینگ احتمالا نگران ایجاد آن هستند توسط مردم؛ زیرا مقایسه آن دوران با اکنون، تفاوت‌ها در احساسات مردم را نشان می‌دهد.»

تزار اقتصادی چین با مشت آهنین

ژو در سال ۱۹۹۸، پس از آنکه به مقام نخست وزیری، یعنی دومین فرد قدرتمند چین رسید، در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت: «مهم نیست میدان مین پیش روی من باشد یا پرتگاه، من بدون تردید به جلو حرکت خواهم کرد و تا لحظه مرگ تمام تلاشم را خواهم کرد». این جمله معروف اوست. چنین رویکردی به او لقب «تزار اقتصادی» به همراه آورد. رویکرد سازش‌ناپذیر، عمل‌گرایی سختگیرانه و موضع قاطع ژو در برابر فساد، تحسین‌کنندگان و مسلما دشمنانی را در حزب برای او به ارمغان آورد. مردم به او لقب «نخست‌وزیر مشت آهنین» را هم داده بودند. زبان تند، شوخ‌طبعی و خلق و خوی تند ژو حمایت مردمی را در کشوری برایش به ارمغان آورد که به سخنرانی‌های از پیش نوشته شده مقامات عادت کرده است.

در سطح بین‌المللی، ژو را بیشتر به خاطر رهبری الحاق چین به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱ می‌شناسند که راه را برای رشد دو رقمی اقتصاد این کشور هموار کرد و باعث ظهور چین به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی شد. هرچند این تلاش‌ها برای ورود چین به سازمان تجارت جهانی مورد انتقاد مقاماتی قرار گرفت که ژو را به خاطر دادن امتیازات زیاد سرزنش می‌کردند و برخی حتی او را به فروش کشور متهم کردند. اما در نهایت ژو ثابت کرد که منتقدانش اشتباه می‌کنند. تحلیلگران می‌گویند پیوستن به سازمان تجارت جهانی نقطه عطفی در ادغام چین در اقتصاد جهانی بود و این کشور را به روی تجارت و سرمایه‌گذاری جهانی بیشتری گشود که رشد بی‌سابقه‌ای را در سال‌های آینده به همراه داشت.

همه این تلاش‌ها باعث شد هنری کیسینجر، وزیر امور خارجه فقید ایالات متحده، از ژو به عنوان کسی یاد کند که «ذهنی نافذ» دارد و «با یکی از مهم‌ترین برنامه‌های اصلاحی در تاریخ مدرن دست و پنجه نرم می‌کند».

رهبر بی‌پرده چه کرد؟

دنیس سیمون، معاون سابق دانشگاه دوک کونشان و مدرس کالج شوارتزمن، می‌گوید: «ژو رونگجی معمار و محرک ضروری گذار چین از یک اقتصاد اصلاحی عمدتا بداهه به یک سیستم بازارگرای منظم‌تر و بین‌المللی یکپارچه بود. او اقتصاد کلان را تثبیت کرد، صنعت دولتی را بازسازی کرد، سیستم بانکی را ترمیم کرد و چین را به سازمان تجارت جهانی رساند.

وانگ دن، مدیر چین در گروه اوراسیا هم معتقد است: «ژو بنیانگذار واقعی اقتصاد بازار سوسیالیستی چین بود. او مهمترین اصلاحات را در طول دوره تصدی خود در دهه 1990 انجام داده است، مانند اصلاحات تقسیم مالیات، حذف بدهی‌های معوق از بانک‌ها، حل و فصل بدهی‌های مثلثی، بازسازی شرکت‌های دولتی و یکسان‌سازی سیستم نرخ ارز دوگانه. سیاست‌های جدیدی که پس از آن وضع شدند، عمدتا تقویت‌کننده اصلاحات او هستند.»

وقتی ژو در سال ۱۹۹۱ معاون نخست‌وزیر شد، اقتصاد گرفتار سرمایه‌گذاری افسارگسیخته در دارایی‌های ثابت، عرضه بیش از حد پول، تورم فزاینده و هرج و مرج بازار مالی بود. او با موفقیت از کنترل‌های کلان اقتصادی سنجیده اما مداوم برای خروج چین از دوره تورم استفاده کرد.

تماس مکرر ژو با سیاستمداران و کارآفرینان خارجی و تصویر رک و صریحی که از خود ارائه می‌داد، به افزایش اعتماد به نفس در مورد توانایی چین در مدیریت اقتصاد خود نیز کمک کرد.

پل تریولو، شریک گروه DGA-Albright Stonebridge، می‌گوید: «من در دوران کارم در سفارت ایالات متحده در پکن در سال‌های ۱۹۹۵-۱۹۹۷ با ژو رونگجی آشنا شدم. او اعتماد زیادی به توانایی دولت چین در مقابله با مسائل پیچیده ناشی از اصلاحات و سیاست درهای باز، به ویژه اصلاح شرکت‌های دولتی، ایجاد کرد.» تریولو به آنچه که او «رویکرد صبورانه و تقریبا علمی ژو برای توضیح مسائل» نامید، اشاره کرده و می‌گوید «نقش ژو به عنوان تبیین‌کننده‌ اصلی سیاست اقتصادی در حال تحول چین که در حال ایجاد فرصت‌هایی برای کسب‌وکارهای غربی در بخش‌هایی بود که قبلا برای چنین سرمایه‌گذاری و مشارکتی بسته بودند، بسیار موثر بود».

به گزارش ساوت‌چاینا مورنینگ پست، برت هافمن، مدیر سابق بانک جهانی در امور چین، بر این باور است که ژو روشنفکر بود و مایل به دریافت مشاوره از متخصصان خارجی برای حل مشکلات اقتصادی چین. هافمن می‌گوید: «من اولین بار در سال ۱۹۹۳ در ژونگ‌نان‌های به همراه شرکت‌کنندگان کنفرانس دالیان با ژو ملاقات کردم. آن کنفرانس در ابتدا قرار بود بر ایجاد اقتصاد بازار سوسیالیستی تمرکز کند، اما ژو از شرکت‌کنندگان خواست تا بر دردسر فوری او- افزایش مجدد تورم- تمرکز کنند. این کنفرانس بسیاری از عناصری را که در تصمیمات مربوط به ایجاد اقتصاد بازار سوسیالیستی دخیل بودند، مورد بحث قرار داد، اما برای ژو حتی مهم‌تر بود که ما ایده‌هایی را ارائه دهیم برای آنچه که قرار بود به «برنامه ۱۶ ماده‌ای» تابستان ۱۹۹۳ تبدیل شود». هافمن، که در سال ۱۹۹۳ اقتصاددان بانک جهانی در پکن بود، می‌گوید: «برای نشان دادن تفکر نامتعارف او همین بس که او از بانک جهانی خواست تا متخصصانی از تایوان با تجربه در مبارزه با تورم را دعوت کند.»

ژو علاوه بر تلاش برای اصلاحات بازار، به خاطر عزم راسخ خود برای مبارزه با فساد و سرکوب گروه‌های ذی‌نفع نیز شناخته شده است. دنیس وایلدر، عضو ارشد ابتکار گفت‌وگوی ایالات متحده و چین در مورد مسائل جهانی، می‌گوید: «نخست‌وزیر چین، ژو رونگجی، یکی از شجاع‌ترین و آینده‌نگرترین رهبران چینی نسل خود بود. ژو اولین رهبری بود که فساد گسترده در ارتش آزادی‌بخش خلق را که اقتصاد چین را مختل می‌کرد، تشخیص داد و آن را برجسته کرد. او اصرار داشت که جیانگ زمین، دبیرکل، اقدامی انجام دهد. مقابله با ارتش فوق‌العاده قدرتمند، که PLA Incorporated نامیده می‌شود، از نظر سیاسی خطرناک بود، اما برای پیشبرد اصلاحات اقتصادی چین ضروری بود. هر دور از اصلاحات، منافع بیشتری را ایجاد می‌کرد که در نتیجه با اصلاحات بیشتر، به ویژه در بخش شرکت‌های دولتی همراه بود که یکی از نکات اصلی مورد توجه ژو بود. از این رو، سیاست باید به طور مداوم تنظیم می‌شد تا اطمینان حاصل شود که اصلاحات متوقف نمی‌شود، زیرا در برابر پیشرفت بیشتر مقاومت ایجاد می‌کند.

به گفته شی یین هونگ، استاد برجسته دانشگاه رنمین پکن، اصلاحات جسورانه و عمیق انجام شده توسط ژو به دلیل آزادی عملی که دبیر حزب، جیانگ، به او داد، امکان‌پذیر شد. ژو و ون جیابائو پس از او، نخست وزیران قدرتمندی بودند، فقط به این دلیل که رهبران ارشد حزب به آنها اجازه انجام این کار را دادند و رهبران حزب از فضای کافی بهره‌مند شدند که به آنها اعطا شد تا اصلاحات را در حوزه‌های واگذار شده به آنها به سرانجام برسانند.

ساوت‌چاینا مورنینگ پست می‌نویسد: عزم ژو برای دفاع از نرخ ارز وابسته به دلار آمریکا در هنگ کنگ در طول بحران مالی آسیا در سال ۱۹۹۷ نیز به این شهر کمک کرد تا از آن طوفان بی‌سابقه عبور کند. او اعلام کرد که پکن سیستم نرخ ارز وابسته به دلار هنگ کنگ را «به هر قیمتی» حفظ خواهد کرد و سه تضمین برایش در نظر گرفت: حداقل رشد تولید ناخالص داخلی ۸ درصد، حفظ تورم زیر ۳ درصد و عدم کاهش ارزش رنمینبی. این موضع قوی به تثبیت سایر ارزهای آسیایی که در آن زمان در حال سقوط آزاد بودند، کمک کرد.

با این حال، اقتصاددانان باور دارند سیاست‌های ژو مشکلات اقتصادی بسیاری را ایجاد کرده که حل آنها سال‌ها طول کشیده است، مانند گسترش شکاف روستایی-شهری ناشی از اولویت دادن به صنایع صادرات‌محور از سال ۱۹۹۴ و اخراج‌های گسترده در شرکت‌های دولتی. هو-فونگ هونگ، استاد دانشگاه جان هاپکینز، می‌گوید: «بسیاری از سیاست‌های او عدم تعادل‌ها و تناقضات اقتصاد چین را که بن‌بست اقتصادی فعلی را برجسته می‌کند، تشدید کرده است. اصلاحات او در شرکت‌های دولتی منجر به از بین رفتن رفاه اجتماعی و کالاهای عمومی چون مسکن شد که در دست این شرکت‌ها بودند. همه این سیاست‌ها منجر به انفجار نابرابری و ناامنی اجتماعی و در نتیجه، کاهش مصرف داخلی شد که اقتصاد چین امروز را تحت الشعاع قرار داده است. سیستم تقسیم مالیات و خصوصی‌سازی مالکیت خانه که توسط ژو معرفی شد، دولت‌های محلی را نیز به شدت به بازار املاک برای درآمد وابسته کرد، مدلی که سال‌ها پیش از شروع رکود طولانی مدت، به محرک قوی اقتصاد چین تبدیل شد.

 

برچسب ها
مشاهده بیشتر

فاطمه لطفی

• فوق لیسانس مهندسی محیط زیست • خبرنگار تخصصی انرژی • مترجم کتابهای عطش بزرگ، تصفیه پسابهای صنعتی، تصفیه آب، استفاده مجدد از آبهای صنعتی، فرایندها و عملیات واحد در تصفیه آب و ساز و کار توسعه پاک

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن