اکونومیست: صلح پایدار فعلا دور از دسترس است

ایران چرا حتی پس از آتشبس به امارات حمله کرد؟ کارشناسان بر این باورند که ایران احتمالا دو انگیزه داشته است: دلیل حمله به امارات، نماینده اسرائیل بودن این کشور است و دوم، تلاش برای تعمیق شکاف امارات با همسایگانش، به ویژه سعودیست.
به گزارش «انرژی امروز» از طرفی هرچند ایران با حمله به امارات متحده عربی، یکی از نزدیکترین متحدان آمریکا در منطقه، آتشبس را شکست، اما آمریکا این حمله را بیاهمیت دانست.
اکونومیست در پاسخ به این سوال مینویسد که «پروژه آزادی» از ناامیدی زاده شد. بیش از سه هفته از زمانی میگذرد که آمریکا محاصره بنادر ایران را اعلام کرد و صادرات نفت این کشور را متوقف کرد. نتایج برای ایران کمتر از آنچیزی که ترامپ میخواست فاجعهبار بوده است. به عنوان مثال، در 26 آوریل، او پیشبینی کرد که تأسیسات نفتی ایران ظرف سه روز “منفجر” میشوند. آن مهلت، مانند بسیاری از مهلتهای دیگر، فرا رسید و رفت.
با این وجود، این محاصره به ایران آسیب میرساند، ایران مجبور شده تولید نفت خود را کاهش دهد و نفتکشهای متروکه را به عنوان مخازن شناور به کار گیرد. اقتصاد آن آشفته است. اما آمریکا به هدف خود برای وادار کردن ایران به دادن امتیازات عمده دست نیافته است.
از این رو تلاش برای شکستن بنبست در تنگه هرمز آغاز شد. ناوشکنهای آمریکایی در ۴ مه موفق شدند دو کشتی با پرچم آمریکا را از هرمز عبور دهند. اما این «پروژه» هرگز به صدها کشتی دیگر که هنوز گیر افتادهاند، کمکی نکرد. کشتیرانان هنوز عبور از تنگه را یک ریسک غیرقابل تحمل میدانند؛ به ویژه پس از حملات ایران در این هفته که به یک نفتکش متعلق به شرکت ملی نفت امارات و یک کشتی کره جنوبی اصابت کرد.
کاری که این محاصره انجام داد، بهانهای بود برای ایران برای از سرگیری حملات به همسایگانش. ایران در ۴ مه حداقل ۱۹ موشک و پهپاد به امارات متحده عربی شلیک کرد که اولین حملات از این نوع پس از مدت کوتاهی بعد از اعلام آتشبس در ۸ آوریل بود. پهپادها باعث آتشسوزی در ترمینال نفتی فجیره، تنها بندر بزرگ امارات متحده عربی در خارج از خلیج فارس و تنها خروجی صادرات نفت خام در زمان جنگ، شدند. اماراتیها به طور قابل درکی خشمگین بودند و بسیاری از مقاماتشان در خلیج فارس باور داشتند که آمریکا این حمله را تلافی خواهد کرد. در عوض، آمریکا حملات را کماهمیت جلوه داد. ترامپ خیلی زود اعلام کرد که «پروژه آزادی» را به حالت تعلیق درآورده است، ظاهراً به درخواست پاکستان که بین آمریکا و ایران میانجیگری میکند.
ترامپ ادعا کرد که «پیشرفت بزرگی» در جهت توافق برای پایان دادن به جنگ حاصل شده است. این ادعا تقریباً مطمئناً اغراق است. در بهترین حالت، به نظر میرسد دو طرف در حال نزدیک شدن به یک چارچوب تقریبی برای مذاکرات بیشتر هستند. آنها محاصره هرمز را در یک دوره 30 روزه لغو خواهند کرد که از آن برای مذاکره در مورد برنامه هستهای ایران، درخواست ایران برای کاهش تحریمها و سایر مسائل استفاده خواهند کرد. با این حال، هیچ تضمینی وجود ندارد که این مذاکرات موفقیتآمیز باشد و ترس از شکست و جنگ بیشتر احتمالاً همچنان مانع جریان یافتن نفت، گاز و سایر کالاها خواهد شد.
بسیاری از ناظران خلیج فارس از اینکه ایران در حملات این هفته، امارات متحده عربی را هدف قرار داده، شگفتزده شدند؛ پیش از این ایران در این جنگ، به هر شش عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) حمله کرده بود. ایران احتمالاً دو انگیزه داشته است: رفتار با امارات متحده عربی به عنوان نماینده اسرائیل، و تلاش برای تعمیق شکاف امارات با همسایگانش، به ویژه سعودیها.
امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۰ روابط دیپلماتیک رسمی با اسرائیل برقرار کرد، اولین کشور از چهار کشور عربی که تحت توافقنامههای ابراهیم این کار را انجام داد. این اقدام بخشی از تلاش گستردهتر برای تعریف یک سیاست خارجی مستقل از شورای همکاری خلیج فارس تحت سلطه عربستان سعودی بود. در حالی که سایر کشورهای خلیج فارس همگی روابط محتاطانهای با اسرائیل دارند، تنها بحرین و امارات متحده عربی به این توافقنامهها پیوستهاند. کارزار ویرانگری که اسرائیل از اکتبر ۲۰۲۳ در غزه انجام داده است، آشکار کردن برقراری روابط با اسرائیل را برای رژیمهای عربی دشوار کرده است. امارات متحده عربی تنها کشوری است که آشکارا سطح اتحاد خود را با اسرائیل به دو برابر رسانده است.
این کشور پیش از شروع جنگ در ۲۸ فوریه، سیستمهای دفاع موشکی اسرائیل را مستقر کرده بود. به محض اینکه موشکها و پهپادهای ایرانی شروع به پرواز کردند، اسرائیل با عجله یک سامانه گنبد آهنین که توسط خود اسرائیلیها هدایت میشد و نیز حسگرها و سیستمهای لیزری پیشرفته را برای تقویت دفاع اماراتی فرستاد که برخی از آنها هنوز نمونههای اولیه این سیستمها بودند. یکی از مقامات دفاعی اسرائیل سطح همکاری دو کشور را «بیسابقه» خواند. رابطه بین دو کشور فراتر از دفاع است. در سالهای اخیر، امارات متحده عربی مجموعهای از «توافقنامههای مشارکت اقتصادی دوجانبه» را آغاز کرده است. اولین مورد با هند و دومی با اسرائیل امضا شد.
دو کشور جهانبینی مشابهی دارند. هر دو نگرانند با تضعیف شبکه نیروهای نیابتی و کشورهای وابسته ایران، که محور جدیدی به رهبری ترکیه در منطقه، به ویژه در عراق، لبنان و سوریه، که ایران قبلاً در آن نفوذ داشت، افزایش دهد.
یک دیپلمات اسرائیلی که در خلیج فارس مستقر است، میگوید: «اماراتیها یک انتخاب استراتژیک کردهاند. از دیدگاه آنها، اسرائیل بخشی از برنامههای امنیتی آنهاست، اما همچنین برنامههای تجاری و دیپلماتیک هم هست».
در همین حال، اماراتیها به طور فزایندهای از عربستان سعودی فاصله میگیرند. تصمیم آنها برای خروج از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) در اول ماه مه تا حدودی به دلایل تجاری بود: آنها میخواهند نفت بسیار بیشتری از آنچه کارتل به آنها اجازه میدهد، تولید کنند. اما پس از ماهها اختلاف شدید بر سر سیاست خارجی امارات در سودان، یمن و جاهای دیگر، این اقدام به طور گسترده به عنوان ضربهای به سعودیها تلقی شد.
برخی از مفسران تحت حمایت دولت در امارات متحده عربی نیز از ترک شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه عرب صحبت میکنند. مورد دوم صرفاً نمادین خواهد بود، زیرا این اتحادیه یک محل گفتگوی بیفایده است. کنار گذاشتن شورای همکاری خلیج فارس اهمیت بیشتری خواهد داشت: این بلوک، جابجایی آزاد کالا و مردم را فراهم میکند. حتی اگر شورا پابرجا بماند، اختلاف عربستان و امارات آن را از نظر سیاسی فلج میکند.
از نظر ایران، همه اینها ممکن است مانند شکافی باشد که ارزش بهرهبرداری دارد. سعودیها زمانی مشتاق بودند که ترامپ جنگ را ادامه دهد، اما از زمان آتشبس، رویکردی ملایمتری در پیش گرفتهاند. آنها از ترس حملات بیشتر به میادین نفتی خود از آمریکا میخواهند که جنگ را از سر نگیرد، حتی در حالی که نگران نوع توافق دیپلماتیکی هستند که ممکن است با ایران حاصل شود. ایران با تمرکز حملات خود بر امارات، تنشی بین تمایل اماراتیها برای تلافی و تمایل سعودیها برای آرامش ایجاد میکند.
اگر آمریکا و ایران به تفاهم اولیه برسند، این تنش ممکن است فروکش کند. با این حال، با گذشت بیش از دو ماه از جنگ، صلح پایدار هنوز دور از دسترس به نظر میرسد.



