ترکیه-اسرائیل: درگیری بزرگ بعدی خاورمیانه؟

ترکیه و اسرائیل در خاورمیانهای در حال رقابت باهم هستند که جنگ در غزه و جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران آن را به شدت تغییر شکل داده. این جنگ باعث شد کشورهای خلیج فارس در اعتماد به اسرائیل به عنوان یک شریک دچار تردید شوند، در مقابل اما از ترکیه در میان کشورهای منطقه به عنوان یک شریک مفید یاد میشود. از این رو کارشناسان بر این باورند که درگیری مستقیم بین ترکیه و اسرائیل قریبالوقوع نیست اما سیاستگذاران نباید آرامش فعلی را ابدی بدانند.
به گزارش «انرژی امروز» حتی در حالی که خاورمیانه درگیر پیامدهای جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران است، تنشهای فزایندهای بین اسرائیل و ترکیه وجود دارد. حمله اسرائیل در آوریل ۲۰۲۵ به پایگاههای هوایی سوریه که ارتش ترکیه احتمال استفاده از آنها را ارزیابی کرده بود، نمونه اولیه این امر بود.
دونالد ترامپاندکی پس از آن، در دیداری با نتانیاهو، اصرار داشت که نتانیاهو باید این موضوع را با رجب طیب اردوغان، «حل و فصل» کند. تنشها کاهش یافت، اما همچنان پابرجاست.
آنکارا به این نتیجه رسیده که اسرائیل فوریترین تهدید منطقهایاش است و مقامات اسرائیلی حالا ترکیه را «چالش بزرگ بعدی» برای تسلط منطقهایشان میدانند. هیچ یک از این دو کشور درگیری فوری را پیشبینی نمیکنند، اما با تثبیت جایگاه ترکیه و اسرائیل در خاورمیانه، افزایش تنشها اجتنابناپذیر است.
هاوارد آیزنستات، دانشیار تاریخ خاورمیانه و رئیس دپارتمان تاریخ در دانشگاه سنت لارنس و محقق موسسه مطالعات ترکیه دانشگاه استکهلم، مینویسد: در حالی که ترکیه اولین کشور با اکثریت مسلمان بود که اسرائیل را در سال ۱۹۴۹ به رسمیت شناخت، روابط آنها تا دهه ۱۹۹۰ محدود بود، از آن زمان ترکیبی از عوامل، بهویژه روند صلح اسلو، هزینههای سیاسی و دیپلماتیک پذیرش کامل اسرائیل به عنوان یک شریک را برای آنکارا کاهش داد. آغاز انتفاضه دوم و فروپاشی روند صلح، به سردی روابط ترکیه و اسرائیل منتجر شد، اما نه به گسست آن.
بخشی از این موضع به این دلیل است که حزب عدالت و توسعه (AKP) که در سال ۲۰۰۲ به قدرت رسید، از طریق رویکرد «بدون مشکل» که ترکیه را به عنوان واسطه در درگیریهای منطقهای قرار میداد، به دنبال گسترش روابط منطقهای بود.
ادامه تعامل با اسرائیل استراتژی بود برای اطمینان بخشیدن به شرکای غربی که از چرخش اسلامگرایانه تحت رهبری حزب عدالت و توسعه نگران بودند.
اما در سالهای ۲۰۰۹-۲۰۱۰ این ظاهرسازی از هم پاشید، ابتدا با مشاجره علنی بین اردوغان و شیمون پرز در داووس و بعد با «حادثه ماوی مرمره»، که در آن ناوگان صلح غیرنظامی مورد حمایت ترکیه توسط اسرائیل مورد حمله قرار گرفت و ۹ نفر کشته شدند.
پس از آن، روابط همچنان تیره ماند. رهبران هر دو کشور، دیگری را هدف مفیدی برای لفاظیهای ملیگرایانه با هدف مصرف داخلی یافتند.
با این وجود، این ترکیه بود که به جای اسرائیل، در دهه بعدی از نظر منطقهای منزوی شد. اکثر دولتهای منطقهای با بیتفاوتی با حمایت ترکیه از جنبشهای مقاومت مردمی در جریان قیامهای عربی برخورد کردند. زمانی که قطر تحت فشار عربستان و امارات بود، ترکیه در کنار آن ایستاد؛ سرنگونی محمد مرسی، رئیس جمهور مصر توسط ژنرال سیسی را رد کرد.
ترور جمال خاشقجی، روزنامهنگار سعودی، در کنسولگری عربستان در استانبول نیز انزوای منطقهای ترکیه را تشدید کرد. در همین حال، اسرائیل از نگرانیهای کشورهای خلیج فارس در مورد ایران و تلاش دولت ترامپ برای توافق ابراهیم در جهت تایید اسرائیل، سود برد.
به اعتقاد هاوارد آیزنستات، حالا جنگ غزه و جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران این پویاییها را به سه طریق تغییر داده است.
اول، این دو جنگ تنشها بین اسرائیل و ترکیه را تشدید کردند. مقامات اسرائیلی نگران حمایت ترکیه از حماس بودند. مقامات ترکیه هم خشونت اسرائیل علیه فلسطینیان را نسلکشی میدانستند.
در عمل، ترکیه پر سر و صدا اما محتاط بود و تحت فشار ایالات متحده، آنکارا اکثر اعضای حماس را از ترکیه بیرون راند و حضور دیپلماتیک سنگینی در اسرائیل دارد. ترکیه از اوت ۲۰۲۵ تمام حقوق تجارت و پرواز اسرائیلیها بر فراز خاک خود را ممنوع کرد، اما به نفت آذربایجان اجازه میدهد از طریق خاک ترکیه به اسرائیل منتقل شود که تقریبا ۵۰ درصد از واردات نفت اسرائیل را تشکیل میدهد. واکنش ترکیه به کارزار آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز با احتیاط همراه بوده: این کشور این درگیری را محکوم کرده و نسبت به هرگونه نقض حاکمیت خود هشدار داده، اما محتاط بوده خصومت ترامپ را برننگیزد.
دوم، رقابت بین اسرائیل و ترکیه با فروپاشی رژیم اسد در سوریه تشدید شد و هر دو کشور اکنون نیروهای خود را در آنجا حفظ کردهاند. ترکیه قصد دارد یک دولت واحد پایدار تحت فرماندهی الشرع را در سوریه تضمین کند، در حالی که گویا اسرائیل مصمم است که حضور دولت سوریه را به ویژه در امتداد مرز سوریه و اسرائیل محدود کند.
ترکیه مهمترین متحد نظامی دولت جدید سوریه است که سلاح، اطلاعات و کمکهای فنی برای حکومت سوریه به همراه دارد. در مقابل، اسرائیل بلافاصله پس از سقوط اسد حملات هوایی گستردهای را آغاز کرد و زرادخانه موجود سوریه را به طرز چشمگیری تضعیف کرد.
اسرائیل در حالی که برای حمایت از فروپاشی حضور کردها در شمال، کار چندانی انجام نداده، از دروزیها در جنوب و تا حد کمتری از علویها حمایت آشکار کرده است. به این موارد میتوان حوزههای رقابت دیگری را نیز اضافه کرد. شاید مهمترین آنها در مدیترانه شرقی باشد.
به باور هاوارد آیزنستات، در حالی که ترکیه تلاشهایی برای کاهش تنشها با یونان و قبرس انجام داده، همکاری نظامی رو به رشد بین قبرس و اسرائیل و رزمایشهای نظامی مشترک بین یونان، قبرس و اسرائیل، مانند رزمایشهای دسامبر ۲۰۲۵، ترس ترکیه از محاصره را تشدید میکند.
نمونه دیگر، به رسمیت شناختن سومالیلند است توسط اسرائیل که اگرچه نمادین است، اما تمایل اسرائیل به ایجاد متحدانی در کشورهای همسایه خود را برجسته میکند و این چالشیست برای ترکیه که سرمایهگذاریهای زیادی در سومالی انجام داده، از جمله ایجاد یک پایگاه نظامی در آنجا از سال ۲۰۱۷.
از دیگر حوزههای اختلاف میتوان به لبنان، یمن و سودان اشاره کرد، در لبنان ترکیه با حزبالله همدردی دارد، در یمن و سودان اسرائیل بیسروصدا از تلاشهای امارات حمایت میکند، اما ترکیه از نیروهای عربستان سعودی.
سوم و مهمتر از همه، توازن منطقهای گستردهتر تغییر کرده است. کارزار ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و نیروهای نیابتی آن، تهدید فرضی ایران علیه عربستان سعودی و منطقه را کاهش داد. در واقع، اسرائیل قربانی موفقیت خود شده: با نشان دادن محدودیتهای قدرت ایران، ارزش خود را برای شورای همکاری خلیج فارس به عنوان مانعی در برابر ایران کاهش داده. نگرانی نوظهور فعلی، بیثباتی و احتمالا یک دولت شکستخورده در ایران است.
اسرائیل با جنگ غزه نقش خود را به عنوان یک شریک منطقهای تضعیف کرده. حمله آن به رهبران حماس ساکن قطر، متحد ایالات متحده، در سپتامبر ۲۰۲۵، منطقه را در شوک فرو برد. اگرچه روابط همچنان در نوسان است، بهویژه با توجه به رقابت عربستان و امارات، قدرتهای وضع موجود مانند عربستان سعودی و مصر حالا ترکیه را به عنوان نیروی بالقوه برای ثبات میدانند و اسرائیل را نقطه مقابل این ثبات میدانند.
رقابت اسرائیل و ترکیه نشان از چگونگی تغییر روابط منطقهای دارد. در حالی که این دو در بسیاری موارد نقطه مقابل هم هستند اما خطر درگیری مستقیم فوری نیست.
اما هر دو ظرفیت و تمایل اعمال قدرت فراتر از مرزهای خود دارند. و نیز هر دو اکنون دیگری را رقیب طبیعی خود میدانند و هر یک روایتهای اغلب اغراقآمیزی ارائه دادهاند در مورد خطری که از جانب دیگری متوجه آنهاست. شواهد چندانی وجود ندارد که نشان دهد ترکیه یا اسرائیل اکنون اشتیاق زیادی برای درگیری مستقیم دارند؛ اما هر دو طرف، دیگری را تهدیدی قریبالوقوع میدانند و خطر اشتباه محاسباتی را افزایش میدهند.



