تنگه هرمز و گرسنگی جمعی میلیونها نفر

بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، قیمت نفت، گاز طبیعی و کود را افزایش داده است. در ۱۳ آوریل، آمریکا محاصره خود را آغاز کرد و معدود کشتیهایی را که ایران اجازه عبور از آنها را داده بود، متوقف کرد که احتمالا مشکل را پیچیدهتر خواهد کرد.
به گزارش «انرژی امروز» از اکونومیست، قیمت کالاها دوباره در حال افزایش است، که نه تنها رانندگان، بلکه کشاورزانی را که برای مزارع خود به کود و برای تراکتورهای خود به گازوئیل نیاز دارند، ناامید کرده است. برخی کمتر میکارند یا کمتر کود میدهند، که ناگزیر به معنای برداشت کمتر در اواخر سال است. افزایش قیمت مواد غذایی شروع شده است. برنامه جهانی غذا (WFP) تخمین میزند که اگر انسداد تنگه تا اواسط سال ادامه یابد، علاوه بر بیش از ۳۰۰ میلیون نفری که در حال حاضر برای تغذیه خود مشکل دارند، جان ۴۵ میلیون نفر دیگر نیز در معرض خطر قرار خواهد گرفت. اگر الگوی اقلیمی النینو در چند ماه آینده به همین شکل ادامه یابد، اوضاع میتواند بدتر هم شود؛ برخی از فقیرترین نقاط جهان ممکن است باران زیاد و برخی دیگر باران کمی دریافت کنند، که به معنای از بین رفتن محصولات کشاورزی است.
نقطه شروع بحران اولیه، افزایش قیمت انرژی است. این امر بر هر مرحله از تولید مواد غذایی تأثیر میگذارد: کاشت، برداشت، فرآوری و حملونقل. آژانس بینالمللی انرژی میگوید که در کشورهای ثروتمند، انرژی تا نیمی از هزینههای متغیر کشاورزی را تشکیل میدهد. شاخصهای جهانی قیمت مواد غذایی عموما قیمت نفت خام را دنبال میکنند، البته با کمی تاخیر.
قیمت کود، که بخش عمدهای از آن با گاز طبیعی ساخته میشود، نیز در حال افزایش است. مسلماً خلیج فارس برای صنعت کود جهانی، نسبت به انرژی، نقش محوریتری دارد. این تنگه منبع ۳۰ تا ۳۵ درصد از تجارت بینالمللی اوره و حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از آمونیاک است که هر دو به عنوان کود شیمیایی به طور گسترده استفاده میشوند. شاید ۳۰ درصد از تجارت کود جهان از طریق تنگه هرمز عبور میکند. جنگ این جریان را متوقف کرده است. شرکت کپلر تخمین میزند که تقریباً ۱.۹ میلیون تن در خلیج فارس گیر کرده، که معادل ۱۲ درصد از کل کودی است که در سال ۲۰۲۴ از طریق این تنگه حمل میشود. شرکت کود قطر، که ۱۴ درصد از اوره جهان را تولید میکند، بیش از یک ماه است که تعطیل شده است.
سایر تامینکنندگان در موقعیتی نیستند که بتوانند این شکاف را پر کنند. کارخانههای روسیه، بزرگترین صادرکننده جهان، توسط پهپادهای اوکراینی هدف قرار گرفتهاند. کارخانههایی که هنوز فعال هستند با ظرفیت کامل فعالیت میکنند. چین، دومین تولیدکننده بزرگ، برای محافظت از عرضه داخلی خود، صادرات را کاهش میدهد. کمبود گاز، تولیدکنندگان کود در سایر کشورها، از جمله هند و بنگلادش، را مجبور به محدود کردن تولید خود کرده است. و هیچ سیستم جهانی برای ذخایر کود، مانند نفت، وجود ندارد. قیمت اوره و آمونیاک از زمان شروع جنگ به ترتیب ۶۵درصد و ۴۰درصد افزایش یافته است. شاخص مقرون به صرفه بودن کود Rabobank به پایین ترین حد خود در چهار سال گذشته رسیده است.
زمان بندی این بحران نمیتوانسته بدتر از این باشد. نیمکره شمالی و بخشهایی از آفریقا در اواسط فصل کاشت هستند. کشاورزان در جنوب آسیا در چند ماه آینده، که بارانهای موسمی از راه میرسند، شروع به کاشت خواهند کرد. متخصصان کشاورزی میگویند کود، تولید کشاورزی جهان را دو برابر میکند و معمولاً برای تأثیر بهینه باید هنگام کاشت محصولات از آن استفاده شود. جولیان هینز از موسسه کیل، می گوید حتی اگر جنگ فردا تمام شود، خسارات زیادی تاکنون وارد شده است.
کشاورزان ثروتمند در غرب نسبتاً خوشبین هستند. بسیاری کود را ذخیره میکنند و بسیاری از آنها به هر حال بیش از حد از آن استفاده میکنند. کسانی که با هزینه آن دستوپنجه نرم میکنند، در حال تغییر محصولات هستند. وزارت کشاورزی آمریکا انتظار دارد در این فصل، کشت ذرت (که به کود زیادی نیاز دارد) به سویا (که به کود کمتری نیاز دارد) تغییر کند. در اروپا نیز تعدیل مشابهی در حال انجام است.
برای کشاورزان فقیرتر، عواقب آن وخیمتر است. بسیاری از ۵۰۰ میلیون کشاورز خردهپا در جهان به سختی به اندازه کافی برای تغذیه خانوادههای خود کشت میکنند. آنها مطمئناً نمیتوانند از پس هزینههای نگهداری کود برآیند. مثلا در افغانستان قیمت یک کیسه ۵۰ کیلوگرمی اوره در بازار محلی از ۲۰۰۰ افغانی در ژانویه به ۲۴۰۰ افغانی (۲۹ دلار) افزایش یافته است.
آسیا و آفریقا به ویژه به کود از خلیج فارس وابسته هستند. این منطقه ۷۱ درصد از واردات اوره تایلند در سال گذشته، ۶۷ درصد از واردات آفریقای جنوبی و ۴۱ درصد از واردات هند را تأمین کرد. بیش از نیمی از هندیها برای امرار معاش به کشاورزی وابسته هستند. پیش از جنگ، دولت دهلینو قصد داشت یارانه کود را برای صرفهجویی در هزینهها کاهش دهد. اکنون، مقامات در تلاشند تا منابع اضافی را از روسیه و چین تأمین کنند، احتمالاً با هزینهای بسیار بیشتر.
نتیجه چیزی است که مایکل ورز از شورای روابط خارجی، آن را «ماشین قحطی با حرکت آهسته» مینامد. در حال حاضر، کشورهایی که بیشترین آسیب را دیدهاند، کشورهایی هستند که قبل از شروع جنگ به کمکهای بشردوستانه متکی بودند. بسته شدن تنگه هرمز آنقدر منابع غذایی برنامه جهانی غذا (WFP) را به دام انداخته است تا ظرفیت تغذیه ۴ میلیون نفر را به مدت یک ماه داشته باشد. این سازمان در تلاش است تا مسیر این محمولهها را تغییر دهد.
یک نمونه، محمولهای از بیسکویتهای پرانرژی است که برنامه جهانی غذا میخواست از دبی به افغانستان ارسال کند. به جای اینکه بیسکویتها را با کامیون از ایران عبور دهند، مجبور شدند آنها را از یک مسیر انحرافی 9 کشوری عبور دهند تا از شمال وارد افغانستان شوند. کورین فلیشر، رئیس زنجیره تأمین برنامه جهانی غذا، معتقد است که این امر سفر را هفتهها طولانیتر میکند و هزینه اضافی برای جبران آن دارد.
گروههای بشردوستانه به سختی میتوانند از عهده چنین هزینههایی برآیند. کشورهای ثروتمند اخیراً بودجههای کمکی خود را کاهش دادهاند (در حالی که هزینههای دفاعی را افزایش میدهند). طبق گزارش OECD کمکهای توسعهای رسمی خالص در سال 2025، پس از کاهش 9 درصدی در سال قبل، 9 تا 17 درصد کاهش یافته است. همانطور که ژان مارتین باوئر در برنامه جهانی غذا میگوید، «کمکفنر بشردوستانه دیگر وجود ندارد.»
قیمت بالاتر سوخت در حال حاضر به معنای کمکهای کمتر برای فقرای جهان است. در دهلی نو از ماه فوریه، قیمت گاز پخت و پز پنج برابر شده است. با از بین رفتن امکان آشپزی و گرانتر شدن غذا، فقرای هند به حذف وعدههای غذایی روی آوردهاند.
هرچه عرضه مواد غذایی بیشتر مختل شود، چنین اثراتی گستردهتر خواهد بود. شرکت دادهپردازی هلیوس ایآی تخمین میزند که اگر تردد از طریق هرمز به مدت شش ماه متوقف شود، قیمت جهانی مواد غذایی تا پایان سال ۱۲ تا ۱۸ درصد نسبت به سطح قبل از جنگ افزایش خواهد یافت.
تحلیلگران موسسه کیل آلمان پیشبینی میکنند که تورم قیمت مواد غذایی در زامبیا به ۳۰ درصد، در هند به ۱۱ درصد و در ونزوئلا به ۸ درصد در عرض یک سال خواهد رسید. با نفت بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه، تغییر جهت محصولات کشاورزی به سوختهای زیستی میتواند قیمت مواد غذایی را باز هم بالاتر ببرد.
این درد را کسانی که از قبل هم در بحران بودند بیشتر احساس خواهند کرد: مردم در فقیرترین گوشههای فقیرترین کشورها و در مناطق جنگی که سپر دفاعی چندانی در برابر شوکها ندارند. برخلاف قحطی متعارف که در آن گرسنگی در یک نقطه خاص متمرکز است، اثرات آن در سراسر جهان توزیع خواهد شد و ارتباط مستقیم کمی با اقلیم محلی و برداشت محصول و تعداد کم دوربینهای تلویزیونی برای ثبت این وقایع وجود دارد.
پس از آنکه روسیه و اوکراین، هر دو صادرکننده بزرگ غلات، در سال ۲۰۲۲ وارد جنگ شدند، قیمت مواد غذایی به شدت افزایش یافت. محققان معتقدند که نسبت به کشتهشدگان در میدان نبرد در نتیجه آن درگیری افراد بیشتری از گرسنگی جان خود را از دست دادهاند. اگر تنگه به سرعت بازگشایی نشود و جریان سوخت و کود شروع نشود عواقب جنگ در ایران میتواند بد یا حتی بدتر باشد.



