جنگل‌زدایی به مثابه یک شکست اقتصادی و حکمرانی

راهکارهای مهار جنگل‌زدایی؛ از الگوهای بین‌المللی تا فاجعه ملی در گردنه حیران

جنگل‌ها را نمی‌توان فقط کلکسیونی زیبا از درختان و گیاهان دانست. آنها پیچیده‌ترین زیرساخت‌های زیستی، تنظیم‌کنندگان چرخه‌های آبی و مهارکنندگان طبیعی فرسایش خاک هستند. با این حال، تخریب و لخت‌ کردن پوشش‌های جنگلی در سراسر جهان با سرعتی نگران‌کننده ادامه دارد.

چنین کاری حاصل یک معادله ساده اما ویرانگر است: «سودجویی اقتصادی کوتاه‌مدت برای افراد یا دولت‌ها» در برابر «هزینه‌های زیست‌محیطی سنگین و بلندمدت برای جامعه».

برای درک صحیح ابعاد این بحران و ارائه راهکارهای عملی، باید دو مقیاس متفاوت را بررسی کرد: مقیاس جهانی (پهنه‌های عظیمی مانند جنگل‌های آمازون) و مقیاس ملی/محلی (مناطق حساس زیست‌بومی مانند گردنه حیران).

درس‌هایی از جنگل‌زدایی و مهار آن در آمازون

جنگل‌های استوایی آمازون که به «ریه‌های زمین» معروف هستند، سال‌هاست تحت فشار دو انگیزه اقتصادی بزرگ قرار دارند: توسعه مرتع‌داری برای دامداری صنعتی و تغییر کاربری زمین برای کشت انبوه سویا.

طی دهه‌های گذشته، پیشرفت فناوری و تغییر اراده سیاسی نشان داد که مهار این غول سرکش امکان‌پذیر است. راهکارهای کلیدی که در حوزه آمازون به کار گرفته شدند و می‌توانند الگوی دیگر کشورها باشند، عبارتند از:

سیستم‌های پایش ماهواره‌ای لحظه‌ای (Real-time Satellite Monitoring): برزیل با به کارگیری سیستم‌هایی مثل DETER و INPE توانست تصاویر راداری و ماهواره‌ای از تغییرات پوشش گیاهی را به صورت چندساعته دریافت کند. این سیستم به نیروهای حفاظت از محیط‌زیست اجازه می‌دهد قبل از آنکه هکتارها جنگل تسطیح شود، در محل حاضر شوند.

اهرم اعتبارات بانکی و شفافیت زنجیره تامین: یکی از موفق‌ترین سیاست‌ها، ممنوعیت اعطای وام‌ها و تسهیلات دولتی به کشاورزان و دامدارانی بود که در اراضی تصرف‌شده یا جنگل‌زدایی‌شده غیرقانونی فعالیت می‌کردند.

وقتی خریداران بزرگ بین‌المللی نیز اعلام کردند از «خریداران سویای حاصل از قطع درختان» کالا نمی‌خرند، سودآوری جنگل‌زدایی به شدت افت کرد.

بازار اعتبارات کربن و پرداخت در ازای خدمات زیست‌بومی: ایجاد مدل‌های اقتصادی که در آن به جوامع بومی و بومیان آمازون پول پرداخت می‌شود تا درختان را ایستاده نگه دارند، ثمره‌ای بسیار بیشتر از واگذاری زمین به کشاورزی سوداگرانه داشته است.

اما در کشورمان.

برای دستیابی به مثال ملموس نیازی نیست به قاره آمریکا برویم. به عنوان مطالعه موردی و محسوس می‌توان به تضاد تلخ مرزی در گردنه حیران (ایران و آذربایجان) برای لمس عمیق‌تر فاجعه جنگل‌زدایی و شکست حکمرانی سرزمینی اشاره کرد.

پوشش سبز سمت راست تصویر متعلق به جمهوری آذربایجان و جنگل‌زدایی در قسمت چپ تصویر، متعلق به ایران است. منبع: Google Maps

نگاهی اجمالی به مرز شمالی ایران در منطقه گردنه حیران و مقایسه آن با خط مرزی جمهوری آذربایجان (لنکران-آستارا)، همه‌چیز را شفاف می‌سازد.

اگر بر فراز این منطقه پرواز کنید یا تصاویر ماهواره‌ای آن را ببینید، خط مرزی ایران و آذربایجان ناگهان با یک «تضاد بصری شدید» خود را نشان می‌دهد. به  این صورت که در جمهوری آذربایجان، پوشش یکدست، انبوه و دست‌نخورده جنگل‌های هیرکانی + حفظ کامل حریم زیست‌بوم را شاهدیم اما در  سمت ایران (گردنه حیران) تکه‌تکه شدن شدید جنگل، ویلاسازی‌های متراکم و کوه‌خواری و لخت‌شدن عرصه‌های سبز، چشممان را آزار می‌دهد.

ریشه‌های ساختاری این تضاد چیست؟

تفاوت در اجرای قوانین و حاکمیت قانون: در سمت جمهوری آذربایجان، اراضی جنگلی جزو پارک‌های ملی و مناطق تحت حفاظت مطلق محسوب می‌شوند. هیچ شهروند یا مقام دولتی اجازه تفکیک زمین، ساخت‌وساز یا ورود ماشین‌آلات سنگین به حریم جنگل را ندارد.

رانت تغییر کاربری و سوداگری مسکن در ایران: اما در سمت ایران، ضعف در ثبت اسناد رسمی، خلاءهای قانونی در «سیستم ثبت حقوق مالکیت و مشخصات زمینی به همراه نقشه‌برداری دقیق از آن (موسوم به Cadastre)» منابع طبیعی و رانت‌های محلی باعث شده که اراضی جنگلی و کشاورزی به راحتی تغییر کاربری داده شوند.

جنگل‌های کهنسال هیرکانی که میلیون‌ها سال قدمت دارند، قربانی ساخت ویلاهای خوش‌نشینی و شهرک‌سازی‌های غیرمجاز شده‌اند.

غیبت جدیّت در جریمه و قلع‌وقمع: در ایران، اغلب ساخت‌وسازهای غیرمجاز پس از اتمام بنا با پرداخت جریمه در کمیسیون‌های مربوطه پایان می‌یابند یا به انشعابات غیررسمی آب و برق متصل می‌شوند؛ روندی که عملاً مشوق ساخت‌وساز غیرقانونی بوده و خواهد بود.

نقشه راه عملی برای مهار تخریب در مناطق بحرانی

برای نجات باقیمانده جنگل‌های هیرکانی و مناطق مشابه در کشور، اقدامات شعاری کارساز نیستند و باید از الگوی زیر تبعیت کرد:

جرم‌انگاری مطلق و بدون استثنا: قوانین باید تغییر کنند تا تغییر کاربری اراضی جنگلی تحت هر عنوانی (حتی طرح‌های گردشگری غیراصولی) ممنوع شده و هرگونه بنای احداث‌شده بدون چشمپوشی، تخریب شده و زمین به حالت اولیه بازگردانده شود.

تکمیل فوری «سیستم ثبت حقوق مالکیت و مشخصات زمینی، همراه با نقشه‌برداری دقیق از آن» در منابع طبیعی: تمامی مرزهای جنگل‌ها و منابع ملی باید به صورت دیجیتال و بر پایه بلاک‌چین یا دیتابیس‌های غیرقابل دستکاری ثبت شوند تا امکان سندسازی و زمین‌خواری از میان برود.

توسعه اکوتوریسم مسئولانه به جای ویلاسازی: باید بستر اقتصادی منطقه‌ای ایجاد شود که جامعه محلی از «حفاظت از درختان» درآمد داشته باشد (از طریق اقامتگاه‌های بومگردی استاندارد در بافت روستایی) نه از «فروش زمین به سوداگران مسکن».

قطع کامل خدمات زیربنایی به ساخت‌وسازهای غیرمجاز: وزارتخانه‌های نیرو و نفت باید قانوناً از ارائه انشعاب آب، برق و گاز به هرگونه بنایی که فاقد مجوز تاییدشده سازمان منابع طبیعی است منع شوند.

در نهایت، جنگل‌زدایی چه در پهنه غول‌پیکر آمازون و چه در خطه سرسبز حیران، نتیجه یک رفتار است: ترجیح منافع فوری بر بقای زیست‌بوم. اگر ابزارهای نظارتی مدرن و اراده سختگیرانه قانونی اعمال نشود، فرسایش خاک، رانش زمین و سیلاب‌های ویرانگر، هزینه‌ای صدها برابر سود حاصل از ساخت‌وسازها را به کشور تحمیل خواهند کرد.

سوال اصلی:

آیا اراده‌ای برای انجام دقیق این کار و سختگیری‌های پیوسته در این زمینه وجود دارد؟

برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن