جنگ در خاورمیانه و سفره پهن شرکتهای خدمات نفتی

تخمین زده میشود خسارت به زیرساختهای نفت و گاز در خاورمیانه 50 میلیارد دلار هزینه تعمیرات به جا بگذارد، به اعتقاد نشریه اکونومیست، این سفرهایست که برای غولهای خدمات نفتی پهن شده است.
به گزارش «انرژی امروز» اکونومیست در جدیدترین شماره خود مینویسد: شرکتهای خدمات نفتی، گاوچرانهای صنعت انرژی هستند. کار آنها که دربرگیرنده همه چیز است از حفر چاه و لولهگذاری تا ساخت جاده، ادامه جریان هیدروکربنهای جهان را امکانپذیر میکند. و اغلب در شرایط فیزیکی سخت در مکانهای پرخطر انجام میشود.
بیکر هیوز، هالیبرتون و SLB، سه شرکت پیشرو در این صنعت، اکنون پس از برکناری نیکولاس مادورو، از ونزوئلا مشتاقانه به دنبال فرصتهایی در این کشور هستند.
در مقابل، جنگ علیه ایران، وقفه کوتاه مدتی را برای صنعت خدمات نفتی به ارمغان آورده است. با گذشت زمان اما ممکن است این وضعیت به طرز چشمگیری عوض شود.
تأثیر جنگ علیه ایران بر شرکتهای خدمات نفتی زمانی آشکار شد که درآمدهای سه ماهه اول سال را گزارش کردند. مشتریان آنها، که شرکتهای ملی نفت و شرکتهای بزرگ غربی هستند، عملیات خود را در خاورمیانه کاهش دادهاند.
دکلهای فراساحلی در خلیج فارس بلااستفاده ماندهاند؛ هزینههای بیمه و لجستیک رو به افزایش است. خاورمیانه بازار بزرگی برای SLB و بیکر هیوز است اما درآمد این دو غول خدمات نفتی از این منطقه در سه ماهه اول به ترتیب 10 درصد و 19 درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.
با این حال، فراتر از اختلال فعلی، فرصتهایی وجود دارد. مدیران SLB از «بهبود گسترده» در بازارهای بالادستی در سالهای 2027 و 2028 صحبت میکنند.
یکی از عوامل، بازسازی پس از جنگ است. شرکت مشاورهای ریستاد انرژی، تخمین میزند که خسارت به زیرساختهای نفت و گاز در خاورمیانه میتواند 50 میلیارد دلار هزینه تعمیر به همراه داشته باشد.
به این ترتیب این وضعیت در چند سال آینده، نویدبخش ثروت بادآوردهای میشود برای گردنکلفتهای نفتی که دست به کارهای خطیر خواهند زد.
دومین عامل محرک رونق احتمالی، امکان کاهش منابع مالی شرکتهای بزرگ نفتی است. به مدت پنج سال، نگرانیها در مورد کربنزدایی و اوج نفت، این صنعت را به کاهش سرمایهگذاری در بالادست، انباشت پول نقد و بازگرداندن سود به سهامداران سوق داده است.
اشتیاق سیاستگذاران و روسای شرکتها برای اقدامات سازگار با محیط زیست، پیش از جنگ نیز رو به کاهش بود، اما شوک نفتی ممکن است سرانجام شرکتهای بزرگ را به سرمایهگذاری مجدد سوق دهد.
شرکت تحقیقاتی وود مکنزی معتقد است که سرمایهگذاری ناکافی در چاههای نفت در سطح جهان به این معنی است که شرکتهای بزرگ نفتی برای تأمین تقاضا باید تا سال ۲۰۵۰، ۳۰۰ میلیارد بشکه به ذخایر خود اضافه کنند (بیشتر از ذخایر اثباتشده آرامکوی عربستان، بزرگترین شرکت نفتی جهان).
شرکتهای بزرگ نفتی به طور قابل درکی امیدوارند که از خلیج فارس فاصله بگیرند. بریتیش پترولیوم، شورون، اکسون موبیل، شل و توتال اینرژیز از چشماندازهای جدید در آفریقا، آمریکای جنوبی و شرق مدیترانه میگویند.
در ماه آوریل، هالیبرتون اعلام کرد که قرارداد بزرگی برای فرکینگ با شرکت نفت دولتی آرژانتین، YPF، به دست آورده است. تولید نفت در آبهای عمیق برزیل هم رونق گرفته است. حتی نفت شیل در آمریکا که به نظر میرسید نزدیک به اوج تولید خود است، جان تازهای گرفته است. هالیبرتون میگوید ناوگان فرکینگاش در آمریکا تا پایان سهماهه دوم امسال رزرو شدهاند.
هنوز هم ممکن است اتفاقات زیادی رخ دهد. یک توافق صلح سریع میتواند قیمت نفت را به شدت کاهش دهد. سرمایهگذارانی که پیش از این از رونق و رکود شیل آسیب دیدهاند، میتوانند خواستار ادامه انضباط سرمایه شوند. با این حال، یک سناریوی محتملتر این است که در دهه آینده هزینههای هیدروکربن توسط کشورهای واردکننده نفت تعریف میشود که به دنبال امنیت انرژی هستند.
جیمز وست از شرکت تحلیلگر ملیوسمیگوید: «رقابت برای تنوعبخشی به منابع عرضه و بازسازی ظرفیت تولید، هزینههای بالادستی را برای سالها افزایش خواهد داد.»
بنابراین، خبرهای خوبی برای کابویهای خدمات نفتی در راه است.



