خالی شدن گنجینه ۶ تریلیون دلاری خلیج فارس با جنگ

در سالهای اخیر، ثروتهای ملی شش عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) دنیای سرمایهگذاری را تحت الشعاع قرار داده است. کشورهای ثروتمند حوزه هیدروکربن بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی از سال ۲۰۲۱ تاکنون بیش از ۴۳۰ میلیارد دلار سرمایه را به کار گرفتهاند. به ازای هر دلار نفتی که سرمایهگذاری میکنند، ۷۵ سنت نفتی به خارج از این کشور، در حوزههایی از هوش مصنوعی و اعتبار خصوصی گرفته تا باشگاههای فوتبال لیگ برتر و تیکتاک، سرازیر میشود. آنها بر بیش از ۵ تریلیون دلار دارایی در سطح جهان نظارت دارند، این رقم در سال 2021 برابر با ۳ تریلیون دلار بود.
به گزارش «انرژی امروز» از اکونومیست، آن تلاشهای آیندهنگرانه برای برنامهریزی برای زندگی پس از سوختهای فسیلی، ناگهان با واقعیت بیرحمانه جنگ مختل میشوند. طبق گزارش شرکت مشاورهای Welligence، حملات تلافیجویانه ایران علیه متحدان آمریکا در منطقه، تاکنون ۲۵ میلیارد دلار زیرساخت نفت و گاز را نابود کرده است. این زیرساختها نیاز به بازسازی دارند و شاید صرف هزینه ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلاری برای خطوط لولهای هم نیاز باشد برای دور زدن تنگه هرمز، که ایران تسلط خود را بر آن ثابت کرده است. در بحبوحه بیثباتی فزاینده منطقهای، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز باید هزینههای بیشتری را صرف دفاع کنند، به ویژه برای ذخیره موشکهای رهگیر و سایر مهمات. و همه اینها باید اتفاق بیفتد زیرا رشد اقتصاد این کشورها به دلیل اختلال در فعالیتها، از جمله صادرات انرژی، کند شده است.
تقریبا مطمئنا انتظار میرود که وجوه پرپول، مانند بحرانهای گذشته، بخشی از این هزینه را تأمین کنند. دیهگو لوپز از شرکت تحقیقاتی Global SWF تخمین میزند که در طول همهگیری، سازمان سرمایهگذاری ابوظبی ۲۴ میلیارد دلار و سازمان سرمایهگذاری کویت ۲۵ میلیارد دلار، معادل ۳ تا ۴ درصد از داراییهای تحت مدیریت خود را برداشت کردند. صندوقهای اماراتی و قطری با سهامداری در شرکتهای هواپیمایی پرچمدار کشورهایشان، خطوط هوایی را تا سقف ۴ میلیارد دلار نجات دادند.
لوپز میگوید چنین درخواستهای کلان سرمایهای معمولا تخصیص هدف صندوقها را مختل و سرمایهگذاری در سایر طبقات دارایی را در سالهای بعد محدود میکند. و این بار این اقدام حتی ظریفتر خواهد بود. اولا در طول پنج سال گذشته صندوقها بیشتر در داراییهای خصوصی غیرنقدشونده سرمایهگذاری کردهاند. شرکتهای اماراتی و سعودی به ترتیب نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار و حدود ۴۰ میلیارد دلار را به استارتآپهای هوش مصنوعی و مراکز داده تزریق کردهاند. بین سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ حدود ۱۴۰ میلیارد دلار از ثروت ملی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به املاک و زیرساختها و ۸۰ میلیارد دلار به اعتبارات خصوصی اختصاص داده شده است. نقد کردن چنین سرمایهگذاریهایی در شرایط اضطراری دشوارتر از اوراق قرضه یا سهام عمومی است. برخی از آنها را میتوان تنها با ضرر هنگفت فروخت.
سایر سرمایهگذاریها به اهداف سیاست خارجی، مانند تضمین امنیت غذایی و مواد معدنی حیاتی، گره خوردهاند. اگر صندوقها به عنوان بخشی از توافقات بین دولتها، قراردادهایی را امضا کنند، باز کردن این قراردادها نیز میتواند دشوار باشد. اماراتیها در معادن و مزارع چندین کشور آفریقایی سهام دارند. صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان سعودی (PIF) از مشاغل معدنی در برزیل و مشاغل کشاورزی در جنوب شرقی آسیا حمایت کرده است.
آخرین مشکل، مواجهه روزافزون این صندوقها با جاهطلبیهای ملی برای گذار اقتصادهای شورای همکاری خلیج فارس به فراتر از نفت است. L’Imad، ابزاری که توسط ابوظبی در ژانویه ایجاد شد و ADQ، صندوق ثروت موجود امارات را جذب کرد، سهام زیادی در اپراتورهای زیرساخت ملی، از جمله شرکت خدمات رفاهی TAQA، گروه اپراتور بنادر AD، فرودگاههای ابوظبی و راهآهن دارد. مبادله Mubadala، یکی دیگر از صندوقهای ابوظبی، در حال تامین مالی گسترش جزیره المریه، قطب مالی امارات، و شرکت انرژی تجدیدپذیر مصدر است.
همانطور که موشکهای ایرانی جذابیت کشورهای ثروتمند خلیج فارس را برای خارجیها و پول آنها کاهش میدهند، سرمایهگذاریهای داخلی ناگهان پرخطر دیده میشود. کاهش ترافیک هوایی در منطقه، در حال حاضر بر صورتهای درآمدی اپراتورهای فرودگاهی محلی و خطوط هوایی تاثیر میگذارد. میانگین اشغال و نرخ روزانه در هتلهای لوکس در پرتفوی این صندوقها از زمان شروع جنگ هر هفته کاهش یافته است. شرکت امارات گلوبال آلومینیوم، کارخانه ذوب بزرگ آلومینیوم که متعلق به شرکت مبادله و شرکت سرمایهگذاری دبی است، اعلام کرده است که تعمیر خسارات ناشی از بقایای موشکها ممکن است تا یک سال طول بکشد. شرکتهای املاک مانند الدار، که بخشی از آن نیز متعلق به شرکت مبادله است، با کاهش شدید فروش مسکونی و فعالیت اجاره مواجه هستند. همه اینها جریانهای نقدی را متوقف میکند و سود سهامی را که چنین مشاغلی به صندوقها پرداخت میکنند، کاهش میدهد.
برخی از پروژههای غولآسای منطقه پیشتر هم متزلزل به نظر میرسیدند. در ژانویه، ساختوساز در مکعب Mukaab، آسمانخراش مکعبی شکل عظیمی که محور یک منطقه مسکونی و تجاری ۵۰ میلیارد دلاری در ریاض بود، به حالت تعلیق درآمد. جنگ، از سرگیری این پروژه را بعید کرده است. در ماه مارس، چند هفته پس از شروع درگیری، عربستان سعودی برخی از قراردادهای پیست اسکی صحرایی تروینا، و پروژه شهر آیندهنگر لاین، را لغو کرد. حداقل برای صندوق سرمایهگذاری عمومی (PIF)، که از بسیاری از ابتکارات سعودی حمایت کرده است، کاهش ارزش سهام اجتنابناپذیر است.
در ۱۵ آوریل، PIF از یک استراتژی پنج ساله جدید رونمایی کرد که قبل از شروع جنگ تدوین شده بود. در یک گردهمایی سرمایهگذاری که ماه گذشته توسط PIF در میامی برگزار شد، یاسر الرمیان، رئیس صندوق، امیدوار بود سرمایهگذاری خارجی بیشتری را به پادشاهی جذب کند. او به جمعی از بزرگان مالی گفت: «در گذشته، ما سعی کردیم عربستان را به جهان بیاوریم. اکنون در مرحلهای هستیم که میخواهیم جهان را به عربستان بیاوریم.» با توجه به شکستهای پروژههای مختلف، این کار از قبل هم سخت شده. تهدید حملات دورهای ایران، مشکلات را بیشتر کرده است. بانکداران سرمایهگذاری گزارش میدهند که پیمانکاران خارجی از پروژههای مختلف خلیج فارس عقبنشینی میکنند و برخی از سرمایهگذاران غربی دچار تردید شدهاند.
رومیان تاکید کرده که صندوق سرمایهگذاری عمومی همچنان به سرمایهگذاریهای خود در سراسر جهان متعهد است. او اصرار داشت: «ما بازده خود را نه به صورت فصلی، بلکه به صورت دههای اندازهگیری میکنیم.» در واقع، هیچکس انتظار فروش فوری داراییهایی را ندارد که بخشی از آنها متعلق به صندوقهای شورای همکاری خلیج فارس است. یک مشاور سرمایهگذاری در سنگاپور خاطرنشان میکند که از شش صندوق حاکمیتی خلیج فارس که در معاملاتی که توسط شرکت او انجام شده است، مشارکت دارند، تنها یکی در ماه گذشته از این معاملات خارج شده است. او میگوید با کاهش سود داخلی، درآمد خارجی قابل اعتماد بسیار حیاتیتر است.
چنین چیزی شاید درست باشد. اما نشان میدهد این مسئله هم است که توجه صندوقها ممکن است از شرطبندیهای پرخطر روی آینده به داراییهای کسلکنندهتری که در حال حاضر پول نقد تولید میکنند، معطوف شود. در همین حال، در داخل کشور، بیشتر پول آنها به جای ایجاد یک اقتصاد جدید صرف بازسازی اقتصاد قدیمی خواهد شد. هر چه جنگ بیشتر طول بکشد و هر چه زخمهای آن عمیقتر شود برای صندوقها سختتر خواهد بود که وانمود کنند هیچ چیز تغییر نکرده است.



