محیط زیست و تلفات خاموش جنگ

کارشناسان با بررسی جنگ چهل روزه علیه ایران میگویند درک تصویر واقعی خسارتهای محیط زیستی به زمان نیاز دارد تا آشکار شود. آنچه واضح به نظر میرسد این است که ظرفیت ایران برای رسیدگی به آسیبهای زیستمحیطی به شدت تحت تاثیر جنگ قرار خواهد گرفت و به نظر میرسد که مقامات در نهایت حتی کمتر پذیرای شرایط لازم برای مدیریت موثر محیط زیست خواهند بود.
نشریه نیوزویک در گزارشی نوشت: از آتش زدن عمدی جنگلها و مزارع توسط نیروهای اتحادیه در طول جنگ داخلی آمریکا گرفته تا نابودی جنگلها و زمینهای کشاورزی توسط ایالاتمتحده در جنگ ویتنام، تخریب محیطزیست همیشه به عنوان ابزاری برای ایجاد وحشت در جنگ و همچنین به عنوان یک پیامد مورد استفاده قرار گرفته است.
به گفته کارشناسان، آسیبهای زیستمحیطی ناشی از جنگ میتواند گسترده و پایدار باشد و پیامدهای اجتماعی-اقتصادی مدامی به همراه داشته باشد.
اسمرت آسفاو بره، استاد بیوژئوشیمی خاک و رئیس تد و جان فالاسکو در علوم زمین و زمینشناسی در دانشگاه کالیفرنیا، میگوید: «آسیبهایی که جنگها ایجاده میکنند نسبت به آنچه مردم تصور میکنند مجموعهای بسیار پیچیدهتر هستند. اختلال فیزیکی ساختار خاک در اثر انفجارها و فشردگی ناشی از حرکت ماشینآلات سنگین مانند تانکها از جمله این موارد است. آلودگی شیمیایی ناشی از مواد منفجره و بقایای منفجر نشده، از جمله مینها به مرور زمان فلزات سنگین و ترکیباتی مانند TNT را به خاک میرسانند. و همه اینها علاوه بر تخریب جنگلها، چراگاهها و مزارع کشاورزی است که در طول درگیریها اتفاق میافتد.
نتا کرافورد، یکی از بنیانگذاران پروژه Costs of War در دانشگاه براون و استاد روابط بینالملل در دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند، به کنوانسیون اصلاح محیط زیست و پروتکلهای الحاقی به کنوانسیونهای ژنو در اواخر دهه 1970 اشاره کرده میگوید این دومی حمله به زیرساختهای ضروری برای بقای غیرنظامیان را ممنوع میکند.
اما آیا درجنگهای کنونی چنین چیزی رعایت میشود؟
کرافورد میگوید: طرفین جنگ مدعیاند چاهها را مسموم و سدها را تخریب نمیکنند. همه اینها غیرقانونی است. اما خواهناخواه این اتفاق میافتد. روسها سد کاخوفکا در اوکراین را تخریب کردند و بسیاری از زمینهای کشاورزی را زیر آب بردند. نکته کلیدی این است که این امر قابل پیشبینی، از پیش تعیینشده و گاهی اوقات عمدی است. این یعنی تضعیف دشمن برای جنگ بعدی.
ارزیابی سال ۲۰۲۵ برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد مبتنی بر سنجش از دور و تصاویر ماهوارهای نشان داد که تا اول سپتامبر همان سال، تشدید جنگ در غزه از اکتبر ۲۰۲۳ باعث آسیبهای شدید و فزاینده زیستمحیطی شده است.
برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد تخمین زد که حدود ۷۸ درصد از سازهها آسیب دیده یا تخریب شدهاند و بیش از ۶۱ میلیون تن آوار تولید شده که بخش عمدهای از آن به طور بالقوه آلوده به آزبست، فلزات سنگین و مهمات منفجر نشده است.
سیستمهای آب و فاضلاب از بین رفتهاند، ۹۷ درصد از محصولات درختی، ۹۵ درصد از بوتهزارها و ۸۲ درصد از محصولات سالانه از بین رفتهاند و عملا تولید مواد غذایی را فلج کردهاند.
در اوکراین، بررسی اولیه برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۲، از آسیبهای اولیه به زیرساختهای صنعتی، انرژی و فاضلاب، خطرات آلودگی ناشی از آتشسوزیهای نفتی، گلولهباران و آوارهای نظامی، و تاثیرات آن بر جنگلها، زمینهای کشاورزی و مناطق حفاظتشده خبر داد. ارزیابیهای بعدی، از جمله مطالعهای در سال ۲۰۲۳ در مورد شکست سد کاخوفکا، نشان میدهد که بخش عمدهای از خسارات زیستمحیطی احتمالا طولانیمدت یا غیرقابل برگشت خواهد بود.
تحلیلهای جدیدتر توسط رصدخانه درگیری و محیطزیست Conflict and Environment Observatory نشان میدهد که تلفات محیط زیست در اوکراین در حال افزایش است. داگ ویر، مدیر اجرایی ارشد، به نیوزویک میگوید: «هر درگیری ردپای زیستمحیطی متفاوتی دارد. برای غزه، شدت خسارت بود، خسارتی معادل با بهجا گذاشتن سیاست زمین سوخته. نه تنها خسارت عظیم به مناطق شهری و تاسیسات حساس به محیط زیست، بلکه به سیستم پشتیبانی از حیات نوار غزه، از جمله زمینهای کشاورزی، باغها و زیرساختهای آبی نیز وارد شد. در اوکراین، مقیاس جغرافیایی خسارت، خسارت و اختلال در سایتهای صنعتی و انرژی و تخریب آهسته مناظر خط مقدم صدها کیلومتری، اهمیت دارد.»
ویر در پاسخ به این سوال که آیا احتمال مشاهده چنین مقیاسی از خسارت در ایران وجود دارد، گفت: «تصویر واقعی خسارتها به زمان نیاز دارد تا آشکار شود. آنچه واضح به نظر میرسد این است که ظرفیت ایران برای رسیدگی به آسیبهای زیستمحیطی به شدت تحت تاثیر جنگ قرار خواهد گرفت و به نظر میرسد که مقامات در نهایت حتی کمتر پذیرای شرایط لازم برای مدیریت موثر محیط زیست خواهند بود.»
میراثهای سمی
آسفاو بره پنج دسته مرتبط با هم از آسیبهای خاک ناشی از جنگ را شناسایی کرده است: عدم دسترسی، از بین رفتن تنوع زیستی، اختلال در امدادرسانیهای خرد، آلودگی شیمیایی و از بین رفتن بهرهوری.
تحقیقات او به ویژه بر پیامدهای زیستمحیطی مینهای زمینی متمرکز بوده است که «بسیار فراتر از تاثیرات بشردوستانهای است که معمولا با آنها مرتبط هستند. مینهای زمینی ساختار خاک را بیثبات میکنند، خاک سطحی و پوشش گیاهی را از بین میبرند و خاک را در معرض فرسایش قرار میدهند که همه اینها باعث کاهش بهرهوری زمین میشوند.
با خوردگی مهمات و غلافهای آنها، نشت آلودگی شیمیایی میتواند برای دههها ادامه یابد. و سلاحهایی که هرگز منفجر نمیشوند، هنوز هم به دلیل وجود خود آسیب میرسانند. ترس از مینهای زمینی مانع از دسترسی مردم به زمینهایی میشود که برای کشاورزی، آب یا حفاظت از محیط زیست به آنها نیاز دارند.»
به گفته وی، در سطح جهانی، تخمین زده میشود که مینهای زمینی دسترسی به بیش از ۳۴۷۰۰۰ مایل مربع زمین را مسدود کرده یا آن را تخریب کردهاند. و در حالی که میتوان شهرها را بازسازی کرد، تخریب خاک به راحتی قابل جبران نیست. بره که این مسائل را در کشورهایی از جمله آنگولا، افغانستان، یوگسلاوی سابق، عراق، کامبوج، ویتنام و موزامبیک پیگیری کرده میگوید: «احیای یا تشکیل خاک جدید فوقالعاده کند است. تشکیل تنها یک اینچ خاک سطحی میتواند بیش از هزار سال طول بکشد. در هر مورد، الگو ثابت است: ساختار خاک بیثبات میشود، دامها کشته میشوند، بهرهوری کشاورزی کاهش مییابد و فقر و سوء تغذیه بدتر میشود.»
دکتر مارکوس ای. اورلانا، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور مواد سمی و حقوق بشر، توجهات را به انتشار مواد از ساختمانهای آسیبدیده از درگیری جلب کرد. او به نیوزویک گفته: «بیمارستانها در اینجا نمونهای تکاندهنده هستند زیرا معمولا مواد و زبالههای پزشکی خطرناک را در خود جای میدهند و از طریق آوارهای تولید شده از زیرساختهای آسیبدیده یا تخریبشده که حاوی مواد خطرناک در ساخت اولیه بودهاند، این مواد را آزاد میکنند. این نمونه اخیر در درگیریهای اوکراین و غزه آشکار است، همان جایی که تخریب ساختمانها مقادیر زیادی آزبست را وارد محیط زیست کرده است.»
یکی از نمونههای اثرات سمی پایدار جنگ، ویتنام است. بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۱، نیروهای آمریکایی میلیونها گالن علفکش را در سراسر کشور اسپری کردند و جنگلهای انبوه و زمینهای زراعی مورد استفاده جنگجویان ویتنام شمالی و ویتکنگ را هدف قرار دادند.
پرکاربردترین عامل، عامل نارنجی، برای از بین بردن پوشش گیاهی و از بین بردن منابع غذایی طراحی شده بود؛ اما حاوی یک محصول جانبی به نام دیوکسین بسیار سمی بود که میتواند در محیط زیست باقی بماند. چارلز بیلی، مدیر سابق برنامه عامل نارنجی در ویتنام موسسه آسپن، به نیوزویک گفت: «هواپیماهای اسپری عامل نارنجی و انبارهای ذخیرهسازی در سه پایگاه هوایی سابق ایالات متحده، خاک را با دیوکسین آلوده کردند که برای مردم جوامع اطراف خطرناک شد. ایالات متحده عامل نارنجی را بر روی منطقهای تقریبا به اندازه ماساچوست اسپری کرد و مجروحان و هزاران ویتنامی هنوز از بیماری و معلولیت مرتبط با آن رنج میبرند. تلاشهایی برای پاکسازی بقایای دیوکسین عامل نارنجی در پایگاههای هوایی سابق ایالات متحده و خنثیسازی بمبهای منفجر نشدهای در حال انجام است که همچنان مناظر را آلوده میکنند و مردم را به طور بیهدف در ویتنام، لائوس و کامبوج میکشند. تمام این تلاشهای پس از جنگ پرهزینه و زمانبر هستند.
به گفت وی، دههها طول کشید تا پاسخ همهجانبه ایالات متحده به میراث جنگ ویتنام شکل بگیرد، اما اکنون به پایه و اساس همکاری استراتژیک جامع امضا شده با ویتنام در سال ۲۰۲۳ تبدیل شده است. ایالات متحده تنها در سال ۲۰۰۷ همکاری با ویتنام را بهطور خاص در مورد میراث دیوکسین عامل نارنجی آغاز کرد.
از سال ۲۰۰۷، کنگره بیش از ۵۰۰ میلیون دلار برای ارائه کمکهای مستقیم به مردم در هشت استان به شدت سمپاشی شده و پاکسازی خاکهای به شدت آلوده به دیوکسین اختصاص داده است.
شکاف پاسخگویی
یکی از چالشهای زیستمحیطی که ردیابی آن دشوار بوده است، انتشار گازهای گلخانهای مرتبط با جنگ است. مطالعهای به رهبری لنارد د کلرک، محقق اقلیم نشان داد که انتشار گازهای گلخانهای ناشی از چهار سال جنگ روسیه در اوکراین به ۳۱۱ میلیون تن معادل CO2 رسیده است:قابل مقایسه با انتشار سالانه کشوری مانند فرانسه.
این انتشارات شامل انتشار گازهای گلخانهای ناشی از عواملی از جمله مصرف سوختهای فسیلی نظامی، آتشسوزی جنگلها، تخریب زیرساختهای انرژی، مسیرهای پروازی طولانیتر به دلیل بسته شدن حریم هوایی و بازسازی پس از جنگ میشود.
استوارت پارکینسون، مدیر اجرایی «دانشمندان برای مسئولیت جهانی»، خاطرنشان کرد که کمبود دادههای مستقیم وجود دارد، زیرا دولتها به دنبال گزارش محدودیتهای مربوط به انتشار گازهای گلخانهای نظامی تحت پروتکل کیوتو ۱۹۹۷ بودند.
استوارت پارکینسون، مدیر اجرایی «دانشمندان برای مسئولیت جهانی»، خاطرنشان کرد که به دلیل درخواست دولتها برای اعمال محدودیتهای گزارشدهی در مورد انتشار گازهای گلخانهای نظامی تحت پروتکل کیوتو در سال ۱۹۹۷، دادههای مستقیمی در این زمینه وجود ندارد.
او رهبری مطالعهای در سال ۲۰۲۲ را بر عهده داشت که تخمین میزد ردپای کربن فعالیتهای نظامی حدود ۵.۵ درصد از انتشار گازهای گلخانهای جهانی است و دامنه عدم قطعیت آن بین ۳.۳ درصد تا ۷ درصد است. اما این تخمین شامل انتشار گازهای گلخانهای مرتبط با جنگ نمیشود بنابراین احتمالا کل انتشار گازهای گلخانهای نظامی و مرتبط با جنگ در جهان حتی بیشتر است.
طبیعت بسیار مقاومتر است
با این حال، برخی از تحلیلگران در مورد اغراق در مورد پیامدهای زیستمحیطی جنگ محتاط هستند. مایکل روبین، مدیر تحلیل سیاست در انجمن خاورمیانه و مقام سابق پنتاگون، به نیوزویک گفت: «جنگ مدرن مطمئنا میتواند به محیط زیست آسیب برساند، اما نه به حدی که فعالان میگویند و نه این آسیب دائمی است. میدانهای جنگ جهانی اول مانند وردون هنوز زخمهای جنگ را نشان میدهند، اما طبیعت بسیار مقاومتر از آن چیزی است که بسیاری از متخصصان محیط زیست باور دارند. طبیعت گاه پس از درگیری غافلگیریهای مثبتی به همراه دارد: مثلا کشتیهای غرقشده به پایه و اساس صخرههای مرجانی تبدیل میشوند. دههها جنگ داخلی در جمهوری دموکراتیک کنگو منجر به آن شده که جنگلهای آن به آرامی جادهها، شهرها و روستاهایی را که مدتها پیش در آن ایجاد شده بودند، بازپس بگیرند. دهها پایگاه در سراسر ایالات متحده اکنون به پناهگاههای کوچک برای گیاهان و جانوران تبدیل شدهاند. مشکلات واقعی مانند گودالهای سوزاندن زباله و زبالههای سمی قابل اجتناب هستند. به عنوان مثال، زبالههای رادیواکتیو ایالات متحده هنوز بخشهایی از گرینلند را آلوده میکنند.



