جنگ‌های داخلی چگونه آغاز می‌شوند؟

نگاهی به کتاب باربارا اف. والتر

جنگ‌های داخلی از جمله مخرب‌ترین اشکال درگیری هستند که به معنی ایجاد هرج‌و‌مرج در یک ملت واحد است. درک منشا این جنگ‌ها نه تنها برای درک زمینه تاریخی، بلکه برای درک اهمیت چنین درگیری‌هایی و جلوگیری از آنها ضروری است. از نظر تاریخی، جنگ‌های داخلی مرزهای را بازتعریف کرده، دولت‌ها را سرنگون کرده‌اند و مسیر ملت‌ها را شکل داده‌اند.

کتاب «جنگ‌های داخلی چگونه آغاز می‌شوند» نوشته باربارا اف. والتر به بررسی این پدیده‌ها می‌پردازد و تحلیلی عمیقی از عوامل درگیری‌های داخلی ارائه می‌دهد. والتر با تعریف anocracy یا حکونت بی‌سالاری آغاز می‌کند. آنوکراسی حکومت‌هایی هستند که نه استبداد کامل‌اند و نه دموکراسی، بلکه چیزی بین این دو هستند. نوعd رژیم «میانه آشفته»، آنوکراسی‌ها بسیار ناپایدار و خطرناک هستند، زیرا رقابت سیاسی (مانند انتخابات) را مجاز می‌دانند اما فاقد نظارت‌های دموکراتیک قوی هستند و این باعث می‌شود که سه برابر بیشتر از دموکراسی‌های کامل، احتمال جنگ داخلی را تجربه کنند.

به گفته والتر، ویژگی‌ها و خطرات کلیدی مرتبط با آنوکراسی عبارتند از:

منطقه گذار: این کشورها اغلب در حال گذار به سمت دموکراسی یا در حال عقب‌نشینی به سمت اقتدارگرایی هستند.

نهادهای ضعیف: آنوکراسی‌ها نظارت‌های شکننده، متناقض یا غیرموجود بر قدرت دارند.

منطقه خطر: جنگ‌های داخلی به احتمال زیاد در این منطقه میانی رخ می‌دهند زیرا دولت به اندازه کافی ضعیف است که به مقاومت اجازه سازماندهی می‌دهد، اما نه آنقدر توتالیتر که همه مخالفان را سرکوب کند.

عوامل خطر بالا: آنوکراسی‌هایی با جناح‌بندی قومی- که در آن سیاست مبتنی بر هویت است نه ایدئولوژی- در بالاترین خطر قرار دارند.

مثال‌های والتر در این خصوص شامال این کشورها هستند:

عراق (پس از حمله ایالات متحده در سال ۲۰۰۳).

یوگسلاوی (در اوایل دهه ۱۹۹۰).

مجارستان (در زمان ویکتور اوربان، به عنوان نمونه‌ای از عقب‌گرد دموکراتیک).

ایالات متحده (پس از انتخابات ۲۰۲۰).

 

کارشناسان وضعیت دموکراسی را با بررسی چهار عامل ارزیابی می‌کنند:

* انتخابات تا چه حد از کنترل دولت آزاد است؟

* قوه مجریه تا چه حد محدود است؟

* مشارکت سیاسی نهادینه شده تا چه حد باز است؟

* فرآیند کاندید شدن برای ریاست جمهوری تا چه حد رقابتی است؟

محققان از امتیاز رتبه‌بندی هر کشور را در مقیاس ۲۱ امتیازی بین منفی۱۰ (استبدادی‌ترین) تا مثبت۱۰ (دموکرات‌ترین) تعیین می‌کنند، و کشورهای در محدوده مثبت۶ تا مثبت۱۰ «دموکراسی کامل» در نظر گرفته می‌شوند. کشورهایی که به عنوان آنوکراسی  شناخته می‌شوند امتیازی بین -۵ و +۵ دارند.

والتر درباره آنوکراسی می‌نویسد: شهروندان برخی از عناصر حکومت دموکراتیک مثلا شاید حق رای کامل را دریافت می‌کنند، اما تحت رهبری رهبرانی با قدرت‌های استبدادی گسترده و کنترل و توازن اندک زندگی می‌کنند. ترکیه تحت حاکمیت اردوغان نمونه خوبی از یک حکومت آنوکراسی (بی‌قاعده) است.

این کتاب بر اهمیت تشخیص «علائم هشدار دهنده اولیه و مداخله قبل از تبدیل شدن تنش‌ها به جنگ‌های تمام عیار» تأکید می‌کند.

یکی از جنبه‌های کلیدی تحلیل والتر، تعریف و دامنه جنگ‌های داخلی است. او این درگیری‌ها را نه صرفا به عنوان «مبارزات داخلی برای قدرت»، بلکه به عنوان تعاملات پیچیده عوامل مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به تصویر می‌کشد.

ظرافت‌های درگیری‌های داخلی چندوجهی است و دربرگیرنده فروپاشی نهادهای دولتی، بی‌ثباتی اقتصادی، شکاف‌های اجتماعی و مداخلات خارجی می‌شود. والتر با بررسی این عناصر، چارچوبی برای درک چگونگی تبدیل پویایی‌های اجتماعی امروز به درگیری‌های فردا ارائه می‌دهد.

 

شاخص‌های جنگ داخلی قریب‌الوقوع

جنگ‌های داخلی یک شبه شعله‌ور نمی‌شوند؛ آنها مسیری نگران‌کننده و قابل پیش‌بینی را دنبال می‌کنند که با نشانه‌های هشدار دهنده خاصی مشخص شده است. درک این شاخص‌ها برای تشخیص و جلوگیری از وقوع درگیری‌های داخلی بسیار مهم است.

بی‌ثباتی اقتصادی به عنوان یک پیش‌ساز مهم برای ناآرامی‌های داخلی عمل می‌کند. فقر گسترده، نابرابری‌های شدید اقتصادی و کمبود فرصت‌ها می‌تواند زمینه مناسبی برای نارضایتی ایجاد کند.

بی‌ثباتی سیاسی یکی دیگر از شاخص‌های کلیدی جنگ داخلی قریب‌الوقوع است. کشورهایی که حکومت ضعیف و نهادها شکننده هستند، به ویژه آسیب‌پذیر هستند. فقدان ایمان به نهادهای سیاسی اغلب منجر به بحران مشروعیت می‌شود، و شهروندان دیگر به قدرت‌هایی که می‌توانند عدالت، نظم یا رفاه را برقرار کنند، اعتماد ندارند.

عوامل اجتماعی، به ویژه شکاف‌های گروهی ریشه‌دار، نیز نقش مهمی ایفا می‌کنند. کشورهای چند قومی یا چند مذهبی که در آنها گروه‌ها در مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند، چه از طریق دشمنی‌های تاریخی، رفتار نابرابر توسط دولت، یا لفاظی‌های نفرت‌انگیز دستکاری شده، مستعد درگیری‌های داخلی هستند.

به‌عنوان مثال، فروپاشی یوگسلاوی در دهه 1990، ترکیبی بود از مشکلات شدید اقتصادی، تضعیف نهادهای سیاسی، و شکاف‌های قومی عمیق.

سقوط سوریه به هرج‌و‌مرج، پس از سرکوب سیاسی، نابرابری اقتصادی و شکاف‌های فرقه‌ای رخ داد که همه اینها طوفان کاملی را برای وقوع جنگ داخلی در سال 2011 ایجاد کردند.

درک این علائم هشدار دهنده به ما این امکان را می‌دهد که ببینیم جنگ‌های داخلی فوران‌های خودجوش خشونت نیستند، بلکه نتیجه نهایی مجموعه‌ای از عوامل قابل شناسایی و اغلب قابل اجتناب هستند.

فرسایش هنجارهای دموکراتیک و نقش نهادها

والتر تاکید می‌کند که نهادهای دموکراتیک قوی در حفظ ثبات سیاسی و صلح در یک ملت نقش محوری دارند. هنگامی که این نهادها شروع به فروپاشی می‌کنند، خطر درگیری داخلی به طور قابل توجهی افزایش می‌یابد.

یکی از عوامل اصلی فرسایش هنجارهای دموکراتیک، تضعیف کنترل‌ها و توازن‌های نهادی است. نهادهای دموکراتیک قوی به توازن قدرت متکی هستند که در آن قوای مجریه، مقننه و قضائیه به طور مستقل و موثر عمل می‌کنند. با این حال، وقتی قدرت در دست تعداد کمی یا حتی یک رهبر واحد متمرکز می‌شود، این هنجارهای دموکراتیک را تضعیف می‌کند. این تمرکز اغلب منجر به ایجاد حکومت استبدادی می‌شود، مخالفت‌ها خاموش می‌شوند و سیاست‌ها بدون نظارت یا پاسخگویی لازم اجرا می‌شوند. در نتیجه، باعث نارضایتی در میان مردم می‌شود و این نارضایتی‌ها می‌توانند به درگیری خشونت‌آمیز تبدیل شوند.

فساد عامل دیگری‌ست که نقش مهمی در فرسایش نهادهای دموکراتیک ایفا می‌کند. وقتی مقامات دولتی از موقعیت‌های خود برای منافع شخصی استفاده می‌کنند، اعتماد عمومی به دولت را از بین می‌برد. فساد فرآیندهای سیاست‌گذاری را تحریف می‌کند و منجر به تصمیماتی می‌شود که به نفع تعداد کمی از افراد منتخب است نه همه مردم. پس نه تنها نابرابری افزایش می‌یابد، بلکه نارضایتی عمومی را نیز دامن می‌زند. با گذشت زمان این سرخوردگی می‌تواند شهروندان را به حمایت از جنبش‌های رادیکال یا شورش‌هایی سوق دهد که نوید تغییر می‌دهند، حتی اگر این تغییر از طریق ابزارهای خشونت‌آمیز باشد.

نابرابری و قطب‌بندی سیاسی نیز از عوامل موثر در زوال نهادی هستند. نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی اغلب منجر به جامعه‌ای چندپاره می‌شوند که در آن شکاف بین نخبگان ثروتمند و اکثریت فقیر افزایش می‌یابد. این تثبیت نابرابری می‌تواند بافت اجتماعی را تحت فشار قرار دهد و سوءاستفاده از این شکاف‌ها را برای رهبران پوپولیست آسان‌تر کند. قطب‌بندی سیاسی با ایجاد ذهنیت «ما در مقابل آنها» که در آن سازش و مصالحه مطرح است، این مسئله را تشدید می‌کند.

نقش سیاست‌های هویتی و شکاف‌های قومی

در بررسی عوامل محرک جنگ داخلی، «نقش سیاست‌های هویتی و شکاف‌های قومی» به عنوان یک موضوع اساسی مطرح می‌شود. باربارا اف. والتر به این موضوع می‌پردازد که چگونه جوامعی که بر اساس خطوط قومی و هویتی تقسیم شده‌اند، می‌توانند زمینه‌های مساعدی برای درگیری‌های داخلی باشند. از نظر تاریخی، تنوع به تنهایی عامل اصلی نیست؛ بلکه سیاسی‌سازی و دستکاری این شکاف‌ها است که تنش‌ها را تشدید کرده و در نهایت منجر به جنگ می‌شود.

سیاست‌های هویتی ذهنیت «ما در مقابل آنها» را ایجاد می‌کند و ترس، بی‌اعتمادی و حس بی‌عدالتی را القا می‌کند. دستکاری سیاست‌های هویتی به ویژه زمانی خطرناک می‌شود که رهبران به طور فعال اختلافات را تقویت کرده و انسجام گروهی را علیه یک دشمن مشترک تشویق می‌کنند و منجر به افزایش تنش‌های بین گروهی و در نهایت درگیری‌ها می‌شوند. به عنوان مثال در یوگسلاوی دهه 1990 اختلافات قومی عمیقا سیاسی شده بودند و رهبرانی مانند اسلوبودان میلوشویچ قدرت خود را به رخ صرب‌ها می‌کشیدند که در نهایت منجر به درگیری‌های قومی وحشیانه و تجزیه کشور شد. نسل‌کشی رواندا در سال ۱۹۹۴ را رهبرانی به راه انداختند که مردم را بر اساس خطوط قومی طبقه‌بندی می‌کردند.

مداخلات خارجی

دخالت قدرت‌های خارجی می‌تواند درگیری‌های داخلی را تشدید کند یا حمایت حیاتی برای کاهش آنها فراهم کند. مداخلات خارجی اغلب به شکل دخالت نظامی مستقیم، تحریم‌های اقتصادی یا عملیات پنهانی با هدف تاثیرگذاری بر نتیجه یک درگیری صورت می‌گیرد. مثلا در سوریه ایالات متحده، روسیه، ایران و ترکیه از جناح‌های مختلف در داخل کشور حمایت نظامی کرده‌اند و در نتیجه درگیری را تشدید و طولانی‌تر کرده‌اند.

استراتژی‌های جلوگیری از جنگ داخلی

پیشگیری و حل جنگ‌های داخلی نیازمند رویکردی چندوجهی است از جمله تشخیص زودهنگام شاخص‌های درگیری، همکاری بین‌المللی و سازوکارهای موثر حفظ صلح. باربارا اف. والتر تاکید می‌کند که درک و پرداختن به ریشه‌های درگیری در مراحل اولیه می‌تواند احتمال وقوع جنگ‌های داخلی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد.

 

مشاهده بیشتر

فاطمه لطفی

• فوق لیسانس مهندسی محیط زیست • خبرنگار تخصصی انرژی • مترجم کتابهای عطش بزرگ، تصفیه پسابهای صنعتی، تصفیه آب، استفاده مجدد از آبهای صنعتی، فرایندها و عملیات واحد در تصفیه آب و ساز و کار توسعه پاک

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن