سود پاکستان از دیپلماسی ایران و آمریکا

فرزانه شیخ | همکار برنامه آسیا و اقیانوسیه چتم‌هاوس

در حالی که جهان منتظر توافق صلح بین ایالات متحده و ایران است و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از دور دوم مذاکرات احتمالی در اسلام آباد خبر می‌دهد، پاکستان همچنان به عنوان یک میانجی خستگی‌ناپذیر که ادعای بی‌طرفی و اعتماد همه طرف‌ها را دارد، در مرکز توجه قرار دارد. برای کشوری که هنوز درگیر درگیری با همسایگان خود است و تا همین اواخر توسط ترامپ به عنوان یک بی‌ثبات‌کننده استراتژیک دیده می‌شد، ظهور پاکستان به عنوان یک صلح‌ساز چیزی جز یک بازسازی خیره‌کننده نیست.

دستاوردهای اسلام‌آباد در برقراری آتش‌بس بین ایالات متحده و ایران و گرد هم آوردن دو طرف متخاصم برای اولین تعامل مستقیم سطح بالا از سال ۱۹۷۹ را نباید دست کم گرفت.

اما عملیات نظامی مداوم پاکستان علیه افغانستان، روابط تاریخی پرتنش آن با ایران و مفاد مبهم توافق‌نامه دفاعی مشترک آن با عربستان سعودی که هنوز تصویب نشده است، بر اعتبار آن به عنوان یک صلح‌ساز و میزبان بی‌طرف سایه می‌اندازد.

ظهور برق‌آسای پاکستان به عنوان یک میانجی، ترکیبی از ضرورت و محدودیت‌های ساختاری است. روابط شخصی قوی بین رئیس جمهور ترامپ و فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان،- که کنترل شدیدی بر سیاست خارجی کشورش دارد، نیز یک عامل حیاتی است.

انرژی، جغرافیا، جمعیت‌شناسی

انگیزه‌های پاکستان برای ایفای نقش میانجی واضح است. این کشور به شدت به واردات انرژی وابسته است و بیش از ۸۵ درصد از نیازهای نفتی و تقریبا تمام گاز طبیعی مایع (LNG) خود را از عربستان سعودی، قطر و کشورهای همسایه خلیج فارس تامین می‌کند.

در نتیجه جنگ، دولت مجبور شد اقدامات ریاضتی گسترده‌ای را اعمال کند، هفته کاری چهار روزه را برای کارمندان دولتی تعیین کند و مدارس را برای صرفه‌جویی در انرژی تعطیل کند. از آن زمان برخی از محدودیت‌ها کاهش یافته است، اما نگرانی مداومی وجود دارد که اقتصاد تقریباً ورشکسته پاکستان بدون کمک‌های مالی بین‌المللی ممکن است با فروپاشی مواجه شود.

در ۱۷ آوریل، عربستان سعودی برای کمک ۳ میلیارد دلار به پاکستان وارد عمل شد. ریاض همچنین تمدید تسهیلات ۵ میلیارد دلاری را برای سه سال دیگر تمدید کرد. اهمیت بالای اسلام آباد در حل و فصل این مناقشه همچنین به جغرافیا بستگی دارد. پاکستان ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک با ایران دارد که آن را به میدان نبرد نزدیک می‌کند. این مرز یک کریدور حیاتی تجارت و ترانزیت و مسیر تأمین انرژی است و در حال حاضر در برابر بی‌ثباتی آسیب‌پذیر است.

منطقه بلوچستان (که در ایران به عنوان سیستان-بلوچستان شناخته می‌شود) و در مرز دو کشور قرار دارد، مورد توجه ویژه است. گروه‌های شبه‌نظامی که از پایگاه‌هایی در دو طرف مرز فعالیت می‌کنند، بارها شاهد خشونت بوده‌اند و استان بلوچستان پاکستان در چنگال شورش‌های جدایی‌طلبانه وحشیانه‌ای گرفتار است.

جمعیت‌شناسی فرقه‌ای پاکستان انگیزه بیشتری برای میانجیگری آن ایجاد می‌کند. سنی‌ها در این کشور اکثریت دارند، اما این کشور همچنین دومین جمعیت بزرگ شیعه جهان پس از ایران را در خود جای داده است که تخمین زده می‌شود بین 10 تا 25 درصد از کل جمعیت را تشکیل می‌دهد.

وقوع خشونت‌های فرقه‌ای تا حدی نادر و عموما مهار شده است. با این حال، پاکستان سابقه طولانی تنش فرقه‌ای بین سنی‌ها و شیعیان دارد که به دهه 1980 برمی‌گردد. تظاهرات خشونت‌آمیز اخیر در اسلام‌آباد و کراچی، در اعتراض به ترور آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، منجر به مکالمات پرتنش بین فیلد مارشال منیر و روحانیون شیعه در اسلام‌آباد شد. گزارش شده است که منیر به مخاطبانش گفته است که «اگر اینقدر ایران را دوست دارید، پس به ایران بروید».

روابط ترامپ و منیر

اما مسلما بزرگترین انگیزه برای نقش پاکستان به عنوان یک میانجی معتبر، از رابطه شخصی نزدیک بین رئیس جمهور ترامپ و فیلد مارشال منیر ناشی می‌شود.

روابط نزدیک بین روسای جمهور ایالات متحده و رهبران نظامی پاکستان از دهه 1950 یک ویژگی ثابت بوده است. اما این آخرین ابراز گرمی روابط، پس از ستایش فراوان پاکستان از تلاش‌های رئیس جمهور ترامپ برای ظاهرا میانجیگری آتش‌بس بین هند و پاکستان در ماه مه 2025 رخ داد: پاکستان ماه بعد رسما ترامپ را برای جایزه صلح نوبل نامزد کرد.

در حالی که مشخص نیست منیر شخصا تا چه حد مسئول این نامزدی بوده است، شکی نیست که او به عنوان مرکز قدرت واقعی در پاکستان، به طور منحصر به فردی توسط رئیس جمهور ترامپ پاداش گرفته است.

منیر در ماه ژوئن توسط رئیس جمهور به یک ناهار خصوصی در کاخ سفید دعوت شد. در ماه سپتامبر، او به همراه نخست وزیر شهباز شریف به دفتر بیضی رفت تا در مورد برنامه‌های سرمایه‌گذاری ایالات متحده در بخش مواد معدنی حیاتی پاکستان بحث کند. این اتفاق تنها چند هفته پس از آن رخ داد که منیر در ماه اوت در مراسم بازنشستگی ژنرال مایکل کوریلا، رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM)، شرکت کرد. کوریلا پیش از این پاکستان را به عنوان یک شریک «فوق‌العاده» در مبارزه با تروریسم ستایش کرده و منیر را به خاطر نقشش در استرداد مظنون اصلی متهم به حمله به فرودگاه کابل در جریان خروج ایالات متحده از افغانستان در اوت 2021، مورد توجه قرار داده بود.

علاقه شدید منیر به تقویت همکاری بین پاکستان و ایالات متحده در بخش‌های مربوط به ارزهای دیجیتال، مواد معدنی حیاتی و مبارزه با تروریسم- که به اصطلاح «3Cs» نامیده می‌شوند- گمانه‌زنی‌هایی را در مورد محاسبات فعلی پاکستان و سودی که ممکن است از نقش خود به عنوان صلح‌جو انتظار داشته باشد، دامن زده است.

در سال ۲۰۲۳، منیر از طریق شورای ویژه تسهیل سرمایه‌گذاری (SIFC) حوزه اختیارات خود را برای نظارت بر فرصت‌های تجاری و سرمایه‌گذاری خارجی پاکستان گسترش داد که به ریاست نخست وزیر تشکیل شده و جایگاهی برای فرمانده ارتش در نظر گرفته شده بود.

امیدهای اولیه برای جذب سرمایه‌گذاری به ارزش ۲۵ میلیارد دلار به طور قابل توجهی از هدف خود دور شده است، اما نشانه‌هایی وجود دارد که پاکستان می‌تواند با استفاده از روابط گرم خود با دولت ترامپ، به دنبال تحقق اهداف خود باشد.

در سپتامبر ۲۰۲۵، شرکت فلزات استراتژیک ایالات متحده (USSM) تفاهم‌نامه‌ای به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار در اسلام‌آباد با واحد مهندسی ارتش پاکستان، سازمان کارهای مرزی (FWO) و شرکت ملی لجستیک ارتش (NLC) برای استخراج و بهره‌برداری از مواد معدنی حیاتی در پاکستان امضا کرد.

بر اساس گزارش رویترز، در ژانویه امسال، تفاهم‌نامه‌ای که تحت نظارت منیر در اسلام‌آباد امضا شد، ترتیباتی را بین پاکستان و یک «نهاد وابسته» به شرکت ارز دیجیتال آمریکایی، World Liberty Financial، رسمیت بخشید برای «گفت‌وگو و درک فنی پیرامون معماری‌های نوظهور پرداخت دیجیتال».

موسسه مالی ورلد لیبرتی که در سال ۲۰۲۴ تاسیس شد، مورد حمایت خانواده ترامپ است. از جمله بنیانگذاران آن می‌توان به زک ویتکاف اشاره کرد که پدرش، استیو ویتکاف، یکی از مذاکره‌کنندگان اصلی تیم آمریکا در هر دور دوم مذاکرات ایران و آمریکاست.

اعلام «جنگ آشکار» پاکستان علیه افغانستان در ماه فوریه به دلیل پناه دادن به شبه‌نظامیان متعلق به طالبان پاکستان و تصمیم این کشور برای تشدید جنگ در ماه مارس، از جمله حمله به پایگاه هوایی بگرام؛ نیز این گمانه‌زنی را ایجاد کرده است که پاکستان ممکن است به دنبال تطبیق تلاش‌های ضد تروریسم خود با اولویت‌های رئیس جمهور ترامپ باشد. در سپتامبر ۲۰۲۵، ترامپ علاقه خود را به بازپس‌گیری این پایگاه هوایی نشان داد که به عنوان مرکزی برای نیروهای آمریکایی و ناتو عمل می‌کرد.

هنوز خیلی زود است که بگوییم آیا تلاش‌های میانجیگری فعلی پاکستان مزایای ملموسی از سوی ایالات متحده به همراه خواهد داشت یا خیر، اما تاریخ به ما می‌گوید نباید درباره این مزایا باید خوشبین بود.

در سال ۱۹۷۱، پاکستان نقش حیاتی به عنوان میانجی برای تسهیل نزدیکی بین ایالات متحده (در زمان دولت نیکسون) و چین ایفا کرد. تفاهم کلی این بود که در ازای انجام این کار، ایالات متحده به جلوگیری از تجزیه پاکستان کمک کند.

این انتظارات بی‌اساس از آب درآمد. پاکستان امیدوار بود که اعزام نیروهای دریایی ایالات متحده به منطقه در دسامبر ۱۹۷۱، به درخواست پاکستان، مانع از جدایی پاکستان شرقی به عنوان کشور مستقل بنگلادش شود. اما این اتفاق نیفتاد، و رفتار واشنگتن چیزی بیش از یک حرکت نمادین نبود.

یک رهبری خردمند در اسلام آباد به هیچ وعده جدیدی که توسط دولت فعلی واشنگتن داده می‌شود، امید زیادی نخواهد داشت.

 

برچسب ها
مشاهده بیشتر

فاطمه لطفی

• فوق لیسانس مهندسی محیط زیست • خبرنگار تخصصی انرژی • مترجم کتابهای عطش بزرگ، تصفیه پسابهای صنعتی، تصفیه آب، استفاده مجدد از آبهای صنعتی، فرایندها و عملیات واحد در تصفیه آب و ساز و کار توسعه پاک

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن