هیچ چیز مثل سابق نمی شود
درباره بحران تنگه هرمز و عواقب انسداد آن

آنچه که نمودارهای قیمت نفت نشان میدهند حاکی از این است که بازارهای جهانی پیام را دریافت کردهاند. پیامی که گویا نشانههایی در خود دارد از خوشبینی برای پایان دادن به یک جنگ 39 روزه. قرار است بازارها نفس بکشند. قرار است کشتیها دوباره از تنگه هرمز عبور کنند. قرار است موشکپرانیها تمام شود. اما آیا ماجرا همینجا تمام میشود؟ هیچ کس باور ندارد که با باز شدن تنگه هرمز بر روی کشتیهای عبوری، همه چیز به حالت سابق خود بازگردد.
به گزارش «انرژی امروز» از هفته نامه صدا، نوزدهم فروردین ماه سازمان ملل متحد گزارش داد که از زمان شروع جنگ در پایان فوریه، حدود ۲۰۰۰ کشتی و ۲۰۰۰۰ دریانورد در خلیج فارس گرفتار شدهاند و قادر به عبور از تنگه برای ادامه سفر خود نیستند. حالا فرض بگیریم همین امروز تنگه هرمز کاملا بازگشایی شود و کشتیها امکان عبور از آن را بیابند. بیشتر کشتیهای باری با سرعتی بین ۱۲ تا ۲۵ گره دریایی حرکت میکنند. یک گره دریایی معادل ۱.۸۵ کیلومتر در ساعت است. این بدان معناست که وقتی یک کشتی با سرعت ۲۰ گره دریایی در حرکت است، این سرعت حدود ۳۷ کیلومتر در ساعت است. برای درک بهتر این اعداد بهتر است بدانیم یک دوچرخهسوار حرفهای میتواند سرعت متوسطی برابر با ۴۰-۴۵ کیلومتر در ساعت داشته باشد. به این معنی که کشتی باری از یک دوچرخهسوار حرفهای آرامتر حرکت میکند و این باعث میشود محمولهها روزهای متمادی در اقیانوسها شناور باشند. به این ترتیب حتی با بازگشایی تنگه هرمز اثرات اقتصادی انسداد آن تا ماهها بر جا خواهد ماند.
این اعداد زمانی خطرناک میشوند که بدانیم تنگه هرمز سالهاست که مهمترین گلوگاه جهان بوده است. در سال ۲۰۲۵، تقریبا ۲۵ تا ۳۰ درصد از تجارت دریایی نفت جهان و حدود ۲۰ درصد از کل گاز طبیعی مایع (LNG) از این گذرگاه باریک عبور میکرد. به این معنا که روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی همراه با سالانه بیش از ۱۱۰ میلیارد متر مکعب LNG از این تنگه عبور میکند؛ یعنی حدود ۹۳ درصد از صادرات LNG قطر و ۹۶ درصد از صادرات LNG امارات.
از طرفی، خلیج فارس حداقل ۲۰درصد از کل صادرات کود از طریق دریا، نیمی از کل تجارت جهانی دریایی گوگرد، یک سوم از تجارت دریایی متانول جهان را از آن خود دارد و خاورمیانه حدود 9 درصد از آلومینیوم اولیه جهان را تولید و از طریق تنگه هرمز صادر میکند، قطر تقریبا یک سوم عرضه هلیوم جهان را صرفا از راه تنگه هرمز صادر میکند، حدود ۶.۵ میلیون تن مونواتیلن گلیکول، ماده اولیه کلیدی برای الیاف پلیاستر، بستهبندی و منسوجات، از تنگه هرمز صادر میشود. به این اعداد هیدروژن سبز، سنگ آهن و گرافیت را نیز اضافه کنید.
یک تنگه خطرناک
فقط یک نمونه از اثرات مخرب انسداد تنگه هرمز در بخش کود این است: کمیته بینالمللی نجات که یک سازمان غیرانتفاعیست محاسبه کرده که ژوئن ماهی است که یک بمب ساعتی امنیت غذایی در این منطقه شروع به انفجار خواهد کرد، زیرا برداشت ضعیف ناشی از توقف تحویل کود صادراتی از خلیج فارس به کشاورزان زندگی میلیونها نفر را به سمت گرسنگی شدید سوق میدهد. خاورمیانه صادرکننده بزرگ اوره و محصولات نیتروژنی است. نیتروژن ماده مغذی اصلی مورد نیاز یک محصول کشاورزیست برای رشد و ذخایر این محصول در سطح جهان روبهروز در حال کاهش است و بنابراین تاثیر این کاهش عرضه بر بازده محصول و از دست دادن تولید محصول تا آخر سال زراعی مشخص نخواهد بود. به این ترتیب در آخر سال زراعی بحران اصلی نمودار خواهد شد.
علاوه بر کود و مواد شیمیایی و معدنی که در خلیج فارس به دام افتاده، بخش بزرگی از مواد غذایی ارسالی برنامه جهانی غذا هم حالا به دلیل انسداد تنگه هرمز متوقف شده است. انسداد تنگه هرمز آنقدر منابع غذایی برنامه جهانی غذا را در خلیج فارس حبس کرده که برای تغذیه ۴ میلیون نفر به مدت یک ماه کافیست. یا به عنوان مثال بیسکویتهای انرژیزا که با کامیون از طریق ایران به فقرا و کودکان دارای سوءتغذیه افغان ارسال میشدند، حالا باید از مسیری طولانیتر و با گذر از ۹ کشور دیگر به افغانستان برسند.
در زمان تنظیم این گزارش قیمت نفت خام برنت به 96.29 دلار سقوط کرده و نفت وستتگزاس اینترمدیت هم تا 89.77 دلار کاهش یافته و همچنان در حال کاهش است؛ قیمتهایی که در همین ماه مه، تا 115 دلار را هم تجربه کرده بود و در ابتدای درگیری به رقم 120 دلار در هر بشکه هم رسید. چرا؟ چون بازارهای جهانی اخبار خوبی از پیشرفت مذاکرات دریافت کردهاند. نورالدین الدغیر، خبرنگار الجزیره در تهران ادعا کرده «همه چیز انجام شده، چیزی باقی نمانده جز امضای توافق». به نظر میرسد همه آمادهاند تا آتشبس دائمی برقرار شود و شاید توافق صلحی همیشگی. بازارها هرچند با نگرانی اخبار را دنبال میکنند اما ریزش قیمت نشان میدهند همه به این توافق خوشبین هستند. اینکه دقیقا مفاد این توافق چه خواهد بود معلوم نیست اما کانال ۱۲ اسرائیل به نقل از منابعی گزارش داده که «با توجه به احتمال دستیابی ایالات متحده و ایران به توافقی برای پایان دادن به جنگ، به مقامات اسرائیل اطلاع داده شده است که بلافاصله پس از امضای توافق، تمام هواپیماهای نظامی آمریکایی از فرودگاه بنگوریون خارج خواهند شد». در خود این خبر نشانههاییست برای آرامش بازار. از سویی خبرهایی هم رسیده از دورترین نقطه شرق آسیا، چین برای محکمکاری. وانگ یی، وزیر خارجه چین گفته که پکن معتقد است توافق پایان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران باید به شورای امنیت سازمان ملل ارائه شود. بر اساس گزارش آناتولی، چین معتقد است تایید شورای امنیت سازمان ملل باعث خواهد شد تا این توافق مشروعیت و اقتدار داشته باشد. و مطابق آنچه که صدا و سیما گزارش کرده بر اساس یادداشت تفاهم اولیه میان ایران و آمریکا، در صورت دستیابی به توافق نهایی در بازه زمانی ۶۰ روزه، این توافق در قالب یک قطعنامه الزامآور شورای امنیت سازمان ملل تایید خواهد شد.
اما یک سند غیر رسمی اولیه هم از چارچوببندی یادداشت تفاهم ایران و آمریکا منتشر شده است. بر طبق این سند، آمریکا متعهد به رفع محاصره دریایی ایران شده است. در مقابل، ایران متعهد شده است تعداد کشتیهای عبوری تجاری را طی یک ماه به سطح پیش از تنشها بازگرداند که شناورهای نظامی مشمول این توافق نیستند. مدیریت و مسیر عبور و مرور کشتیها با ایران و همکاری عمان انجام خواهد شد. آمریکا تعهد داده نیروهای نظامی این کشور از محیط پیرامونی ایران خارج شوند؛ اینکه نیروهای اعزامی به منطقه را شامل میشود یا نیروهای مقیم در پایگاهها نیاز به مذاکره دارد.
تا چه حد این خبرها درست است؟ نمیتوان نظری داد. اما آنچه که نمودارهای قیمت نفت نشان میدهند حاکی از این است که بازارهای جهانی پیام را دریافت کردهاند. پیامی که گویا نشانههایی در خود دارد از خوشبینی برای پایان دادن به یک جنگ 39 روزه. قرار است بازارها نفس بکشند. قرار است کشتیها دوباره از تنگه هرمز عبور کنند. قرار است موشکپرانیها تمام شود. اما آیا ماجرا همینجا تمام میشود؟ هیچ کس باور ندارد که با باز شدن تنگه هرمز بر روی کشتیهای عبوری، همه چیز به حالت سابق خود بازگردد. در واقع فعلا تا اطلاع ثانوی هیچ چیز به حالت سابق خود باز نمیگردد. زخم تنگه هرمز تا مدتها بر تن اقتصاد جهانی باقی خواهند ماند. سلطان احمد الجابر، رئیس شرکت ملی نفت ابوظبی، هفته گذشته گفته بود که حتی اگر درگیری ایالات متحده و ایران فورا پایان یابد، حداقل چهار ماه طول خواهد کشید تا جریان نفت به ۸۰ درصد از سطح عادی خود برسد. به باور این فعال حوزه نفت، عادی شدن کامل جریان نفت تا سه ماهه اول یا دوم سال ۲۰۲۷ طول خواهد کشید.



