توافق مکه: استقلال استراتژیک خاورمیانه؟
در باره توافق مکه و احتمال ایجاد نظم امنیتی جدید

روز ۱۶ مرداد (هفتم اوت ۲۰۲۶) رهبران عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه یک توافقنامه دفاعی جدید امضا کردند که «تصریح میکند هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از این سه کشور، حملهای علیه همه آنها تلقی خواهد شد.» توافقنامه دفاع مشترک مکه در حالی امضا شد که تهدید از سرگیری جنگ ایران وجود دارد و حملات حوثیها دوباره آغاز شده و کشورهای خلیج فارس پس از حملات پهپادی و موشکی ایران، نقش ایالات متحده به عنوان یک تامینکننده امنیت را زیر سوال میبرند.
به گزارش «انرژی امروز» از هفته نامه صدا، از طرفی برخی تحلیلگران بر این باورند که این پیمان، خطرات هرگونه حمله آینده به عربستان سعودی را افزایش میدهد. عربستان خود را در خط مقدم درگیریهای منطقهای یافته است. در ماههای اخیر، حملات موشکی و پهپادی ایران، و گروههای همسو با تهران در یمن و عراق، قلمرو عربستان، مسیرهای کشتیرانی و زیرساختهای انرژی را تهدید کرده و ریاض را بر آن داشته تا به دنبال همکاریهای امنیتی عمیقتر با شرکای منطقهای باشد. این درحالیست که بر اساس گزارش نیویورکتایمز مصر هم در مذاکرات اولیه در مورد چارچوب دفاعی شرکت کرد اما توافق نهایی را امضا نکرد.
این توافق را میتوان از دریچه رقابت گستردهتر برای نفوذ در خاورمیانه هم بررسی کرد. در حالی که نگرانی از فشار ایران بر کشورهای خلیجفارس یک عامل اصلی امضاض این توافق است، تحلیلگران به ظهور اتحاد جداگانه شامل اسرائیل، امارات و هند هم اشاره کردهاند. اسرائیل و امارات از زمان توافق ابراهیم، همکاریهای خود را عمیقتر کردهاند، در حالی که روابط بین بنیامین نتانیاهو و نارندرا مودی، از طریق همکاریهای دفاعی و ابتکارات چندجانبه با مشارکت امارات و ایالات متحده تقویت شده است.
این پیمان را در چارچوب رقابت گستردهتر بین بلوکهای منطقهای نوظهور هم باید دید. مارک ساکسر، تحلیلگر، به نیوزویک گفته است که «اسرائیل و ایران برای هژمونی منطقهای رقابت میکنند، در حالی که ائتلافی از قدرتهای متوسط با محوریت عربستان، پاکستان، ترکیه و مصر به دنبال ایجاد تعادل در برابر هر دو است.»
و البته زمانبندی توافق هم مهم است زیرا نتانیاهو و مودی اخیرا مذاکراتی انجام دادهاند که ناظران منطقهای آن را به عنوان شواهد بیشتری از هماهنگی فزاینده بین اسرائیل و هند میدانند.
معنای پیمان برای امضا کنندگان آن
عربستان سعودی: کارشناسان بر این باورند که این توافق، اتحادی شبیه ناتو نیست و نشانهای از یک بلوک منطقهای جدید و مجزا هم به همراه ندارد. اما برای هر کدام از امضا کنندگان آن معنایی ویژه دارد و اهدافی متفاوت. به اعتقاد آلیسون مینور مدیر پروژه ادغام خاورمیانه در مرکز رفیق حریری و برنامههای خاورمیانه شورای آتلانتیک، ریاض با ایجاد شبکهای از مشارکتها بهتر میتواند تهدیدات منطقهای در حال تغییر را پیشبینی کند تا اینکه به یک شریک یا بلوک واحد متکی باشد. مینور که پیش از این معاون فرستاده ویژه ایالات متحده در یمن و مدیر امور شبه جزیره عربستان در شورای امنیت ملی ایالات متحده بود بر این باور است که ریاض با میزبانی از امضای یک توافق امنیتی جدید با یک قدرت منطقهای دیگر یعنی ترکیه در زمانی که سایر قدرتهای بزرگ منطقهای، ایران و اسرائیل، به عنوان نیروهای بیثباتکننده دیده میشوند، خود را به عنوان چهره ثبات منطقهای مطرح میکند. مزیت دیپلماتیکی که این توافقنامه به همراه دارد، ممکن است از همکاری امنیتی ملموس تاثیرگذارتر باشد: در آغاز جنگ ایران، ریاض توانست از همکاری خود با اسلامآباد برای شکلدهی بیسروصدا به مذاکرات و مدیریت تشدید تنش با تهران استفاده کند.
پاکستان: توافق مکه این قدرت منطقهای را بیش از پیش در معماری امنیتی نوظهور خاورمیانه جای میدهد. و از طرفی به پاکستان با جمعیت اکثریت مسلمان و ظرفیتهای تسلیحات هستهایاش اعتبار و نفوذ بیشتری در منطقه میبخشد. مایکل کوگلمن، پژوهشگر ارشد جنوب آسیا در شورای آتلانتیک بر این باور است که رهبران پاکستان میخواهند جهان کشورشان را به عنوان یک بازیگر جهانی مفید و تاثیرگذار ببیند، نه به عنوان خانهای برای سطوح بالای سرکوب و تروریسم. اما با توجه به اهمیت خاورمیانه برای منافع استراتژیک پاکستان، مزایای استراتژیکی نیز برای پاکستان وجود دارد. این منطقه محل زندگی بسیاری از متحدان اصلی آن، بخش قابل توجهی از واردات هیدروکربن آن و چندین میلیون مهاجر پاکستانی است.
به باور این تحلیلگر سیاسی، این توافق میتواند به روابط اسلامآباد با ایالات متحده کمک کند. دولت ترامپ که میخواهد شاهد تقسیم بار مسئولیت بیشتری از سوی متحدان اصلی ایالاتمتحده باشد، احتمالا به پیمانی که برای پیشبرد بازدارندگی منطقهای جمعی با نگاهی به ایران در نظر گرفته شده، با دید مثبت نگاه خواهد کرد. علاوه بر این، در آینده، در صورتی که جنگ در ایران پایان یابد و دیگر نیازی به میانجیگری پاکستان نباشد یا اگر جنگ دوباره شعلهور شود و پاکستان با انتقاد واشنگتن روبرو شود، پاکستان میتواند این توافق را به عنوان یادآوری سودمندی گستردهتر خود در خاورمیانه به دولت ترامپ ارائه دهد.
ترکیه: این توافق احتمالا عامل قدرت نفوذ ترکیه در خاورمیانه و به عنوان کشوری تاثیرگذار بر معادلات جدید منطقه تعریف خواهد شد. ریچ اوتزن، عضو برنامه ترکیه شورای آتلانتیک و مشاور نظامی معتقد است که برای آنکارا، این امر چتری را که از قبل برای متحدانش در قطر، سوریه و لیبی باز شده بود، گسترش میدهد و منابع جدید عظیمی را به آنچه که به عنوان یک مکانیسم دفاع جمعی مسلمانان شناخته میشود، اضافه میکند. چنین پیامدی این اصل را عملیاتی میکند که قدرتهای خارجی نباید به طور یکجانبه نظمهای سیاسی منطقهای را تغییر دهند یا اصلاح کنند؛ همان اصل ژئوپلیتیکی وضع موجود که توسط هر سه امضاکننده پذیرفته شده است. عربستان سعودی وزنههای تعادل مهمی را در برابر ایران و پاکستان برای هند میبیند، اما برای آنکارا، افزودن یک غول اقتصادی و یک قدرت هستهای به تیم خود، بازدارندگی در برابر اسرائیل را به شدت افزایش میدهد، اسرائیلی که رهبران آن از دشمنی و درگیری بالقوه با ترکیه صحبت میکنند. پیشتر کشورهای منطقه شاهد حمله هوایی اسرائیل به دوحه بودهاند.
صنایع دفاعی ترکیه مطمئنا از فرصتهای تجاری گستردهتر بهرهمند خواهند شد. شاید از همه مهمتر، توافق مکه (و گسترش بالقوه آن به سایر اعضا در آینده) مهر تاییدی باشد بر جایگاه ترکیه در شبکههای انرژی و تجاری بین هند و اروپا، زیرا مشارکتهای دفاعی، روابط تجاری و نوع شبکههای مورد بحث را تقویت میکنند.



